در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گاهی فیلمساز نه صرفا چون شخصیت قصهاش باید دارای یک شغل باشد تا به واسطه آن، کاراکترش را به مخاطب معرفی کند، که اساسا خود آن شغل به دلیل ویژگیها و ماهیت حرفهایاش به خلق درام و بسط آن کمک کرده و موقعیت نمایشی بالقوهای دارد. مثلا دقت کنید برخی مشاغل مثل پزشکی، معلمی، آشپزی، رانندگی و... چقدر در فیلم و سریالها مورد استفاده قرار میگیرند و از موقعیت حرفهای آنها در بسط درام بهرهبرداری میشود. برخی شغلها به واسطه منزلت اجتماعی و بعضی دیگر به دلیل ارتباط گسترده با مردم و برخی هم به علت شکل و جنس کار از حیث نمایشی، واجد ظرفیتهای دراماتیکی هستند که هم در شخصیتپردازی و هم خلق درام به کمک فیلمساز میآیند؛ حتی موقعیت مکانی یک شغل به لوکیشن اصلی کار بدل میشود. مثلا مغازه آرایشگاه در سریال «آرایشگاه زیبا» یا آشپزخانه در سریال «آشپزباشی» اثر محمد رضا هنرمند. ردپای این موقعیت را در فیلمهای سینمایی نیز میتوان سراغ گرفت. از نمونههای متاخر آن میتوان به موقعیت آشپزخانه و رستوران و اساسا حرفه آشپزی در فیلم «ماهیها عاشق» میشوند یا فیلم «بیست» اشاره کرد. در این نمونههایی که ذکر شد نه فقط شغل آشپزی، که موقعیت و ظرفیتهای دراماتیکی این حرفه نیز در تار و پود داستان تعبیه و از آن در تعریف و پیشبرد قصه نیز استفاده شده است.
به هر حال سینما و مشاغل مرتبط با آن از معدود مشاغلی هستند که از این امکان برخوردارند تا مشاغل و اقشار اجتماعی و حرفهای دیگر را در خدمت خود بگیرند و از موقعیت و نام آنها در عملکرد شغلی خود استفاده کنند و شغل دیگران را به تصویر بکشند، اما هنوز جای خبرنگار و حرفه خبرنگاری در سینما خالی است و هنوز فیلم و سریالی را سراغ نداریم که قهرمان آن یک خبرنگار باشد یا موضوع قصه به خبرنگاری ارتباط داشته باشد. در حالی که خبرنگاری خود سوژه است و چه بسا بیش از مشاغل دیگر واجد قابلیتهای دراماتیک و نمایشی. جالب اینکه خود سینماگران بیش از هر شغل دیگری با جامعه خبرنگاران در ارتباطند و دستکم یکی از شاخههای تخصصی و مهم این حرفه خبرنگاری سینماست. واقعا این همه کارگردانی که حتی زمانی خود نیز خبرنگاری را تجربه کردهاند به این فکر نیفتادهاند که خبرنگاری، مزایا و مصائب آن را سوژه قصه خود قرار دهند؟! شغلی که پر از اتفاق، تعلیق و هیجان است و بیشترین ارتباط ماهوی را با حرفه سینماگران دارد. متاسفانه گاه در لابهلای یک پلان یا سکانس، خبرنگاری به تصویر کشیده شده که خیلی سمج و مزاحم است و در کار دیگران فضولی میکند. تصویر خبرنگار در سینمای ایران نه نتها شفاف نیست که گاه تیره و تار هم ترسیم شده است. آیا زمان آن فرا نرسیده که فیلمسازان ما به نفع خبرنگار یا حرفه خبرنگاری، دوربین خود را روشن کنند؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: