در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه شد که پس از سالها کار در عرصه روزنامهنگاری، تهیهکنندگی و کارگردانی تصمیم گرفتید مدیریت مرکزی چون مرکز سینمای مستند و تجربی را به عهده بگیرید؟
خودم را همچنان در دنیای فرهنگ و رسانه غوطهور میبینم. اگر سمتی که در حال حاضر عهده دار آن هستم، ارتباطی با این فضا نداشت، هیچ گاه آن را نمیپذیرفتم. به فیلمسازی هنوز هم بسیار علاقهمندم. حتی آن زمان که در صداوسیما مدیریت داشتم نیز همچنان کار فیلمسازی را دنبال میکردم. هرچند این اتفاق چند وقت یکبار میافتاد ولی نمیخواستم ارتباطم با دنیای سینما قطع شود. حضور فعلی من هم در اینجا هرچند مستقیم خود من را در فضای فیلمسازی قرار نمیدهد ولی حضور در مرکزی که پشتوانه فیلمسازان جوان است، به من حس و لذت میدهد. بعد از همه این سالها هنوز خودم را هم خبرنگار و هم فیلمساز میدانم و معتقدم سمتهای این چنینی خیلی ماندگار نیست. حضور من در این مجموعه برای خود من تجربه جدیدی بود و معتقدم بعدها که از این سمت هم کناره بگیرم، فیلمسازی را بسیار جدیتر دنبال خواهم کرد.
مرکز سینمای مستند و تجربی چه هدف اساسی را دنبال میکند؟
به نظرم تجربه در همه عرصهها برای یک فیلمساز از اصول اساسی است. من این مهم را در این مرکز بسیار مدنظر دارم، سینماگر به واسطه کسب این تجارب است که میتواند به حیات خود در این سینما ادامه بدهد. اینجا افرادی حضور مییابند که نظرات و سلایق گوناگون دارند. حتی به عقیده من فیلمسازانی در نوع کار خود و در این مرکز توانستند موفقتر عمل کنند که خود را فقط محدود به تئوری سینما و تجربیات کتابی خود بسنده نکردند. این مرکز تا زمانی که به اینجا برسد، فراز و نشیبهای زیادی داشته و حتی یک زمانی تعریف ناقصی را در خیلی مسائل دنبال میکرد؛ دورهای در سینمای جوان ادغام شد و البته بعد از مدتی از آن جدا گشت. چراکه اهداف متفاوتتر و متمایزتری داشت. در حال حاضر هم این مرکز در تعاریف جامعی که قرار است داشته باشد، نواقص خاص خود را دارد، اما اصل این ماجرا این است که در همه دورهها این هدف را داشته که به حمایت از فیلمسازان جوان بپردازد. این مرکز سعی داشته برای کسانی که حرفی برای گفتن دارند، پشتوانه خوبی باشد.
در بیرون از این مرکز یک تعریف اشتباهی شنیده میشود. این که خیلیها فکر میکنند برای ورود به حرفه فیلمسازی باید ابتدا از این مرکز شروع کنند.
کلمه تجربی در این مرکز به معنای از صفر شروع کردن نیست. یک فیلمسازی که میخواهد وارد فضای این مرکز شود، باید تجربیاتی را گذرانده باشد و به قولی جرات ورود به فضای حرفهایتر را داشته باشد. شاید این تعریف درمورد کارگردانهای اول و فیلم اولیها خیلی صدق میکند. یعنی این که فیلمساز باید در کارنامه کاری خود ساخت فیلم کوتاه، مستند و... را داشته باشد و تجربیات اولیه و همچنین حرفهای خود را پشتسر گذاشته باشد. به اعتقاد من، این هدف در تمامی شاخههای هنری که در این مرکز به آن پرداخته میشود، بسط و اشاعه دارد. چه در بخش مستند، چه در زمینه انیمیشن و چه در ساخت آثار داستانی. البته این فرمول در چند سال اخیر تا حدی به هم ریخته بود و خیلی از فیلمسازانی که با کمترین تجربیات در این عرصه میخواستند به این فضای حرفهای ورود داشته باشند، روند تعیین شده این مرکز را خدشهدار میکردند. راحت بگویم، ما دروازه ورود فیلمسازان جوان به سینمای حرفهای نیستیم.
شاید این امر علاوه بر مسائل گفته شده شامل تعداد زیادی از فیلمسازان جوانی هم میشود که قصد ورود به فضای فیلمسازی را دارند.
آقامحمدیان: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی درها را به روی فیلمسازان حرفهایتر و شناختهشدهتر نبسته است . البته در این همکاری به دنبال رویکردها و اتفاقهای جدید سینمایی هستیم و اثر تولید شده باید تجربهای متفاوت باشد
دقیقا همین طور است. حتی به همین دلیل هم بود که این مرکز درها را به روی فیلمسازان حرفهایتر و شناختهشدهتر هم نبست. البته با حفظ همان رویکرد جدیدی که از آن صحبت کردم. نمونه بارز این مثال فیلم آناهیتا به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد بود و با این که کار چندم این کارگردان بود ولی نگاه جدیدی به مسائل داشت. برای ما مهم بود اتفاق جدیدی بیفتد که میتوانست در ارتباط با استفاده از یک تکنولوژی جدید باشد یا استفاده از سوژهها و داستانهای بهروزتر. مهم رساندن یک پیام جدید است. به هر حال سعی بر آن داشتهایم که این اتفاق بیفتد و فکر میکنم تا حدودی هم در این امر موفق بودهایم. مشکلی که در این مدت با آن مواجه بودیم، این بود که با ورود دنیای جدیدی از دیجیتال خیلی از جوانهای علاقهمند به ساخت فیلم که دسترسی و توانایی تهیه این امکانات را داشتند، آثاری را تهیه و تدوین میکردند که از لحاظ کیفی و کمی بسیار ضعیف بود و این فکر را در ذهن خیلی از آنها متبادر میکرد که باید به هر نحوی که شده این فیلم را به طریقی به نمایش بگذارند.این اتفاق خود مرا خیلی رنج میداد. چراکه توقعاتی در ذهن جوانهای ما ایجاد میکرد که از لحاظ قوانین این مرکز، شدنی نبود. هدف ما جذب فیلمسازان خوش فکر و خوشساخت در این عرصه است.
تا چند سال پیش، مستندسازی در این مرکز نمود پررنگتری داشت که در یکی دو سال اخیر زیر سایه ساخت فیلمهای داستانی قرار گرفته است. این را قبول دارید؟
خیلی هم به این شکل نبوده است. در این یکی دو سالی که خود من حضور داشتهام سعی کردهایم که همه این بخشها را به تناسب هم پوشش دهیم. منتهی طبیعی است که به هر حال در طول یک سال یکی از این بخشها از بقیه پیشی بگیرد و به لحاظ کمی نسبت به سایر بخشها برتری داشته باشد. حتی بخش مستندسازی ما نسبت به چند سال اخیر افزایش داشته. بخش انیمیشن تا حدودی برابر با سالهای پیش عمل کرده و در بخش داستانی هم سعی در افزایش آن داشتهایم. در عرصه فیلم اول همافزایشی در روند ساختاری داشتهایم. تنها نکته قابل بحث همان افزایش تعداد متقاضیان است که برای ما مشکلساز میشود. اول این که خیلیها در تعاریفی که از آن صحبت کردم، نمیگنجند و نکته دیگر بحث بودجه محدودی است که با آن مواجه هستیم.
این بودجه محدود شاید خیلی اوقات باعث میشود که در روند کمی این مرکز هم بحث قابل توجهی به وجود آید؟
به هر حال این یک بحث قابل تامل است. در این ارتباط هم از ما گلایههای زیادی شد. در این سالها ورود سینماگران استانی هم به روند کاری این مرکز اضافه شد و به هر حال آنها نیز میبایست سهمی از این بودجه را برای ساخت آثارشان در اختیار میگرفتند. این بود که چنین اتفاقی افتاد و خیلیها گمان میبردند که این از کم کاری مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است. به هر حال طبیعی بود که ما گزیدهتر عمل کنیم. من به گلایه این دوستان حق میدهم ولی خب از طرفی هم باید این تقسیم بودجه بخوبی بین فیلمسازان کشور انجام گیرد. هدف ما این است که سطح بصری و کاری مرکز را بالا ببریم. در یک سال اخیر ما حدود 20 درصد افزایش تولید کلی داشتهایم که این به عقیده من اتفاق خوبی است.
فکر نمیکنید گسترش شعاع این مرکز با در بر گرفتن جمعی از فیلمسازان شناختهشدهتر تا اندازهای از ورود تازه کارترها به این مرکز جلوگیری کند؟
ما در برنامهریزی پیشبینی همه اینها را کردهایم. چراکه حساسیت مرکز را در ورود این افراد به مرکز بالا بردهایم. این گسترش با یک پخش مناسب تنها محدود به تهران و فیلمسازان تهرانی نیست. مرکز با ورودهر فیلمساز جوان با فکری جدید استقبال میکند.
اکثر تولیدات این مرکز به صورت حمایتی و مشارکتی است. تا چه اندازه توانستهاید در اختصاص بودجه مستقل عمل کنید؟
ما برای مشارکت در سرمایهگذاری هیچ محدودیتی نداریم ولی در کنار آن، نوع کار و گروهی که به ما معرفی میشود، مهم است. حتی اگر همه چیز از لحاظ قوانین تصویب شده ما قابل قبول باشد تا 80 ـ 70 درصد هم سرمایهگذاری میکنیم. خیلی وقتها خود تهیهکنندگان بیشتر از 50 درصد سهم نخواستهاند. سعی ما بیشتر بر این است که به اتمام کار کمک کنیم و بکوشیم کاری که به گونهای در روند تولید آن وارد شدهایم، به خاطر مسائل مادی متوقف نشود. معمولا این اعمال بودجه در کارهای مستند ما، سهم بیشتری را به خود اختصاص میدهد و خیلی جاها حتی ما تا 90 درصد هم سرمایهگذاری کردهایم. این نوع نگاه ما به لحاظ حمایتی و مشارکتی است. حتی در بحث انیمیشن هم این بودجه باید بیشتر به کار رود، چرا که از لحاظ تخصیص بودجه بسیار هزینهبرتر است. اگر به روند تولیدات ما در این سالها نگاه کنید، میبینید کمتر پروژهای در این مرکز ناتمام مانده است.
تولیدات این مرکز تا به چه اندازه از پشتوانه تحقیقی برخوردارند؟
برای خود من، این قضیه خیلی مهم است. تحقیقات باید به صورت جدی باشد. ما در ایران فیلمسازان این چنینی زیاد داریم، بویژه در کارهای مستند که نیاز به تحقیقات بالایی دارد. توصیه من به فیلمسازان جوان این است که حتما این بخش را جدی بگیرند. حتی در موضوعات اجتماعی ـ داستانی این تحقیقات بسیار حائز اهمیت هستند. ما در مرکز سینمای مستند و تجربی آثار تولیدی داشتهایم که نهتنها در ایران بلکه در کشورهای دیگر نیز سر و صدایی داشتهاند. در پایان لازم میدانم که یادآور شوم این مرکز همچنان در جهت حمایت از فیلمسازان جوان با طرحی نو و پشتوانه فکری خواهد بود.
شبنم مدنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: