برزیل سال 2010 توانست با رشد اقتصادی 7/7 درصد، 4/2 میلیون شغل ایجاد کند و تورم را به 2/5 درصد برساند

برزیل؛ ظهور قدرتی تازه

جمهوری فدراتیو برزیل با 5‌/‌8 میلیون کیلومترمربع مساحت و 194 میلیون نفر جمعیت پس از روسیه، کانادا، چین و ایالات متحده آمریکا پنجمین کشور بزرگ و پرجمعیت جهان محسوب می‌شود. ثبت شاخص‌های رشد بالای اقتصادی همراه پیشرفت‌های چشمگیر در عرصه‌های مختلف و تثبیت موقعیت اقتصادی آن کشور در آمریکای لاتین به عنوان مقام اول و هشتمین مقام در دنیا، موجب شده است تا برزیل به یکی از قطب‌های بزرگ اقتصادی دنیا تبدیل شود. در عین حال از این کشور اکنون می‌توان به عنوان یک بازیگر لیگ بزرگ در صحنه جهانی یاد کرد.
کد خبر: ۴۱۹۹۴۵

برزیل طی 2 دهه گذشته صعودش را آغاز کرده است و جایگاهش را به گونه‌ای تثبیت کرده است که رقیب اصلی‌اش در منطقه یعنی ایالات متحده آمریکا را وادار کرد در طراحی راهبرد سیاست خارجی خود برای آمریکای لاتین نقش برزیل را همواره در نظر داشته باشد؛ تاکتیکی که ممکن است موجب ایجاد بی‌ثباتی کل منطقه آمریکای لاتین شود. به رغم این که ونزوئلا در حقیقت یک جزء اساسی در توقف سلطه آمریکا در منطقه است، ولی بازیگر مهم این فرآیند برزیل خواهد بود، زیرا آمریکا نمی‌تواند بر آن کشور فشار آورد یا آن را کنترل کند.

در بعد سیاسی زمانی که 8 سال قبل مذاکرات درخصوص ضرورت انجام تغییرات در جغرافیای اقتصادی جهان شکل گرفت و این موضوع مطرح شد که کشورهای بزرگ و در حال توسعه همچون برزیل آماده‌‌اند تا نقش مهم‌تری در سازمان تجارت جهانی ایفا نمایند یا به عضویت دائمی ‌شورای امنیت سازمان ملل درآیند، بسیاری از تحلیلگران سیاسی و تئوریسین‌ها به این موضوع با دیده شک و تردید نگاه کردند و شاید آن را غیرقابل باور ارزیابی کردند. اما تغییرات سریع جهانی در ابعاد سیاسی و اقتصادی و بروز بحران‌های ناشی از حوادث 11 سپتامبر 2001 و به دنبال آن بحران پولی و مالی 2009 به عنوان حقایقی بروزکردند و موجب به واقعیت پیوستن نقش پررنگ کشورهایی همچون برزیل درصحنه جهانی شدند. همزمان رشد اقتصادی بیشتر کشورهای در حال توسعه در مقایسه با کشورهای توسعه‌یافته موجب شد تا این کشورها به بازیگران اصلی دنیای اقتصاد و سیاست تبدیل شوند. نقش هماهنگ کننده جنوب ـ جنوب در سازمان تجارت جهانی، صندوق بین‌المللی پول، سازمان ملل و ائتلاف‌های جدید سیاسی و اقتصادی مانند گروه «بریکس» به عنوان تلاش‌های قابل توجه برزیل در یک دهه گذشته بود.

قدرت جهانی

در این مدت راهبرد سیاست خارجی برزیل به دنبال آن بود که نقش خود را در این ساختار جدید جهانی پررنگ نماید که تا حد زیادی نیز موفق بود دراین راستا شناختی که کشورهای دنیا نسبت به این کشور در مدت 8 سال حکومت لولا داسیلوا پیدا کردند در مقایسه با گذشته کاملا تغییریافته است. وقتی درباره برخی موضوعات جهانی همچون تغییرات آب و هوایی، تجارت، سرمایه‌گذاری، صلح و امنیت، رشد اقتصادی، نقش سازنده در بحران‌ها مذاکراتی مطرح می‌شود نقش برزیل همراه گروهی جدید از کشورهای دیگر در این موارد اهمیت زیادی پیدا می‌کند که از دید تحلیلگران انکارناپذیر است. این کشور در حقیقت سیاست خارجی جامع و مبتکرانه خود را در این راستا توسعه داد و ائتلاف‌هایی ایجاد کرد که از ائتلاف‌های منطقه‌ای و روابط سنتی فراتر رفت و برای حفظ و پیشبرد آنها تلاش کرد. ایجاد مکانیسم‌هایی برای مذاکره و هماهنگی مانند اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی موسوم به «اوناسور»، تشکیل کشورهای گروه20 در سازمان تجارت جهانی، رهبری مذاکرات مرکسور با اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج‌فارس، مشارکت در مذاکرات جهانی با آمریکا، برگزاری نشست مشترک گروه کشورهای «ایبسا» یا بلوک «بریک» روند پیشرفت برزیل را در سیاست خارجی خود نشان می‌دهد. پایه و اساس این سیاست خارجی جدید، افزایش اتحاد و یکپارچگی در میان ملل کشورهای آمریکای جنوبی، اتحاد در جنوب ـ جنوب، همسویی با کشورهای در حال توسعه در موضوعات جهانی است.

براساس گزارشی که چند ماه قبل از سوی موسسه تحقیقاتی و مطالعاتی Goldman & Saches منتشر شد گروه بریکس تا سال 2050 به یکی از قدرت‌های مطرح جهان تبدیل خواهد شد. در این زمینه تحلیلگران معتقدند تا نیمه قرن 21 ساختار سیستم قدرت جهانی ازحمایت کشورهایی نظیر برزیل، روسیه، هند و چین برخوردار خواهد شد و این کشورها همراه آمریکا و ژاپن در راس نظام جهانی قرارمی‌گیرند. یکی از مهم‌ترین گرایشاتی که می‌تواند به طور سرنوشت‌ساز در شکل‌گیری جهان آینده موثر باشد ظهور آمریکای لاتین است، اگر چه اروپا کاشف دنیای لاتین بوده،‌ ولی آمریکای لاتین دهه اول قرن 21 نشان داد که درحال ایجاد یک منطقه بزرگ اقتصادی، سیاسی راهبردی است که در آن استراتژی حمایت از نظم نوین جهانی مشتمل بر چندجانبه‌گرایی مدنظر است و برزیل به عنوان یک کشور قدرتمند سیاسی و اقتصادی منطقه نقش اصلی را در این روند به خود گرفته است. چنین گرایشی موجب نزدیکی و همگرایی راهبردی کشورهای بزرگ و نوظهور جهان خواهد شد و برزیل در این رهگذر در جهت تحکیم روند صنعتی شدن، افزایش مشارکت در سیستم بین‌المللی برای ایجاد جهانی با ثبات و متعادل مورد احترام به حاکمیت و استقلال کشورهای نوظهور تلاش می‌کند. این کشور معتقد است موضوعاتی نظیر افزایش اختلاف درآمد میان طبقه غنی و فقیر، اعمال نفوذ در موضوع تغییر آب و هوا، افزایش شکاف مالی، علمی ‌و فنی موجود میان کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه، چالش‌هایی هستند که در نتیجه ظهور یک اقتصاد جهانی ایجاد شده و تهدیدهایی را نیز با خود همراه خواهد داشت.

اقتصاد شکوفا

از بعد اقتصادی برزیل طی 2 دهه گذشته با در پیش گرفتن سیاست‌های اقتصادی منسجم و راهبردی مانند طرح ریاضت اقتصادی، طرح رئال (کاهش تورم) و خصوصی‌سازی‌ها توانست میلیاردها دلار سرمایه خارجی را جذب و وارد زیرساخت‌های خود کند که نتیجه این‌گونه سیاست‌ها تثبیت و تحکیم پایه‌های رشد اقتصادی را برای این کشور فراهم ساخت. در این زمینه دولت لولا داسیلوا طی 8 سال حکومت خود سیاستی را در پیش گرفت تا مشارکت فعال دولت در ساختن نظم جدید بازیگران جهانی در گستره‌ای وسیع از فعالیت‌های اقتصادی را تضمین کند.

موفقیت‌های مالی و بانکی از مهم‌ترین دستاوردهای یک دهه اخیر برزیل بود به طوری که در همین خصوص اوایل سال 2010 روزنامه بریتانیایی فایننشال تایمز فهرست مقایسه‌ای از 10 بانک برتر دنیا را از لحاظ برآورد ارزش سرمایه در بازار سال‌های2000 و 2009 منتشر کرد که بر اساس آن گزارش از 10 بانک برتر جهان 5 بانک آمریکایی و انگلیسی بودند، اما تنها بعد از 9 سال وضعیت به صورت چشمگیری تغییر کرد به طوری که در بین 10 بانک برتر، 5 بانک چینی و 3 بانک برزیلی قرار گرفتند. فایننشال تایمز نتیجه گرفته که این امر در نتیجه تغییر چشمگیر در اهمیت مراکز مالی است. اگر بحران مالی و پولی جهانی سال‌های 2008 و 2009 که اثرات مخربی بر بازارهای مالی و بانکی آمریکا و اروپا بر جای گذاشت و بر عکس تاثیر چندان زیانباری بر اقتصاد برزیل نداشت، به این آمار اضافه کنیم مطمئنا جایگاه برزیل بیشتر تقویت شده است. نقش مهم بانک توسعه برزیل (BNDES) در این روند بسیار مهم بوده است. این بانک امکانات خود را در حمایت از سرمایه‌گذاری به کارگرفته است و به عنوان بزرگ‌ترین بانک توسعه‌ای در دنیاست و به مهم‌ترین منبع مالی در بازسازی سرمایه‌داری برزیل تبدیل شده است.

ذخایر بزرگ اورانیوم

بر اساس گزارش اخیر کمیسیون اقتصادی آمریکای لاتین و حوزه کارائیب وابسته به سازمان ملل (ECLAC) تحت عنوان بهبودی اقتصادی آمریکای لاتین در سال 2010، اقتصاد برزیل توانست رشد 7‌/‌7 درصدی را پشت سر بگذارد و علاوه بر آن موفق شد 4‌/‌2 میلیون شغل ایجاد و نرخ بیکاری 5‌/‌6 درصدی و تورم 2‌/‌5 درصدی که رقم‌های پایین و قابل قبولی هستند را ثبت کند. در جهان امروز داشتن منابع کافی انرژی و عدم وابستگی به واردات آن از مهم‌ترین فاکتورهای رشد اقتصادی به حساب می‌آید. در این خصوص برزیل با موقعیت مناسبش برحسب خودکفا بودن در انرژی، به‌دلیل ذخایر عظیم نفت و اورانیوم که تاکنون مورد بهره‌برداری واقع نشده موقعیت‌ خود را در بازی ابرقدرتی جهانی بی‌نظیر ساخته است. برزیل از این حیث ششمین ذخایر بزرگ اورانیوم دنیا را به خود اختصاص داده، اگرچه این ارقام تنها مربوط به 25درصد قلمرو برزیل است که مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است. از نظر ذخایر نفتی نیز با اکتشافات جدید در حوزه نفتی سانتوز که این کشور را از سال 2005 خودکفا کرده است، پیش‌بینی می‌شود که این کشور یکی از 5 ذخایر بزرگ نفتی را در دنیا (با بیش از50 میلیارد بشکه) در اختیار خواهد داشت و در میان 10 اقتصاد برتر دنیا تنها روسیه مانند برزیل از خودکفایی در عرصه انرژی بهره می‌برد.

نکته: از اول سال 2011 با روی کارآمدن خانم دیلما روسف به عنوان اولین رئیس‌جمهور زن برزیل وارد مرحله جدیدی از تاریخ سیاسی خود شد. روسف اعلام کرده سیاست‌های لولا داسیلوا را ادامه خواهد داد

در کنار اینها برزیل، یک شبکه به هم پیوسته از شرکت‌های دولتی و خصوصی که قادر به رقابت همگام با بزرگ‌ترین کمپانی‌های جهان هستند را توسعه داده است. این امر در حوزه‌های مختلف ـ از بخش مالی و هوانوردی تا بخش هیدروکربنی و معدنی، پتروشیمی‌ و تولید مواد غذایی ـ گسترش یافته است. در این خصوص طی دهه گذشته چندین شرکت برزیلی سطح خود را از مقیاس منطقه‌ای به فرامنطقه‌ای رسانده و با عبور از مرزهای آمریکای لاتین تبدیل به شرکت‌های بزرگ چند ملیتی شده‌اند به طوری که شرکت واله دوریو دوسه به عنوان دومین شرکت بزرگ معدنی دنیاست و بیشترین میزان سنگ آهن را تولید می‌کند. پتروبراس (شرکت نفت برزیل) چهارمین تولیدکننده بزرگ نفت محسوب شده و در ردیف 3 شرکت برتر جهان در داشتن تکنولوژی حفر و اکتشاف نفت در اعماق 4000 متری دریا قرار گرفته است. امبرائر (شرکت هواپیماسازی برزیل) سومین شرکت بزرگ تولیدکننده هواپیماهای مسافربری با بردمنطقه‌ای بعد از شرکت‌های بوئینگ آمریکا و ایرباس اروپاست. شرکت فری بوی بزرگ‌ترین تولیدکننده گوشت گاو، شرکت براسکم هشتمین شرکت بزرگ پتروشیمی، شرکت برزیل فود بزرگ‌ترین صادرکننده غذاهای آماده گوشتی جهان و شرکت وتورانتی چهارمین تولیدکننده بزرگ سلولز دنیا هستند.

مقابله با قدرت‌های بزرگ

برزیل همراه کشورهای نوظهوری مانند هند و چین با رشد بالای اقتصادی خود در تلاشند تا از طریق مشارکت هر چه بیشتر در نظام بین‌الملل، موانع تحمیلی را پشت سرگذاشته و در مقابل راهبردهای سیاسی کشورهای توسعه‌یافته مقاومت و در شکل‌گیری یک نظام بین‌المللی که در آن مشارکت کشورهای در حال توسعه مدنظر قرار گیرد، نقش مهمی‌ را بازی کند. این کشور همزمان با ظهور خود به عنوان یکی از کشورهای بزرگ قرن حاضر سعی می‌کند با حداکثر همکاری در زمینه‌های سیاسی، راهبردی، اقتصادی، فرهنگی، علمی ‌و فنی به یک قدرت جدید برای مقابله با فشار قدرت‌های بزرگ اقتصادی در راستای تضمین منافع خود و کشورهای هم‌پیمان تبدیل شود.

برزیل بزرگ‌ترین تولیدکننده قهوه، پرتقال و نیشکر جهان و از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان جهانی انرژی برق و مواد غذایی در جهان است. این کشور همچنین سومین تولیدکننده هواپیماهای مسافربری جهان و اولین تولیدکننده هواپیما با بردمنطقه‌ای، دارنده بزرگ‌ترین تنوع صنعت درمنطقه آمریکای لاتین و حوزه کارائیب و دارای بیشترین منابع عظیم جنگلی و صنعت جنگلداری در آمریکای لاتین بوده و از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان تولیدات معدنی خام و مواد اولیه به شمار می‌رود.

برزیل دارنده بزرگ‌ترین ذخایر معادن آهن، بوکسیت، منگنز، قلع و طلا، بزرگ‌ترین شبکه حمل و نقل هوایی، دریایی و زمینی آمریکای لاتین و برخوردار از صنعت مدرن رقابتی نساجی با30 هزار کارخانه و تجارت سالانه 21 میلیارد دلار است. سومین تولیدکننده پوشاک جهان، هشتمین تولیدکننده بزرگ فولاد دنیا، دهمین تولیدکننده خودروی جهان، دهمین تولیدکننده بزرگ کاغذ و سلولز، هفتمین تولیدکننده مواد شیمیایی جهان، پنجمین تولیدکننده لاستیک جهان و ششمین تولیدکننده لوازم آرایشی از دیگر افتخارات بزرگ‌ترین کشور آمریکای لاتین به شمار می‌رود.

از بعد نظامی ‌و دفاع ملی نیز برزیل در حال آماده شدن برای تبدیل شدن به یک قدرت برتر نظامی‌ منطقه‌ای است. از این حیث با توجه به این که قدرت برزیل به عنوان یک ملت هیچ نشانی از کند شدن نشان نمی‌دهد، تنها گزینه‌اش قوی‌تر کردن استحکاماتش است. استراتژی ملی دفاع که توسط لولا داسیلوا در 15 دسامبر 2008 امضا شده به وضوح بیان می‌کند که نیروی دریایی باید استفاده از قدرتش را برای جلوگیری هر گونه تحرک دریایی از سوی دشمنان تضمین کند و در این خصوص تاکید ویژه‌ای بر دفاع از سکوهای نفتی برزیل در مناطق دریایی دارد. در همین خصوص اتحاد استراتژیک با فرانسه که از چند سال قبل برنامه‌ریزی و به مرحله عمل رسیده است، نه تنها به برزیل اجازه می‌دهد تا بتواند روی یک متحد اروپایی با قدرت زیردریایی قوی حساب بکند، بلکه این فرصت را فراهم می‌کند تا در تحقیق، توسعه و ساخت زیر دریایی‌های متعارف و هسته‌ای وارد شود. در دکترین نظامی ‌و دفاعی برزیل درگیر شدن با هیچ کشوری تعریف نشده است.

استراتژی آمریکا

همچنین در آستانه قرن 21 برزیل ماهیت استراتژی بازی آمریکا را فهمیده است. از نظر برزیل، پنتاگون همان راهبرد را که برای مهار چین به کار گرفته در مورد برزیل نیز پیاده می‌کند؛ مهم‌ترین اصل این راهبرد دامن زدن به آتش اختلافات در مرزها به منظور بی‌ثبات‌سازی این کشورها و سیاست ممانعت از روند صعودی آنها به رشد بالای اقتصادی و گرفتن نقش مهم‌تر در مناطق خود و موضوعات جهانی است. این همان منطقی است که آمریکا مرکز ثقل فعالیت‌های نظامی‌ خود را از عراق به افغانستان و پاکستان منتقل کرد. در آمریکای جنوبی، تاسیسات نظامی‌ فرماندهی بخش جنوبی ایالات متحده آمریکا، برزیل را در منطقه‌ آند به سمت غرب و جنوب احاطه کرده است. آمریکای لاتین به سمت افزایش نظامیگری روابط بین‌المللی بی‌سابقه در حرکت است. به جز برزیل، بقیه نه از نظر روانی و نه از نظر مادی آمادگی دفاع از خود را ندارند. البته برزیل نقطه آسیب‌پذیر نیز دارد. نیروهای نظامی‌اش مسوولیت دفاع از منطقه غنی آمازون و حفاظت از ذخایر نفتی تازه کشف شده در مناطق دریایی‌اش را به عهده گرفته‌اند. منطقه انحصاری اقتصادی برزیل (ZEE) که به آمازون آبی نیز معروف است، ناحیه‌ای به وسعت 6‌/‌3 میلیون هکتار است که اگر با موافقت سازمان ملل مواجه شود حدود 900 هزار کیلومترمربع نیز بر وسعت آن افزوده خواهد شد. استراتژیست‌های نظامی ‌و اقتصادی برزیل پیش‌بینی می‌کنند که گسترش قلمرو ناوگان دریایى که ذخایرنفت بخش‌های عمیق دریایی مناطق سانتوز، اسپریتو سانتو و کامپوس را یکی کرده نشان از تهدیدات آینده این کشور از سوی دشمنان خارجی دارد. در این خصوص یکی از استادان دانشگاه دفاع ملی برزیل معتقد است که ذخایرنفتی، کلیدی برای آینده کشور هستند، اما هشدار می‌دهد جایی که نفت وجود دارد مناقشه هم هست و ما باید برای آن آماده شویم.

در بعد داخلی، از اول سال 2011 برزیل با روی کارآمدن خانم دیلما روسف به عنوان اولین رئیس‌جمهور زن این کشور وارد مرحله جدیدی از تاریخ سیاسی خود شده است. لولا داسیلوا رئیس‌جمهور قبلی در به قدرت رسیدن خانم روسف نقش اساسی داشت و او نیز در مبارزات انتخاباتی خود اعلام کرده سیاست‌های لولا را ادامه خواهد داد. حزب سیاسی خانم روسف (حزب کارگر) پس از پیروزی در کنگره و در سنا اکثریت قاطعی را در قوه مقننه به دست آورده و این برای اولین بار در تاریخ برزیل است که یک ائتلاف سیاسی اکثریت قاطعی را هم در قوه مقننه و هم مجریه به‌دست می‌آورد و این پیروزی دوگانه روسف می‌تواند گام‌های بلند برزیل را در تحولات منطقه‌ای و جهانی و تاثیرگذاری بر موضوعات بین‌المللی به عنوان یک قدرت سیاسی و اقتصادی در شرف ظهور به اثبات برساند، اما به شرط آن که او از درایت و شجاعت لولا در اداره کشور و همکاری با کشورهای مستقل برخوردار باشد.

نفیسه درویش ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها