در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این سر و وضع، پسرم اصلا فکر آبروی خانواده را نمیکند. گاهی وقتها با این سر و شکل بیرون میرود، خجالت میکشم پشت سرش از خانه خارج شوم. رویم نمیشود توی چشم اهالی محل نگاه کنم یا با آقا مهدی بقال سر کوچه چشم تو چشم بشوم که یک جوری با نگاهش بهم بگوید این چه وضع لباس پوشیدن است، این چه مدل مویی است که پسرت دارد.
اوایل سعی میکردم با نصیحت و حرف حساب چشمش را باز کنم. وقتهایی که تنها میشدیم، مینشستم آرام و پدرانه سر صحبت را باز میکردم و درباره وضع قیافهاش حرف میزدم، اما فایده نداشت. این اواخر دیگر کارمان به جر و بحث و دعوا کشیده است. میگوید من درکش نمیکنم و سلیقهام مال 30 سال پیش است.
من مخالفتی ندارم با اینکه پسرم شیکپوش و تر و تمیز باشد، لباسهای زیبا بپوشد و از جوانهای همسن و سالش عقب نماند و به قول خودش جلوی آنها سرافکنده نباشد، اما دلم میخواهد حد و اندازه را هم نگه دارد. سر و وضعش را جوری درست نکند که مایه آبروریزی باشد، طوری لباس نپوشد که من هر روز موقع نماز از اهالی مسجد محل خجالت بکشم.
اگر این چیزها را رعایت کند، حرمت نگه دارد و اعتقادات را زیر پا نگذارد که کاری به کارش ندارم. خودش لباسش را انتخاب کند، خودش بخرد، خودش بپوشد. من که نمیگویم تو همانطوری باش که من دوست دارم، فقط میخواهم با لباس پوشیدنش جلف و بیشخصیت جلوه نکند، میخواهم جلوی همه سرافراز باشم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: