در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دقایقی بعد با حضور ماموران کلانتری 135 آزادی در محل حادثه، آنها مشاهده کردند مردی در راهپلههای مجتمع مسکونی نشسته و فریاد میزند داییام را کشتهام.
ماموران با دستگیری مرد جوان، او را برای تحقیقات به کلانتری منتقل کردند. بعد با حضور در خانهای که جنایت رخ داده بود، جسد مرد جوان کشف شد. در پی هماهنگی قضایی با بازپرس عموزاد، کشیک ویژه قتل دادسرای جنایی، جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت.
با تحقیق از همسایگان مقتول معلوم شد وی به همراه خواهرش و فرزند وی به نام ایمان از چندی پیش با اجاره خانه به آنجا نقل مکان کردهاند و شب حادثه زن مستاجر در خانه حضور نداشته است.
به این ترتیب ایمان ـ متهم پرونده ـ مورد بازجویی قرار گرفت و به قتل داییاش اعتراف کرد.
متهم به قتل در تشریح ماجرا به پلیس گفت: من و داییام مواد مخدر (شیشه و کراک) مصرف میکردیم. شب حادثه مادرم برای مهمانی به خانه یکی از اقوام رفته بود و من هم 2 نفر از دوستانم را به خانهمان دعوت کردم.
وی اضافه کرد: شب حادثه هر چهار نفرمان مواد مخدر (شیشه و کراک) مصرف کردیم. در همین موقع با یکی از مهمانها ـ امیر ـ در حال گفتوگو بودم و از او خواستم هر چه زودتر پولی را که به وی قرض دادهام به من پس دهد که توجهی به حرفهایم نکرد و مشاجرهمان بالا گرفت و داییام به طرفداری از دوستم پرداخت و با من دعوا کرد.
متهم به قتل با اشاره به جنایت گفت: از رفتار داییام ناراحت شده و با برداشتن چاقو از آشپزخانه به وی حمله کرده و با 2 ضربه چاقو او را کشتم. بر اثر مصرف مواد مخدر (شیشه) این اشتباه از من سر زد. شاید اگر معتاد نبودم داییام اکنون زنده بود.
در پی اظهارات مرد جوان، وی به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل شد. در مرحله بعدی از تحقیقات با شناسایی دوستان قاتل که شاهدان حادثه بودند، آنها به پلیس آگاهی احضار و در بازجویی گفتند ایمان عامل جنایت است.
بنابراین گزارش، متهم به قتل با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس شد تا چند روز دیگر صحنه حادثه را بازسازی کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: