در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید بهترین تصمیم با توجه به شرایط کنونی، کم کردن خدمات فرستکلاس باشد؛ اما هنوز هم عدهای با این کار مخالفند و بر این باورند که هر شرکتی اقدام به چنین کاری کند، در واقع گردشگرانی را از دست میدهد و از دست دادن گردشگر یعنی تخریب آینده کاری.
***
طبق آمار منتشر شده توسط سازمان هوایی IATA سطح درخواست سفر با بلیتهای فرستکلاس در پروازها نسبت به سال 2009 میلادی 17 درصد کاهش نشان میدهد. این در حالی است که بسیاری از شرکتهای هواپیمایی برای جذب گردشگران، به ارائه خدمات ارزانقیمت مشهور شدهاند. بنابراین شاید قسمت فرستکلاس هواپیماها هم به صندلیهای ارزانقیمتتری تبدیل شود. این پدیده در حالی اتفاق میافتد که در سالهای 2010 و 2011 میلادی سطح درخواست مسافرتهای لوکس از سوی گردشگران کاهش چشمگیری نشان داده است.
در همین حال آخرین گزارش یورومونیتور تحت عنوان «تغییر عادت سفری مسافران» هم بر این نکته تاکید دارد که در سال 2010 میلادی بسیاری از مسافران خطوط هوایی سعی در تغییر عادت مسافرتهای خود دارند و میخواهند هزینههای مسافرت را کاهش دهند. اینها نشان میدهد که برای گردشگران، سفر مهمترین موضوع است و آنها برای سفر کردن، از صندلیهای بسیار راحت فرستکلاس دل کندهاند و به صندلیهای معمولی روی آوردهاند.
قطع پروازهای فرستکلاس
به نوشته نشریه تراول نیوز، مدیر بازاریابی منطقه خلیجفارس شرکت هواپیمایی سنگاپور گفت: شرکت هواپیمایی ما بیشتر صندلیهای فرستکلاس خود را در مسیرهای طولانی به خدمت گرفته و امکاناتی چون صندلیهای تختخوابشو و خروجی آیپد را نیز به قسمت بیزینس کلاس اضافه کردهایم، بنابراین شرایطی بین خدمات فرستکلاس و اکونومی ایجاد شده است تا بیشتر گردشگران قدیمی این شرکت که ترجیح میدهند از خدمات ارزانتر هم استفاده کنند، بتوانند حق انتخاب بیشتری داشته باشند.
سلیقه مردم در انتخاب پروازها تغییر کرده است؛ گردشگران ترجیح میدهند مبلغ کمتری را برای مسافرت خود بپردازند
درست به همین دلایل دیگر شرکتهای مطرح در سطح جهان نیز دست به اقدام مشابه یعنی تعدیل صندلیهای فرستکلاس خود زدهاند؛ به طوری که مدیر شرکت هواپیمایی Qantas در ژانویه سال 2010 میلادی عنوان کرده این شرکت هواپیمایی دوسوم از فضای فرستکلاس خود را برای تبدیل به صندلیهای اکونومی اختصاص داده است. این در حالی بوده که این تغییر و تحول برای این شرکت هواپیمایی حدود 350 میلیون دلار هزینه دربر داشته است. این هزینهها برای جذب هرچه بیشتر گردشگران در خطوط هوایی روی میدهد.
مدیر تشریفات این شرکت هواپیمایی میگوید: با توجه به آمار درخواست لغو مسافرتها توسط گردشگران، این شرکت هواپیمایی به این نتیجه رسیده که سلیقه مردم در انتخاب پروازها تغییر کرده است؛ گردشگران ترجیح میدهند مبلغ کمتری برای مسافرت خود بپردازند.
نقش تعیینکننده گردشگران
تغییر عادتهای مسافرتی گردشگران و همچنین مسائل مربوط به رکود اقتصادی که هنوز هم اثرات آن مشاهده میشود، مشکلات بسیار جدیای را برای تقاضای سفر مردم به دنبال داشته است. اینگونه مسائل باعث شده مردم و مدیران واقعا باور داشته باشند که قطع خدمات درجه یک در هواپیماها، راهحل اصلی برخورد با این مشکل و معضل خواهد بود.
مدیر یک شرکت خدمات توریستی دراینباره میگوید: صندلیهای درجه یک در بسیاری از پروازهای کوتاهمدت اقتصادی نیستند؛ اما گردشگران زیادی در سفرهای طولانی، مایلند از امکانات فرستکلاس استفاده کنند.
البته هنوز هم هستند شرکتهایی که برای حفظ گردشگران متمول خود، خدمات گرانقیمت را ادامه میدهند.
شرایط جدید، برنامه جدید
تغییر برنامههای قدیمی و ارائه رویکردهای جدید از سوی خطوط هوایی مختلف، برای جذب گردشگر بیشتر، در حالی رخ میدهد که خطوط هواپیمایی ایران با توجه به مسائل مختلف نتوانستهاند خود را با بازار جهانی این حوزه هماهنگ کنند. با توجه به حجم گسترده برنامههای خطوط بینالمللی و سرمایهگذاری کلان آنها در این زمینه و بازاریابی گسترده آنها برای یافتن بازارهای بکر و گردشگران، سوال این است که آیا واقعا خطوط هوایی ایران میتوانند از نظر اقتصادی رقابتی با این شرکتها داشته باشند و در سطح بینالمللی مطرح شوند؟
شاید پاسخ این سوال در تبلیغات روزنامهها و تغییر عادت مسافران ایرانی در انتخاب خطوط هوایی روشن شود. در یکی دو سال اخیر شاهد رشد و حضور شرکتهای هواپیمایی خارجی در ایران و تبلیغات گسترده آنها بودهایم؛ این در حالی است که اکثر مسافران ایرانی هم ترجیح میدهند برای رسیدن به مقاصد گردشگری خود در دیگر نقاط جهان، از خطوط هوایی خارجی استفاده کنند. دلیل این انتخاب تا حدی روشن است و باز کردن زوایای آن به فرصتی دیگر نیاز دارد.
البته به این نکته هم باید توجه داشت که اکثر خطوط خارجی فعال در ایران به واقع شرکتهای متوسط هواپیمایی یا زیرمجموعه شرکتهای هوایی بزرگتر در سطح جهان هستند.
در حقیقت این شرکتها وظیفه جمعآوری درآمدی بسیار هنگفت از ایران را برعهده گرفتهاند. به عنوان مثال شرکت هواپیمایی امارات ایرلاین تقریبا هر روز 3 پرواز از ایران به مقصد دبی دارد. بنابراین هر روز چندین هزار دلار از طریق همین پروازها به صنعت هوایی این کشور تزریق میشود، در صورتی که میتوان این دلارها را در داخل کشور نگه داشت.
همچنین با کمی دقت متوجه خواهیم شد که بسیاری از گردشگران ایرانی برای رسیدن به مقاصد خود مجبور به استفاده از پروازهای ترانزیت هستند و باید به کشوری ثالث سفر کنند و از آنجا دوباره مسیر خود را ادامه دهند؛ این یعنی هزینه اضافه برای گردشگران ایرانی؛ این اتفاق در حالی صورت میگیرد که برخی از مسیرهای پروازی شرکتهای هواپیمایی داخلی به دلیل کمبود مسافر تعطیل شده است. به عنوان مثال میتوان حذف مسیر پروازی شرکت ایرانایر به توکیو را نام برد که با توجه به کاهش مسافر از فهرست پروازهای ایرانی حذف شده است.
به نظر میرسد برای ماندن در این بازار به تعمق و برنامهریزی دقیقتری نیاز است.
عماد عزتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: