در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از ابتدا که این کار به شما پیشنهاد شد، شما برای نقش فضل علی انتخاب شده بودید؟
پروژه یک سال و نیم به طول انجامید و تقریبا به جز دوره جوانی فضل علی اکثر بخشهای معاصر، دوران پیری فضل علی و جنگ و... برداشت شده بود. خانم ملکی نیز با من تماس گرفتند و طی صحبتهای اولیه به این گروه پیوستم، البته کسان دیگری نیز برای نقش فضل علی معرفی شده بودند اما آقای بذرافشان مرا مناسبتر از دیگر دوستان دید.
چطور به ویژگیهای ذاتی این کاراکتر رسیدید و با توجه به شرح شخصیتی فضل علی که در فیلمنامه آمده بود، چگونه با آقای بذرافشان به بسط و شرح درونیات او رسیدید؟
شخصیت فضل علی کاراکتر جذابی داشت و از آنجا که به قلم بذرافشان آشنایی کامل داشتم و کارهایی چون «لرزشهای دوباره زندگی»، «انتقال» و... که دارای سکانسهای فوقالعادهای بود را از ایشان دیده بودم، نقش جوانیهای فضل علی را پذیرفتم. از طرفی همسر آقای بذرافشان اهل کردستان هستند و به کمک ایشان مدت زمان کوتاهی توانستیم به نقاط اشتراک لهجه فضل علی برسیم. در واقع با رعایت بعضی از المانها مانند تلفظ «ک» با شدت و تبدیل کلمه «و» به «الف» تا حدودی به حال و هوای این فضا نزدیک شدم. از سوی دیگر نیز بذرافشان در ابتدای کار گوشزد کرد کاراکتر جوانیهای فضلعلی باید حالت بدوی داشته باشد.
قوم کرد در بین عامه مردم از یک سری ویژگیهای خاص برخوردارند مثل غیرت، شجاعت، وطنپرستی و ... برای این شخصیت تا چه اندازه به این ویژگیهای عام نزدیک شدید؟
زمانی که صدرالدین حجازی (بازیگر پیری فضلعلی) در رادیو میشنید هموطنانش در مناطق جنگی زیر توپ و تیر و ترکش دشمنان قرار گرفتند از خود عکسالعملهایی نشان میداد که حس وطنپرستی را به نمایش میگذاشت. در نتیجه کارگردان به این قضیه توجه داشت و جوانیهای فضلعلی را نیز با این دلیری و شجاعت شکل داد. بهنظرم این حس وطنپرستی کردها زبانزد عاموخاص است. در مجموع ساکنان شهرهای مرزی به ایران اهمیت زیادی میدهند.
از چگونگی بروز وجوه شخصیتی یک کردزبان صحبت کنید.
امیدوارم به گونهای بد کار نکرده باشیم. با توجه به این که لهجههای گوناگون را شنیده بودم، بر آن شدم تا شبیه آنها کلمات را ادا کنم. در سکانسی که فضلعلی تیر خورد، خانم بذرافشان نکات لازم را درخصوص لهجهام متذکر شد تا بخوبی شخصیت فضلعلی را به نمایش بگذارم. نمیدانم تا چه اندازه دراین زمینه موفق بودهام.
این بیانها به نوع بازیتان در نمایش برمیگردد؟
بله، اساسا تئاتری هستم و به این قضیه عشق و افتخار میکنم. نه تنها در تئاتر بلکه در حوزه رادیو نیز در این زمینه بهره بردهام. در ضمن اگر در برنامه رادیو و تلویزیون لهجهای مورد تمسخر قرار بگیرد مردم براحتی متوجه شده و سریع واکنش بدی از خود نشان میدهند.
آیا با آقای حجازی به عنوان کسی که سالهای دور کاراکتر شما را بازی میکرد تبادل نظر هم داشتید؟
خیر در واقع در پیشتولید قصه برداشتها صورت گرفته بود و فقط از بذرافشان جویا شدم که پیری فضلعلی به چه شکل و شمایلی است. آیا لهجه دارد یا نه؟ ایشان در جواب گفتند سالهاست در تهران به سر میبرد و لهجه خاصی نداشته و فقط به دلیل تیرهای کمرش قطع نخاع شده و روی ویلچر مینشیند، بنابراین با راهنماییهای ایشان توانستم به جوانی شخصیت فضلعلی پی ببرم.
عموما دیدن کاراکترهایی در دو مقطع زمانی هم برای مخاطب و هم بازیگر جذاب است. به عنوان یک بازیگر فکر میکنید اگر یک نفر نقش فضلعلی را در دو مقطع بازی میکرد بهتر بود یا در این سریال موفقتر عمل شده است؟
چهره برخی از بازیگرها توسط گریم قابلیت پیری و جوانی دارد. در غیر این صورت باید از بازیگر نفر دوم بهره ببریم. به نظرم بذرافشان بدش نمیآمد صدرالدین حجازی خود به تنهایی جوانی و پیری فضل علی را ایفا کند اما از آنجا که در یکسری از کارها همچون در چشم باد دیدهایم نقشهای نیکپور و صدیق شریف قابلیت برگشتن به 18 سالگی را نداشتند بنابراین در نابرده رنج نیز با این مشکل مواجه بودیم اما به قول شما این نقش با توجه به دوره کوتاهش جذابیت بسیاری داشت و اگر به این نکته دقت کرده باشید در اکثر سریالها شخصیتها رها میشوند، اما در اینجا این شخصیت پر و کامل است.
این کاراکتر با توجه به وجوه کمرنگی که در قصه دارد، اما به نوعی نقطه عطف داستان محسوب میشود که وقایع از طریق او جهت میگیرد. آیا ویژگی خاصی در وجود او دیدید؟
سعی کردم یک آدم غیور و شجاع و در واقع انسانی که روی عقایدش ایستاده را به نمایش بگذارم که این شجاعت در یکی از سکانسها بخوبی نشان داده شده است؛ در سکانسی که فضل علی دنبال گنج میرود و تصمیم میگیرد برگردد، کدخدا از او میپرسد ترسیدهای؟ اما فضل علی میگوید آدم ترسیده که برنمیگردد. فکر میکنم این شجاعت در این بخش از سکانس تا حدودی به چشم میخورد.
تا به اینجا که رسیدهاید کم یا زیاد بودن سکانس در پذیرش نقش تا چه اندازه برایتان اهمیت دارد؟
اوایل فکر میکردم باید نقش اصلی و زیادی بازی کنم، اما بعدها متوجه شدم نقش زیاد مهم نیست، بلکه نقشهای اثرگذار مهم است.
تا به حال با کارگردانهای باتجربهای کار کردهاید. آیا در انتخابهای بعدیتان نیز با وسواس نقشی را میپذیرید؟
کار کردن در کنار محمدرضا هنرمند و بازیگر، نویسنده و کارگردانی چون فخیمزاده باعث شد تجربیاتم در این عرصه زیاد شود. همچنین در پروژه مسعود آبپرور حرفهای جدیدی آموختم. شما نگاه کنید به کارنامه فرهاد اصلانی که چه کولهباری از تجربه به جا گذاشته است. پس بازیگر باید با نقش اثرگذار باشد تا در یادها بماند.
با توجه به اینکه در عرصههای چهارگانه بازی در رادیو، تلویزیون، سینما و تئاتر حضور دارید تا چه اندازه به کسب اطلاعات و دانش معتقدید؟
فکر میکنم باید فرزند زمان خودمان باشیم و از زمان عقب نمانیم. بازیگرهایی سراغ دارم که دایره اطلاعاتشان ضعیف است. بر فرض مثال از کشور همسایه یا حتی حال و روز مردم جامعه خبر ندارد و فقط ادعا میکند، به نظرم بازیگر باید جامعهشناس و روانشناس قابلی باشد و باید چه در محافل عکس و نقاشی و چه زمینههای دیگر دیده شود. در صورتی که بعضی از بازیگران ما سینما و تئاتر نمیبینند. به یاد دارم در یک برنامه رادیویی از دوستی پرسیدم آخرین کتابی که خواندهای چه بوده، کمی من و من کرد و من به ناچار در گوش او شاهزاده و گدا را معرفی کردم.
جدیدترین آثاری که از شما در حال پخش است؟
در فیلم سینمایی کاکوتی بازی کردهام و در ایام ماه رمضان نیز کاری را به تهیهکنندگی مجید اوجی و کارگردانی فلورا سام با نام «حرم» آماده پخش دارم.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: