در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از کارهای طنزش میتوان به مجموعههای پلاک 14، جنگ 77، باجناقها، پشتکنکوریها و... اشاره کرد. شاید به خاطر این که بازیاش در آثار طنز جواب داده، کمتر در کارهای جدیتر ظاهر شده است.
به هر حال رامین ناصرنصیر برای مخاطبان تلویزیون غریبه نیست. بخصوص این روزها که سریال «سه، پنج، دو» را از شبکه تهران روی آنتن دارد و در آن ایفاگر نقش دایی فرخ نیز هست. رامین ناصرنصیر دل پردردی داشت، چراییاش را میتوانید در ادامه بخوانید.
این روزها بیشتر دل تنگ چه چیزی هستید؟
خب دلتنگ خیلی چیزها هستم. بخصوص آدمی مثل من که تنها هم زندگی میکند این جور مسائل را خیلی بهتر درک میکند. البته تنهایی هم مزایا دارد و هم معایب. در هر حال من هم برای خودم دلتنگیهایی دارم.
در حرفه بازیگری دلتنگ چه چیزی هستید؟
دلتنگ کاری هستم که بتوانم آن را با عشق انجام دهم. چون کار هنری، کاری است که با روح آدمها سر و کار دارد و به قول معروف کاری که از دل برآید لاجرم بر دل هم مینشیند. بنابراین خیلی دلم میخواهد بتوانم کارم را با عشق انجام دهم.
یعنی الان دارید از سر عادت و بیعلاقگی کار میکنید؟
شاید. متاسفانه کارهایی که امروزه تولید میشوند، بیشتر آثاری هستند که صرفا برای سرگرمی ساخته میشوند و مساله خاصی را مطرح نمیکنند و بعضا دنیایی را نشان میدهند که با دنیای امروزی فاصله زیادی دارد، برای همین خیلی نمیشود با انرژی و از سر عشق و علاقه کار کرد و با این اوضاع قطعا شاهد نتیجه خوبی هم نیستیم و این گونه کار کردن حالا دیگر باب شده است و قبح این کار از بین رفته است.
یادم هست اوایل کارم اگر کسی نقشی را دوست نداشت و با عقایدش یکسان نبود هرگز آن را نمیپذیرفت، ولی الان آنها در کارهایی ظاهر میشوند که 180 درجه با عقایدشان فاصله دارد و انجام این کار برایشان خیلی عادی به نظر میآید.
آقای ناصرنصیر با توجه به این شرایط چرا نمینویسید؟ شاید از این طریق حداقل بتوانید به خواستههایتان برسید.
من از ابتدا هم خیلی نویسنده نبودم و فقط گاهی تیپهایی را که به نوعی در ذهنم بودند را خلق میکردم و حالا هم خیلی وابسته به این کار نیستم.
چرا طی این سالها پراکنده کار کردید. البته بعد از بازی در سه کار 90 شبی یعنی جنگ 77، ببخشید شما و پلاک 14 میتوانستید تبدیل به یک بازیگر کمدی شوید.
چند علت داشت؛ اول این که از سال 77 تا اواخر سال 78 به دلیل بازی در این سه کار 90 شبی و پیدرپی، فشار زیادی از لحاظ روحی و جسمی به من وارد شد. هر شب حدود 40 دقیقه برنامه روی آنتن، فرسوده و خستهام کرده بود. بخصوص این که مسوولیتهای مختلفی هم داشتم. از طرفی دیگر احساس میکردم این حضور مداوم باعث نخنما و تکراری شدنم پیش مخاطب شده است. ضمن این که حدود 2 سال هم در تلویزیون دیده نشدم. هم به خاطر سفر و هم به دلیل اجرا و بازیام در شبکه جهانی جامجم. به هر حال به دلیل تمامی این مسائل حضورم مدتی در شبکههای ملی کمرنگتر بود.
خودتان مایل بودید که این اتفاق بیفتد؟
ببینید من همیشه دوست دارم کار کنم، اما دوست ندارم به هر قیمتی این کار را انجام بدهم. پیشنهاداتی که در مورد شبکههای سراسری بود را دوست نداشتم چون چیزی در قصههای آن وجود نداشت که مرا وسوسه کند و به قول معروف قلقلکم بدهد.
به نظر خودتان، بازیگر خوششانسی هستید؟
نمیدانم. حداقل میتوانم بگویم که از کارنامه هنریام راضی نیستم و تنها 10 درصد از کارهایم را دوست دارم و فکر میکنم که قابل دفاع هستند. بنابراین خیلی هم خوششانس نیستم.
با توجه به این که طی این سالها بیشتر در آثار طنز ظاهر شدهاید، طنز امروز را چگونه میبینید و چه تعریفی از آن دارید؟
فقط میتوانم بگویم طنز امروز، طنز بیماری است و بیشتر جنبه سرگرمی پیدا کرده است تا این که حرفی برای گفتن داشته باشد و نباید صرفا به خاطر خنداندن مردم هر کاری کرد. ضمن این که طنز فرمایشی هیچوقت جواب نمیدهد.
منظورتان از طنز فرمایشی چیست؟
از طرفی طنز را به تهیهکنندگان و کارگردانان تحمیل میکنند و از طرف دیگر آزادی عمل را از آنها میگیرند. بنابراین در این شرایط شاهد نتیجه موفقی نخواهیم بود. ضمن این که متاسفانه طی این سالها کاری برای افزایش سطح سلیقه مردم هم نکردهایم.
خب بهتر است برویم سراغ مجموعه سه، پنج، دو، چه شد که بازیگر این سریال شدید؟
موضوعش را دوست داشتم. چون فوتبال موضوعی است که هم طرفداران جوان بسیاری دارد و هم چالش برانگیز است و پدیدهای است که میتواند در معنای مثبتاش تاثیرگذار باشد.
چند قسمت از فیلمنامه در ابتدا آماده بود؟
ناصرنصیر: شخصیت فرخ را دوست داشتم و به نظرم جای پرداخت بیشتری داشت. ضمن این که حال و هوای خود کار برایم خیلی جذاب و هیجانانگیز بود. به هر حال در هر کاری شخصیتهای آن براساس قصه، کمرنگ و پررنگ میشوند و حالا دیگر به این مساله عادت کردهام.
9 قسمت از فیلمنامه نوشته شده و آماده بود و بقیه در طول کار نوشته شد، اما طرح کامل تا آخر مشخص بود.
آیا به این مساله فکر کردید که ممکن است جامعه فوتبال نسبت به این کار معترض شوند؟
بله، این مساله از ذهنم گذشت، ولی روی تصمیمم برای پذیرش این کار تاثیری نداشت. سه، پنج، دو مسائل روز جامعه فوتبال را به تصویر کشیده است و شاید درد خیلی از آدمهای جامعه فوتبال باشد و افرادی که نسبت به این سریال معترض شدهاند یا خیلی شخصی برخورد کردهاند یا خودشان در حاشیه فوتبال هستند.
نقش فرخ را چقدر دوست داشتید و تا چه حد توانستید با او ارتباط برقرار کنید؟
شخصیت فرخ را دوست داشتم و به نظرم جای پرداخت بیشتری داشت. ضمن این که حال و هوای خود کار برایم خیلی جذاب و هیجانانگیز بود.
به هر حال در هر کاری شخصیتهای آن براساس قصه، کمرنگ و پررنگ میشوند و حالا دیگر به این مساله عادت کردهام.
آقای ناصر نصیر چرا در اکثر کارهایتان نقش آدمهای ساده با روحیاتی کودکانه را ایفا میکنید؟ مثلا در سکانس دعوای سوری با فوتبالیست جوان در کلانتری، فرخ دائم منتظر امضا گرفتن از آن فوتبالیست بود؟
به نظرم پاسخ این سوال را نویسنده این کار باید بدهد. فرخ اصلا آدم بیخیالی نیست و اتفاقا یک جاهایی وارد توطئه هم میشود و دعوا هم میکند، البته اگر به نفعش باشد. به هر حال اینگونه بازی کردن خواسته کارگردان و نویسنده بوده است.
به نظرتان بزرگترین حسن سریال سه، پنج، دو چیست؟
عوامل پشت صحنه این سریال، آدمهایی هستند که سالهاست با یکدیگر کار میکنند و پس از این همه سال، خیلی خوب حرف هم را میفهمند و درک میکنند برای همین سرعت کار هم بالا میرود و بازیگر انتظار کمتری در پشت صحنه میکشد که این مساله برای من بزرگترین حسن است.
فکر نمیکنید طنز سریال سه، پنج، دو تا حدی به سمت طنز فانتزی کشیده شده است؟ مثلا آن هم رسیدن به 30 میلیارد پول برای یک خانواده طبقه متوسط خیلی باورکردنی نیست.
بله باور کردنی نیست، اما غیرممکن هم نیست. اتفاقا ما میخواستیم نشان بدهیم خانواده متوسطی که یک شبه به این همه ثروت میرسد بعدها دچار چه مشکلاتی میشود و این تغییر فاحش چه مسائلی را برایشان رقم میزند. بنابراین اساس قصه بر مبنای همین ثروت، شکل گرفته است.
برای رسیدن به نقش فرخ، رامین ناصرنصیر به تنهایی چقدر نقش دارد و چقدر تلاش کرده است؟
نمیدانم. سوال سختی پرسیدید. میتوانم بگویم در نوع بازی کردن هم سعی کردم روی حرف زدن و رفتار فرخ دقت کنم و او را از این جهت خاص نشان دهم البته در مقایسه با سایر شخصیتهای این قصه.
دنیای شخصی خودتان چقدر با فوتبال گره خورده است؟
خیلی کم. خیلی اهل فوتبال به آن معنا که طرفدار تیم خاص باشم یا بازیهای لیگ را دنبال کنم نیستم، ولی بازیهای جام جهانی را دوست دارم، چون به نوعی صحنه رقابتهای بینالمللی است و از این نظر برایم جذاب است.
آیا بازی در این سریال روی علاقه شما نسبت به این رشته ورزشی، تاثیری هم داشته؟
بله، طبیعتا حالا این اتفاق برایم افتاده است و با قوانین خاص فوتبال آشنا شدهام و خیلی راحتتر میتوانم بازیهای فوتبال را درک کنم.
شما برای بچهها هم کار میکنید. از جمله کارهایتان در این زمینه میتوان به مجموعه مزرعه بیبی گندم اشاره کرد. فکر میکنید روزی بتوانید به عنوان کارگردان یک مجموعه موفق کودک معرفی شوید؟
خیر. چون من اصلا اشرافی روی کار اجرا برای کودکان ندارم و تنها برای این مخاطبان خاص، کار نمایشی انجام میدهم، اما اساسا دنیای بچهها را دوست دارم و صداقت آنها برایم ستودنی است.
با دنیای کودکی خودتان چقدر فاصله گرفتهاید؟
هم گرفتهام و هم نگرفتهام. گاهی اوقات متوجه سن و سالم نیستم و کارهایی که انجام میدهم که برای دیگران تعجببرانگیز است. به هر حال از حال کودک درونم باخبر هستم و خیلی با او غریبه نیستم.
کدامیک از نقشهایی را که تا به حال بازی کردهاید به شخصیت واقعی رامین ناصرنصیر شباهت بیشتری داشته است؟
برای پاسخ به این سوال باید 16 سال فعالیت هنریام را مرور کنم. البته به طور اخص نمیتوانم نقش خاصی را نام ببرم، اما میتوانم بگویم نقشهایی را که در سریالهای خانم برومند بازی کردهام را بسیار دوست دارم، چون برایم خیلی ملموس و واقعی بودهاند و با تمام وجودم حسشان کردهام و حتی با آنها زندگی کردهام.
راستی چرا در سینما بازی نمیکنید؟
واقعیت این است که در سینما هم دقیقا همه پیشنهادات کمدی بوده است، ولی به نظرم جریان کمدی چند سال اخیر در سینما بسیار اسفبارتر از تلویزیون است و حتی معتقدم تلهفیلمهای تلویزیونی به مراتب از خیلی کارهای سینمایی که به من پیشنهاد میشود بهتر است. حتی از خواندن بعضی از فیلمنامههای سینمایی که به من پیشنهاد میشود خجالت میکشیدم و با خودم فکر میکردم که چگونه یک نفر میتواند خودش را متقاعد کند جلوی دوربین برود و این جملات را بگوید.
محبوبه ریاستی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: