خودکشی از ساختمان 8طبقه به خاطر ازدواج

پسر جوان وقتی با مخالفت خانواده‌اش مبنی بر ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش روبه‌رو شد، برای راضی کردن آنها نقشه خودکشی از یک ساختمان 8 طبقه را طراحی کرد.
کد خبر: ۴۱۶۲۶۲

به گزارش «جام‌جم»، چند روز پیش مردی با سامانه 125 آتش‌نشانی در مشهد تماس گرفت و برای نجات مرد جوانی که بالای پشت بام یک ساختمان 8 طبقه رفته و قصد خودکشی داشت، تقاضای کمک کرد.

ماموران آتش‌نشانی با حضور در محل حادثه که مرکز شهر بود، مشاهده کردند جوانی بالای پشت بام ساختمان رفته و جمعیت بسیاری در محوطه ساختمان تجمع کرده‌اند.

آتش‌نشان‌ها به گفت‌وگو با مرد جوان پرداختند تا او را از تصمیمی که گرفته منصرف کنند، اما او حاضر به پایین آمدن از ساختمان نبود و فریاد می‌زد اگر پدرم با ازدواج من و دختر مورد علاقه‌ام موافقت نکند، خودم را به پایین پرت می‌‌کنم.

آتش‌نشان‌ها با پی بردن به خواسته مرد جوان، با پلیس 110 تماس گرفته و ماجرا را خبر دادند.

خودکشی برای ازدواج

دقایقی بعد با حضور ماموران انتظامی در محل حادثه، عملیات روانکاوانه برای نجات وی آغاز شد، اما مرد جوان فقط خواسته قلبی‌اش را تکرار می‌کرد و با تهدید از ماموران می‌خواست، محل حادثه را ترک کنند، در غیر این صورت تصمیم به خودکشی را عملی می‌کند. عملیات نجات همچنان ادامه داشت تا این که پس از چند ساعت ماموران انتظامی پدر و دختر مورد علاقه مرد جوان را شناسایی کردند و آنها را به محل حادثه آوردند. مذاکره با مرد جوان آغاز شد و او به محض این که متوجه حضور دختر مورد علاقه‌اش در میان جمعیت شد، فریاد زد، من قصد ازدواج با دختر مورد علاقه‌ام را دارم. اگر خانواده‌ام همچنان با این وصلت مخالفت کنند، خودکشی می‌کنم و آرزوی ازدواج فرزندشان را به گور می‌برم. دختر جوان با شنیدن صدای مرد مورد علاقه‌اش با التماس از وی می‌خواست، از تصمیمی که گرفته صرف‌نظر کند، اما بی‌فایده بود.

پدر، ناجی فرزندش شد

مرد جوان همچنان اصرار به خودکشی داشت تا این که ماموران از میان انبوه جمعیت صدای مردی را شنیدند که فریاد می‌زد، پسرم خودکشی نکن، من با ازدواج شما موافقت می‌کنم. ماموران با دیدن مرد میانسال که ملتمسانه از پسرش می‌خواست تا خودکشی نکند، وی را از میان جمعیت بیرون آوردند و مقابل در ورودی ساختمان بردند. در همین موقع مرد جوان با دید پدر فریاد زد تا چند دقیقه دیگر برای همیشه از شما دور می‌شوم و بعد خود را به چند قدمی دیوار پشت‌بام نزدیک کرد تا تصمیم خود را عملی کند، اما گریه‌ها و وعده پدرش اثرگذار بود چون او مرتب می‌گفت: پسرم من با ازدواج تو و دختر مورد علاقه‌ات موافقت می‌کنم. فقط خودکشی نکن. پسر جوان که با شنیدن حرف‌های پدر شوکه شده بود، سر جایش میخکوب شد.

آتش‌نشان‌ها و گروه نجات با استفاده از این فرصت به پسر جوان نزدیک و مانع از خودکشی وی شدند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها