چهره روز

غربت راوی قصه‌های خوب

انگار رسم است که وقتی بار سفر بستی، عزیز شوی، دیده شوی، بزرگ داشته شوی و... اما گاهی برخی آدم‌ها با این‌که بزرگی آنها بر همه عیان است، پس از سفر، آن هم سفر بی‌بازگشت ابدی باز هم غریبند و باز هم دیده نمی‌شوند. دیروز سالروز درگذشت مردی بود که حکایت قصه‌های خوبش برای بچه‌های خوب امروز و دیروز آشناست و قصه‌های خوب او داستانی ماندگار برای بچه‌های خوب شد. مهدی آذریزدی، نویسنده توانا و چیره‌دستی که در سال‌های عمرش در عزلت فقر و نداری، به خلق آثاری گرانبها پرداخت حالا دو سال است که بار سفر بسته و غصه‌های تلخ خود را در گوش خاک نجوا می‌کند.
کد خبر: ۴۱۵۱۶۵

آذریزدی که از کودکی همواره کوله‌باری از سختی‌ها را به دوش کشید، تا آخرین لحظات عمر خود نیز در تنهایی به سر برد و هرگز کسی صدای غصه‌های تلخ راوی قصه‌های خوب را نشنید. گرچه آذر یزدی در زمان حیاتش با وجود انتشار بیش از 18 کتاب ارزشمندش دیده نشد، اما پس از مرگ عنوان پدر ادبیات کودک و نوجوان به او داده شد و این گونه بود که مهدی آذریزدی نیز به جمع سفرکردگان بزرگ پیوست. در دو سال گذشته نیز کارهای بسیاری انجام شد، رونمایی از تمبر آذر، ترجمه کتاب‌هایش به زبان‌های مختلف، راه‌اندازی بنیاد آذریزدی، تصویرگری داستان‌های او، انیمیشن‌سازی از داستان‌های او، کتاب‌های سخنگو و.... اما هیچ کدام از این اقدامات مظلومیت پیرمردی که آخرین آرزوی او مرگ بود و در خوش‌ترین ایام زندگی، خواندن کتاب و خرید کتاب‌های مورد علاقه‌اش از بزرگ‌ترین آرزوهای دست‌نیافته‌اش بود را جبران نمی‌کند. به نوشته مهر، مهدی آذریزدی را در زمان حیاتش فقط و فقط کتابخوان‌ها می‌شناختند اما امروز حداقل در شهر یزد دیگر همه او را می‌شناسند، زیرا او امروز در یزد خیابان دارد، کتابخانه دارد، بنیاد دارد و... اما هنوز حتی یادمانی کوچک بر مقبره‌اش ندارد.

این روزها هم مانند سال‌های حیات آذر، وعده‌ها محقق نمی‌شوند، بنیاد آذریزدی پس از گذشت 2سال هنوز رسمیت نیافته، مقبره‌ای برای این نخبه فرهنگی کشور ساخته نشده و.... ده‌ها وعده‌ای که به علاقه‌مندان این نویسنده توانا داده شده هنوز محقق نشده است. مهدی آذریزدی 18 تیر 88 در بیمارستان آتیه تهران درگذشت و به این ترتیب کتاب غصه‌های بی‌پایان او بسته شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها