در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روال عادی مشاعره همیشه این گونه بوده که هرکس نتوانست در نوبت خود بیتی را که باید، بخواند از دور مسابقه حذف میشود و رقابت میان دیگران ادامه پیدا میکند. نکته دیگر این که خواندن بیتهایی که به حروف کم کاربرد در زبان فارسی ختم میشوند به برنده شدن در مسابقه کمک میکند و این مساله ممکن است مسابقه را از انگیزه اصلیاش که تبادل آگاهی است، دور کند و اما در برنامه مشاعره رقابت میان افراد به گونهای طراحی شده که شرکتکنندگان به چنین آفتهایی گرفتار نشده، از مسیر درست و هدف اصلی مسابقه منحرف نشوند. در این برنامه اگر کسی نتواند در نوبت خود بیت مناسب را بخواند، از دور رقابت حذف نمیشود، بلکه امتیازش کم میشود. درضمن اگر یکی از شرکتکنندگان ابیاتش را به گونهای بخواند که مشخص شود قصد دارد دیگران را به دام بیندازد، از طرف مجری تذکر میگیرد و حتی ملامت میشود. به طور کلی برد و باخت در برنامه مشاعره کمترین اهمیت را دارد. البته این ویژگی شاید از جذابیت رقابتی بودن برنامه بکاهد، اما بر تاثیرگذاری آن میافزاید، چون مجری ـ کارشناس برنامه، دکتر اسماعیل آذر به فراخور نیاز، هر بار نکتهای ادبی و آموزشی را با توجه به بحث میگوید و تذکراتی ادبی و آموزشی میدهد که برخی جای تامل دارند و برخی بهجا و مناسب هستند.
نکته دیگر، طراحی برنامه است که مختص مسابقههای مشاعره نیست و از بخشهای متنوعی با بار آموزشی برخوردار است. مثلا بخش شعرخوانی شرکتکنندگان که از دو جهت نقد و بررسی میشود؛ نخست از نظر لحن ادای شعر و فن بیان توسط ژاله صادقیان و دوم از حیث مضمون شعر و نکات سبکشناسانه از سوی دکتر اسماعیل آذر.
این بخش اگرچه به خودی خود نقطهقوت برنامه است، اما در مواردی به نقطه ضعف آن هم تبدیل میشود، بخصوص وقتی برنامه شکل کلاس درس به خود بگیرد و قضاوت هم صرفا سلیقهای و شخصی میشود. این که کارشناسان برنامه به صورت مطلق خود را محور شناخت خوب و بد فرض نمود. و شرکتکنندگان را نقد کنند وجهه مطلوبی ندارد. معلوم نیست شعرخوانی شرکتکنندگان بهتر از شعرخوانی کارشناس برنامه یا شعر انتخابی مناسبتر از انتخاب و سلیقه کارشناس دیگر برنامه نباشد. از قضا مواردی هست که میتوان به آنها تمسک جست و ادعا کرد کارشناسان برنامه در این بخش بیشتر به اعمال سلیقه مشغولند تا نقد صحیح شرکتکنندگان. به عنوان نمونه خیلیها معتقدند شعر را باید با لحن وتن و یکنواخت خواند نه با اوج و فرودهای بیانی اغراقآمیز و پراحساس. آیا کارشناس برنامه نباید دستکم اشارهای به تلقیهای دیگر از شعرخوانی درست داشته باشد و نظر خود را به موازات نظرات موجود دیگر مطرح کند؟ آیا سوق دادن شرکتکنندگان برنامه و همچنین مخاطبان اثر به تلقی خاصی از شعرخوانی صحیح بدون توجه به دیگر موارد موجود و نقد و بررسی علمی آنها، با تفکر انتقادی و اصول اولیه نقد منصفانه همخوانی دارد؟
نکته دیگر، اعمال سلیقه شخصی دیگر کارشناس برنامه است که در یک قسمت حتی به شاعر بزرگی همچون پروین اعتصامی هم رحم نشد. شرکتکننده شعری داستانوار از پروین را برای قرائت برگزیده بود و همین باعث کسر امتیاز او شد! مجری ـ کارشناس برنامه با بیان این که پروین در زمان خودش شاعر بزرگی بوده نه در همه زمانها، دفاع شرکتکننده را از شعر انتخابیاش نادیده گرفت. این قبیل اظهارنظرها شاید وقتی کارشناس در جایگاه یک منتقد ادبی و بیانکننده موضع شخصی خود باشد، قابل قبول و حتی به خاطر شجاعت و جسارتی که لازمه این شیوه بیان است قابل تحسین باشد، اما در مقام قضاوت و از آن مهمتر در مقام آموزگار به هیچ وجه مقبول و پسندیده نیست.
درباره ساختار اجرایی برنامه و نکات مربوط به شکل بصری آن باید بگویم مشاعره برنامهای استودیویی است و وجه بصری آن را باید از زاویه عناصر تعیینکننده در چنین برنامهای مورد توجه قرار داد. در یک برنامه استودیویی پیش از هر چیز، دکور برنامه به چشم میآید. طراحی دکور برنامه مشاعره اگرچه پیداست با فکر انجام شده و زحمت نسبتا زیادی هم برده، اما متاسفانه در راستای موضوع اثر نیست. شاید این دکور خاص با این میز بزرگ و طویل در شکل کلی و در نمای دور زیبا باشد، اما در دیگر نماها بیش از حد زمخت و فاقد لطافت بصری است. حتی دکور پس زمینه هم ـ که یک نقاشیخط با فونت درشت و قرمزرنگ است ـ چنین بهنظر میرسد. به طور کلی برنامه به لحاظ دکور بیش از اندازه مدرن است و مناسبتی با رویکرد سنتی آن ندارد، حال آن که برای چنین برنامهای باید از دکوری با ظرافت اشعار ایرانی و با لطافت خطوط نستعلیق و شکسته نستعلیق فارسی استفاده میشد، نه با چنین میزی و تابلویی به این حد بزرگ و خطی با فونتهای درشت و گلدانهایی با سبزه مصنوعی بدون حتی یک گل رنگی.
موسیقی ولههای میانی برنامه هم مدرن و غیرسنتی است. استفاده از ساز الکترونیک و موسیقی افکتیو برای برنامهای که میتواند از گنجینه غنی و سرشاری همچون موسیقی ردیف و آوازی ایرانی استفاده کند، جای تعجب دارد. اگر بنای برنامه بر جذب مخاطب عام بود، میشد این انتخاب را توجیه کرد و حمل بر اقتضای نیت و مقصود سازندگان دانست، اما آیا برنامه مشاعره با چنین هدفی ساخته شده است؟
محمد کامیار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: