مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
یکی دیگر از شاگردان که پسر زبر و زرنگ و لاغر اندامی بود بلند شد و گفت: «چون در ورودی مدرسه قهوهای است. من حتما در این مسابقه برنده میشوم!»
همه با صدای بلند به این دلیل بی معنای شاگرد دوم خندیدند و چند دقیقه بعد مسابقه شروع شد. آن شاگرد که شناگر ماهری بود طبق آنچه خودش پیشبینی کرده بود بعد از چند دقیقه شنا کم آورد و مجبور شد دوباره به ساحل برگردد و از ادامه مسابقه منصرف شود. اما شاگرد زیر و زرنگ و لاغر اندام با جسارت و تلاش فراوان موفق شد همه شرکت کنندگان را پشت سر بگذارد و با اختلاف بسیار زیاد با بقیه نفر اول شود.
یکی از حاضران با تعجب از استاد دلیل این پیروزی عجیب را پرسید. او لبخند زنان گفت: «برندهها همان بازندههایی هستند که زیاد قیدها و محدودیتهای عقل ملاحظه کار را جدی نمیگیرند و از نظر بقیه کم دارند و در واقع یک جورایی سرشان میزند. بازندهها هم همان برندههایی هستند که عقل سخت گریبانشان را گرفته است و نمیگذارد بیملاحظگی کنند و دست به خطر بزنند. برنده مسابقه دلیل برنده شدنش را همان اول مسابقه به همه گفت. او گفت چون در ورودی مدرسه قهوهای است پس او برنده میشود و شما به این دلیل او خندیدید. تفاوت شما با او که برنده شد هم همین است که او برای پیروز شدن مثل شما دنبال دلیل قانع کننده نمیگردد و قبل از یافتن دلیل، قانع است که برنده میشود.»
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.