نامه مجازی هفته

برنده‌ها و بازنده‌ها

مسابقه شنایی در دهکده‌ای ترتیب داده شده بود و جوانان دهکده و از جمله چند تا از شاگردان پیر عارفی هم در این مسابقه شرکت کرده بودند. جمعیت بزرگی اطراف دریاچه نزدیک دهکده جمع شده بودند و منتظر شروع مسابقه بودند. یکی از شاگردان پیر که اندامی ورزیده داشت و شناگر ماهری بود قبل از مسابقه خطاب به استاد و بقیه شاگردان گفت: «من شناگر ماهری هستم. اما شرایط مسابقه سخت و عرض دریاچه خیلی زیاد است و با توجه به سردی آب فکر نکنم بتوانم زیاد به جلو بروم.»
کد خبر: ۴۱۴۵۲۳

یکی دیگر از شاگردان که پسر زبر و زرنگ و لاغر اندامی بود بلند شد و گفت: «چون در ورودی مدرسه قهوه‌ای است. من حتما در این مسابقه برنده می‌شوم!»

همه با صدای بلند به این دلیل بی معنای شاگرد دوم خندیدند و چند دقیقه بعد مسابقه شروع شد. آن شاگرد که شناگر ماهری بود طبق آنچه خودش پیش‌بینی کرده بود بعد از چند دقیقه شنا کم آورد و مجبور شد دوباره به ساحل برگردد و از ادامه مسابقه منصرف شود. اما شاگرد زیر و زرنگ و لاغر اندام با جسارت و تلاش فراوان موفق شد همه شرکت کنندگان را پشت سر بگذارد و با اختلاف بسیار زیاد با بقیه نفر اول شود.

یکی از حاضران با تعجب از استاد دلیل این پیروزی عجیب را پرسید. او لبخند زنان گفت: «برنده‌ها همان بازنده‌هایی هستند که زیاد قیدها و محدودیت‌های عقل ملاحظه کار را جدی نمی‌گیرند و از نظر بقیه کم دارند و در واقع یک جورایی سرشان می‌زند. بازنده‌ها هم همان برنده‌هایی هستند که عقل سخت گریبانشان را گرفته است و نمی‌گذارد بی‌ملاحظگی کنند و دست به خطر بزنند. برنده مسابقه دلیل برنده شدنش را همان اول مسابقه به همه گفت. او گفت چون در ورودی مدرسه قهوه‌ای است پس او برنده می‌شود و شما به این دلیل او خندیدید. تفاوت شما با او که برنده شد هم همین است که او برای پیروز شدن مثل شما دنبال دلیل قانع کننده نمی‌گردد و قبل از یافتن دلیل، قانع است که برنده می‌شود.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها