در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دقایقی پس از این تماس، ماموران کلانتری 126 تهرانپارس با حضور در محل، موضوع را به بازپرس وقت شعبه 4 دادسرای جنایی تهران گزارش کردند.با عزیمت بازپرس هنرمند در محل مشخص شد، مقتول زن 90 سالهای است که به دلیل سکونت فرزندانش در خارج از کشور به تنهایی زندگی میکرده است. در ادامه این تحقیقات معلوم شد، عامل جنایت پس از سرقت چند سکه طلای پهلوی و مقادیری پول، از محل متواری شده است.در بازرسی از خانه ماموران یک رشته دستبند نقرهای را پیدا کردند که روی آن نام الهام حک شده بود.
با به دست آمدن این سرنخ، دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی صادر و با ارجاع پرونده به شعبه 10 پلیس آگاهی تهران، تحقیق در ارتباط با رازگشایی این جنایت آغاز شد.
با شروع مرحله دوم تحقیقات، مشخص شد، مقتول برای آخرین بار از خودروی یک آژانس که در نزدیکی محل سکونتش قرار دارد استفاده کرده است.
با حضور ماموران در محل آژانس مشخص شد، مقتول درخواست خودرو کرده و تماس او ثبت شده است. هنگامی که ماموران در خصوص ثبتکننده تلفنهای آژانس سوال کردند، صاحب آژانس عنوان کرد این فرد به نام محمدرضا را به دلیل آن که با خانم جوانی که مرتب به محل آژانس رفت و آمد میکرد، مشاجره پیدا کرده بود، اخراج کرده است. در پی این اظهارات و نشان دادن دستبند نقرهای به رانندهها و مالک آژانس، وی عنوان کرد، این دستبند متعلق به محمدرضا، تلفنچی آژانس بوده و نام روی دستبند نیز مربوط به همان دختری است که با وی در ارتباط بوده است.
با به دست آمدن این اطلاعات، مشخص شد محمدرضا محل مشخصی ندارد و با شناسایی محل سکونت پدرش، عنوان شد که وی از چند سال پیش با خانواده قطع ارتباط کرده است.
در حالی که در این مدت جستجو برای شناسایی و دستگیری محمدرضا ادامه داشت، ماموران پلیس آگاهی روز گذشته اطلاع پیدا کردند، متهم تحت تعقیب به اتهام جعل و کلاهبرداری از سوی ماموران پایگاه یکم پلیس آگاهی دستگیر شده است.
با انتقال متهم به شعبه 10 پلیس آگاهی، وی در تحقیقات اعتراف کرد: محل مشخصی برای زندگی نداشتم. به صورت اتفاقی با دختری به نام الهام آشنا شدم و قصد ازدواج با او را داشتم تا اینکه پس از مشاجره با صاحب آژانس و اخراج از این محل، وقتی قصد ترک محل را داشتم، تلفن به صدا درآمد و مقتول 90ساله که از مشتریهای قدیمی بود، درخواست خودرو کرد.
متهم اضافه کرد: در یک لحظه وسوسه شدم تا از وی سرقت کنم؛ زیرا رانندهها میگفتند او پیرزن پولداری است.
متهم ادامه داد: وقتی وارد خانه شدم، او با دیدن من قصد فریاد زدن و کمکخواهی داشت که با قتل وی و جستجو در خانه 4 سکه طلا و 150 هزار تومان پول او را سرقت کرده و متواری شدم و ساعتی بعد متوجه شدم دستبند نقرهایام درصحنه جنایت باقی مانده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: