در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رسیدن به این موفقیت فرمول خاصی ندارد، همانطور که اصولا سینما فرمول ندارد. گزارههای مفهومی در نظام فیلمنامه، آرایش سکانسها، تصویرسازی و جانبخشی بازیها و دیالوگها به مفاهیم فیلمنامه، میزانسن، حرکات دوربین و... از همه نوع و با هر ساختار و شیوه اجرایی در اختیار فیلمسازان قرار دارد، اما فقط فیلمسازی در پلهای بالاتر از دیگران میایستد که بهترینهای هر یک از مولفهها و ابزارهای این کار را برگزیند و به کار بندد.
سعید سعدی در سمت تهیهکننده و راما قویدل کارگردان، در حال ساخت «راه نجات» برای شبکه جهانی سحر هستند که بستر ماجراهایش را حمله نظامیان رژیم صهیونیستی به غزه شکل میدهد.
راه نجات در ژانر کودک ساخته شده و با نزدیک شدن به جشنواره بینالمللی فیلم کودک همدان، دستاندرکارانش ایستگاههای انتهایی آن را بسرعت طی میکنند.
قدم به دنیای کودکانه بهشت
سعدی درخصوص راه نجات میگوید: «آبان یا آذر سال گذشته بود که برای ساخت این کار با من صحبت شد. من هم با توجه به سوابق قبلیام ـ که برای شبکه سحر هم آشنا بود ـ پذیرفتم.» سعدی قبلا در فیلمهای سینمایی «افسانه هولوکاست» (به عنوان تهیهکننده) «ورویاهایت را به خاطر بسپار» و همچنین سریال «اشغال» (به عنوان مجری طرح و مجری تولید) همکاری کرده و فیلم سینمایی «عروس افغان» را ـ که چندی پیش هم مجدد از شبکه اول سیما پخش شد ـ برای شبکه سحر تولید کرده است.
او مهمترین انگیزهاش را احساس دین به مردم مظلوم غزه میداند. او میگوید تهیه این فیلم وظیفهای اخلاقی برای به تصویر کشیدن مظلومیت و رنج مردم غزه است. سعدی برای کارگردانی راه نجات با چند کارگردان مطرح صحبت کرد و در پایان به راما قویدل رسید. مهمترین و آشناترین کاری که در سالهای اخیر از او دیده ایم مجموعه تلویزیونی «گمشده» است.
قویدل در راه نجات، قدم به دنیای کودکانه چند بچه فلسطینی در پرورشگاهی به نام بهشت میگذارد. مها، مربی این پرورشگاه در غزه بشدت مورد علاقه بچههایی است که هر کدام به نوعی قربانی پدیده شوم و وحشتناکی به نام اشغال، جنگ نابرابر، محاصره و حمله هستند.اما حادثهای باعث میشود مها حافظهاش را از دست بدهد. درست در اوج بحران جدیدی که بچههای پرورشگاه و مردم شهر با آن روبهرو هستند (یعنی حمله نظامی به شهر) خطر از دست دادن تکیهگاه محکمی که مأمن بچهها بود هم، اوضاع را متلاطم تر میکند. حالا دیگر مها بچهها را به خاطر نمیآورد و....
قویدل در راه نجات به کند و کاو این دنیای عجیب میپردازد.
جنگ در بستر درام
اولین گام قویدل، بازنویسی راه نجات بود که مهسا کرامتی هم در آن سهیم شد.
او دراینباره میگوید: «در فیلمنامه اولیه تاکیدات فیلمنامهنویس و وزن فیلمنامه بر موضوع جنگ بود. خیلی دلم میخواست فیلمی بسازم که تاکید فیلمنامهاش روابط انسانی در جنگ باشد و احساسات و عواطف انسانهایی که در موقعیت جنگ قرار میگیرند. فیلمنامهای که جنگ در آن، بستر ایجاد درام باشد، نه پرداختن به خود جنگ و فعل جنگ، و بیتردید این موقعیت پیچیدهای بود. با اینکه فیلمنامه اولیه خیلی خوب بود، اما باید سمت و سوی غالب آن که زیادی، جنگی بود به سمت همان روابط تعدیل میشد، بنابراین در صحبتهایی با مدیریت فیلم و سریال شبکه سحر، تصمیم گرفتیم وزن بیشتر فیلمنامه را به روابط و احساسات شخصیتهای کودک داستان و رابطه با مربی و سرپرست پرورشگاه معطوف کنیم، در نتیجه تغییراتی صورت گرفت. مثلا فراموشی مها و از دست دادن حافظهاش بر اثر یک حادثه بعدها وارد داستان شد یا سیکلی که در قصه طی میشود، یعنی حرکت دایرهواری که از تونل شروع میشود و در آخر هم به تونل میرسد، تمهیدی بود که صورت گرفت.»
قویدل معتقد است در نسخه بازنویسی شده، تک تک بچههایی که در فیلمنامه راه نجات نقش دارند از شکل تیپیک خارج شدند و حالا شخصیتهایی هستند که فیلم به آنها میپردازد و هم تونل که در روایت واقعی غزه اهمیت بالایی دارد، یکی از شخصیتهای فیلم شده و بار دراماتیک خاص خودش را در قصه به عهده گرفته است.
مهسا کرامتی هم بر همین نکتهها تاکید میکند: «دغدغه ما مواجهه کودک با جنگ بود، نه خود موضوع جنگ. ما فکر کردیم باید فارغ از هرگونه جهتگیری دیگری در مورد رویارویی کودک با جنگ حرف بزنیم. با اینکه فیلم درباره کودک ساخته شده نه برای کودک، اما مخاطبش میتواند هم کودک باشد و هم بزرگسال و ما سعی کردیم حرفی بزنیم که برای همه مردم دنیا آشناست؛ یک حرف جهانی. این که جنگ در هرجای دنیا پدیدهای بد و ظلم بزرگی است بخصوص به بچههایی که در جنگ قربانی میشوند. اینکه بچه پنج شش سالهای بدون هیچ تقصیر و گناهی درگیر جنگ میشود را همه میفهمند و چون طی این سالها بیشترین بچههایی که مورد ظلم قرار گرفتند کودکان فلسطینی بودند و آنها بیش از همه صدمه دیدهاند، بهترین دستمایه برای پرداختن به موضوع بود که البته به خودی خود هم اهمیت زیادی داشت. از طرف دیگر، اصولا دیدن این ماجرا از زاویه کودکانه، عمق فاجعه را بیشتر نشان میداد و همذاتپنداری مخاطب را فارغ از هر اعتقاد و گرایشی با خود همراه میکرد. ضمن تغییرات دیگر، بازنویسان فیلمنامه تعداد بچههای پرورشگاه را هم از آنچه در فیلمنامه اولیه بود، کمتر کردند تا شناخت و واکاوی فیلم در شخصیت و درونیات بچهها به خاطر تعداد زیادشان، لطمه نبیند و این وجه از فیلم هم تقویت شود.»
پیش تولید فیلم سینمایی راه نجات از اوایل دیماه سال گذشته شروع و حدود 2 ماه به طول انجامید. انتخاب بازیگران ـ که مهسا کرامتی عهدهدارش بوده ـ یکی از سختترین مراحل پیشتولید بوده است. او چون اصولا در لبنان، هنر ـ صنعت سینما کمرنگ است و دست گروههای تولیدی برای انتخاب بازیگر در این کشور بسته است، به سوریه رفت و زمانی حدود 2 هفته را صرف بررسی، دیدن نمونههای کارهای تعداد زیادی از بازیگران این کشور و مذاکره و نهایی کردن حضور بازیگران ایفاگر نقشهای مها(نادین سلامه)، نبیله(امانه والی)، مالک(وسیم وحبی) و... کرد. برای نقش اسامه هم پل سلیمان از لبنان انتخاب شد.
وسیم وحبی و پل سلیمان قبلا هم در آثار فیلمسازان ایرانی بازی کرده بودند که در میان آنها فیلمهایی مربوط به شبکههای تلویزیونی معاونت برون مرزی صدا و سیما یعنی سحر و الکوثر وجود دارند. نادین سلامه و امانه والی هم از به اصطلاح سوپر استارهای بازیگری جهان عرب اند که نه تنها در سوریه که میان همه کشورهای عربی شناخته شدهاند.
برای انتخاب بازیگران نقشهای بچهها هم، کرامتی وقت زیادی صرف کرد و در نهایت به 5 بچه فلسطینی که در اردوگاه آوارگان فلسطینی باس(Boss ) در جنوب لبنان زندگی میکردند، رسید. 2 بچه ایرانی ـ لبنانی هم به این جمع اضافه شدند و مسوولیت سخت اما شیرین 7 بچه بازیگوش که به قول کرامتی بخصوص فلسطینیهایش کاری جز بالا رفتن از در و دیوار و به هم دوختن آسمان و زمین نداشتند، شروع شد.
این اتفاق در هر شرایط و موقعیتی، کاری سخت و طاقتفرساست، بویژه که بچهها نقش مهمی در پیش بردن داستان هم داشته باشند و موقعی خاصتر و حتما دیدنیتر میشود که بچهها زبان بازیگردان را هم ندانند و از اینجا به بعد شاید بتوان گفت به معنای واقعی کلمه، فیلم دیگری در دل فیلم راه نجات کلید خورد.
امان از این بچهها
کرامتی میگوید: «در تمام این مدت با نوعی زبان رفتاری کودکانه خود این بچهها با آنها پیش رفتیم و با اینکه زبان تکلم همدیگر را نمیفهمیدیم، اما به مرور با هم مانوس شدیم که الان جدایی از این بچهها به یکی از تلخترین خاطراتم تبدیل شده است، چون حدود 2 ماه را ـ با زمان تمرین فیلمنامه ـ با من گذراندند. هر روز صبح آنها را از محل زندگی شان در اردوگاه تحویل میگرفتیم و دیروقت به خانواده هایشان تحویل میدادیم. تمام صبح تا شب این بچهها با من میگذشت و مسوولیت کاملشان با من بود. سختی اول کار سپری شد و بعد از 2 هفته حسابی به هم عادت کردیم و طوری شد که خود بچهها هم کمک میکردند تا اتفاقات هرچند کوچک اما تاثیرگذاری به فیلمنامه اضافه شود. نکته مهم درباره این بچهها، حس قهرمان پروری عجیبی است که در بچههای فلسطینی وجود دارد و به من کمک کرد حس و انگیزه بازی در فیلمی را که هدفش ترسیم دردهای فلسطینیها و مقاومت و ایستادگی شان بود، در این بچهها تقویت و تهییج کنم. به همین دلیل به مرور آنها میخواستند با بازی در فیلم ثابت کنند بچههای فلسطینی چقدر قوی هستند و احساس میکردند وظیفه دارند به خاطر همه بچههای فلسطین کار را بخوبی انجام بدهند و اینکه کدام در فیلم قوی ترند و کدام قهرمانتر، با هم رقابت کنند.»
بازیگردان راه نجات فکر میکند حس قشنگ این بچهها ـ که پیش از این فیلم دوربین ندیده بودند یا مثلا فیلمهای مورد علاقهشان جکی چان و... بود ـ به حس جاری در داستان خیلی نزدیک شده، چون چنین ماجراهایی در تار و پود زندگی بچهها بافته شده و فقط باید شکل میگرفت تا با قالب تصویر هماهنگ شود.
روز سوم اسفند 89 اولین پلان از اولین فیلم سینمایی راما قویدل و اثر جدید شبکه جهانی سحر جلوی دوربین محسن فلاحی رفت.
گشایش راه نجات
برداشت داستان راه نجات در20 لوکیشن یا مکان مختلف صورت گرفت.
منطقه صور در جنوب لبنان بیشترین لوکیشن را در خود داشت. فضای پارکینگ یک خانه دو طبقه در صور، فضای داخلی پرورشگاه شد که طراحی ویژه و آمادهسازیش زمان قابل ملاحظهای بود. تونل هم یک بار ساخته شد، ولی بارندگیهای زیاد و مداوم باعث شد دیوارهای تونل فرو بریزد، ولی برای بازسازی اقدامی نشد، چون بارندگیها آنقدر وقت گروه را گرفت که دیگر فرصتی برای این کار نگذاشت.
در واقع علت طولانی شدن فیلمبرداری ـ که قرار بود ظرف حداکثر 33 جلسه به پایان برسد اما به 40 جلسه هم رسید ـ بارندگیها و سرمای هوا بود که امکان برداشت پلانهای خارجی، صحنههای درگیری بیرون ساختمانها، انفجارها و... را از گروه سلب میکرد.
بنابراین فیلمبرداری صحنههای تونل به نبطیه منتقل شد و در تونل واقعی محل تردد رزمندگان حزبالله که حالا به موزه تبدیل شده، صورت گرفت. البته در همین تونل واقعی هم مشکلات کار کم نبود و پیچیدگیهای خاص خودش را داشت.
دشواریهای کار با بازیگر خارجی
قویدل، بهترین بازیگران جهان را کودکان میداند چون به گفته او آنها پاکاند، روحشان زلال است و شما میتوانید هر جور که بخواهید به آنها شکل بدهید. گوی صاف و بینقش ضمیرشان را بچرخانید و از آنها بازی بگیرید. در صفحه روشن و شفاف ذهن بچهها چیزی نگاشته نشده که بخواهید پاک کنید، تغییر بدهید و چیز دیگری بنویسید. این صفحه برخلاف بازیگران بزرگسال خالی است و شکل دادن و پرکردنش با شماست.
البته بچهها بازیگوشیهای ویژه خودشان را هم دارند و وقتی بخواهید به بچهای غیر همزبان با خودتان مفاهیمی را هم منتقل کنید و بین شما و او یک مترجم واسطه باشد کار دشوار میشود.
کارگردان راه نجات میگوید: «ترجمه صرف در مورد رفتارها و کارهای روزمره شاید راحت و سهل باشد. شما میگویید لیوان را به من بده و مترجم به عربی ترجمه میکند لیوان را به من بده. اما گاهی شما به عنوان کارگردان دارید راجع به احساسات و عواطف یا یک expretion روحی صحبت میکنید. اینجا شما با مفاهیم معنوی خیلی پیچیدهای روبهرو هستید که اگر کلمهای از حرفهای شما با کلماتی برگردان شوند که عمق و شدت بیان احساس واقعی را تخفیف بدهد، معنای جدیدی به بار میآورد که منظور شما نیست.»
را ما قویدل به مشکل دیگری هم در کار با بازیگران سوریهای اشاره میکند و آن عدم تناسب رویه معمول در فیلمسازی سوری با جزئیات بیشمار میزانسن و دکوپاژ خیلی ریز سکانسها در فیلمهای ایرانی است. این بازیگران بسختی با شیوه بازی گرفتن و دکوپاژ سینمای ایرانی که هر لحظه واکنش، دیالوگ یا حرکت متفاوتی از بازیگر میطلبد، کنار آمدند.
شیدا اسلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: