خاطره

سرقت ‌کیفی ‌که در ‌آن فقط یک ‌گرمکن بود

با سلام به افرادی که زحمت می‌کشند در جهت آگاهی و رشد مردم عزیزمان. تپش را هر شماره می‌خوانم و در اختیار دیگران قرار می‌دهم تا هوشیار باشند و مراقب که اتفاقی برایشان نیفتد. اما این بار این اتفاق برای خودم افتاد. یک روز صبح زود که می‌خواستم برای پیاده‌روی به پارک نزدیک محله‌مان بروم موتورسواری با 2 سرنشین جلوی پایم توقف کرد و یکی از سرنشینان آن که کارد بلندی دستش بود خواست کیف در دستم را به او بدهم. گفتم چیزی در‌کیف نیست. لباس گرمکن و مقداری خوراکی است. جوان چاقو به دست ول کن نبود.
کد خبر: ۴۱۲۸۷۶

دوروبرم را نگاه کردم که شاید کسی را ببینم و کمک بخواهم اما کسی در کوچه نبود. خلاصه با ترس و لرز کیف را به جوان موتور سوار دادم. او هم پرید روی موتور و با دوستش فرار کردند.

چند لحظه هاج و واج مانده بودم که اول صبح این چه اتفاقی بود برایم افتاد. با ناراحتی برگشتم خانه. همسرم که بیدار شده بود پرسید چرا برگشتی؟ گفتم به خاطر این که یادم رفت قلم و کاغذ ببرم. اگر برده بودم می‌توانستم شماره پلاک یک موتورسیکلت را که وسایلم‌ را دزدید یادداشت کنم. همسرم با ترس و وحشت پرسید کدام دزد؟ ماجرا را برایش توضیح دادم و او هم پشت سر هم می‌پرسید که صدمه‌ای وارد نکردند.

خوشبختانه سالم در رفتم چرا چون کیف پولم را حواسشان نبود از جیبم بردارند. فقط یک گرم کن با یک بطری شیر و یک کیک گیرشان افتاد. امیدوارم بعدا دوباره نیایند سراغم که چرا چیزی در کیفم نبوده است.

در چنین مواقعی به‌نظرم مقاومت کردن فایده ای ندارد. یک گرمکن و مقداری خوراکی ارزش زد و خورد و راهی شدن به بیمارستان را ندارد. البته این نظر من است. شاید بعضی‌ها زور و بازو دارند و می‌توانند از خود دفاع کنند.

با تشکر

حمید ـ ر ـ تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها