سخن نخست

سفر عبادت‌ ‌است

آن‌هنگام که خداوند مهربان از روح بلند خویشتنش در جسم‌مان دمید ما را نیافرید جز برای سیر و سلوک، جز برای معرفت، جز برای آشنایی و در یک کلام ما را نیافرید جز برای عبادت. آن‌چه که ما به صورت کلیشه‌ای ‌از عبادت در ذهن‌‌ داریم، یعنی فقط نماز، یعنی فقط روزه؛ آری اینها‌ هست ولی فقط اینها نیست، بخشی از عبادت نیایش کردن است، بخشی از آن غور کردن در زمان و گذشتگان است و بخشی از آن اندیشیدن به ساختن آینده است؛ یعنی این‌که ما هر لحظه در حال عبادتیم، بنابراین در مرحله نخست ما نیاز داریم که نگاه خود را نسبت به عبادت، نسبت به بندگی و نسبت به در محضر خدا بودن اصلاح کنیم و به این درک واقعی برسیم که ما هر لحظه در پیشگاه او هستیم و آرامشمان نزد اوست.
کد خبر: ۴۱۲۶۱۵

اما به واقع هر یک از ما گاهی اوقات نیاز داریم زمان‌های خاصی از کار و مشغله روزانه که هر کدام در جایگاه خودشان عبادت محسوب می‌شوند و ارزشمند، فارغ شویم و به خود کمک کنیم که وابستگی‌ها و عادات روزمره‌مان را بشکنیم و دگرگون فکر کنیم .

حال این قصد کردن می‌تواند در قالب یک سفر عبادی باشد؛ مثل سفر به اماکن مقدسه و سفر به خانه خدا. یعنی که انسان از موطنش می‌برد برای این‌که برود به سرزمین نیایش، یعنی این‌که می‌رود تا روز یا روزهایی‌ خود را از قید ها ‌‌رها سازد و به زیارت معصومی بشتابد و البته این فرهنگ سفر مذهبی در سایر ادیان از جمله در بین مسیحیان و کلیمیان نیز مشاهده می‌شود و تنها منحصر به مسلمانان و شیعیان نیست و یا حتی مراسم‌ خاص بودائیان و برهمائیان و... نیز بیان‌گر همین اشتراک است.

این اشتراک نشان می‌دهد که انسان از هر نژاد و قوم و جنسی به عبادت و به سفر معنوی نیازمند است و این‌گونه سفرها در نهایت می‌توانند آثار بلندمدت و کوتاه‌مدت روحی پرباری برای انسان به ارمغان بیاورند.

اما در بسیاری از سفرها، حتی سفرهای غیرمذهبی ما شاهدیم که سفر به ارتقاء وضعیت معنوی انسان کمک می‌کند. به سبب این‌که سفر به معرفت انسان می‌افزاید؛ خداوند در کتابش، خود تاکید کرده است که سفر کنید، بیاموزید و از گذشتگان خود درس بگیرید که پیش از شما چگونه زندگی کردند؛ و از آن‌جا که هر که خویشتنش را شناخت خدایش را شناخته است، بی‌تردید سفر به شرط آن‌که شرایط این شناخت را فراهم آورد در نهایت ما را عابدتر می‌کند و به آستان بندگی خداوند نزدیک‌تر می سازد.

این حالت هم در سفرهای طبیعت‌گردی و هم در سفرهای فرهنگی قابل حصول است. سفر به طبیعت به نوعی سفر به درون بکر انسان هم محسوب می‌شود که خود گام بلندی در جهت بندگی است و شناخت شگفتی‌های طبیعت خداوندی؛ سفر به اماکن تاریخی نیز به سبب آن‌که به ما کمک می‌کند که پیشینیان خود را بشناسیم و ازسرگذشتشان درس بگیریم در نهایت براساس آن‌چه که کتاب خدا تاکید کرده است امری ضروری محسوب‌ و منجر به افزایش معرفت ما می‌شود.

در هر صورت نباید فراموش کنیم که سفر به سبب این‌که قالب‌های زندگی عادی و جاری را می‌شکند بیش از هر زمانی شرایط تفکر و عبادت واقعی را برای ما فراهم می‌آورد؛ پس خوب است ‌تلاش کنیم‌ در سفرهای‌مان لحظات یا دقایقی را برای تعمق، تدبر و شناخت خویشتن و محیط اطراف‌مان صرف کنیم که «شناخت» ، خود عبادتی عظیم است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها