محاکمه مردی که اعتیادش، قتلی خانوادگی را رقم زد

قتل دایی به خاطر نصیحت

یک سال قبل پلیس جنوب‌شهر تهران با خبر شد مردی با ضربات چاقو کشته شده است و ضارب بالای سر جسد ایستاده است. زمانی که ماموران به محل رسیدند ضارب را بازداشت کردند و این مرد بعد از طی مراحل قانونی به دادگاه فرستاده شد تا مورد محاکمه قرار گیرد. او متهم است دایی خود را به قتل رسانده و پسر او را نیز مورد ضرب و جرح قرار داده است. مرتضی یک هفته قبل در دادگاه کیفری استان تهران در شعبه 74 مورد محاکمه قرار گرفت.
کد خبر: ۴۱۱۴۰۸

نماینده دادستان که در جلسه محاکمه مرتضی حضور داشته است می‌گوید، فشارهای ناشی از اعتیاد او را وادار به این کار کرده است.

او می‌گوید: زمانی که ماموران پلیس با خبر شدند که این قتل اتفاق افتاده ‌است خود را به محل رساندند و تحقیقات خود را آغاز ‌کردند. این مرد هنوز در محل جنایت ایستاده‌ بود که پلیس به محل رسید. او در همان لحظه به قتل اعتراف کرد و گفت به خاطر بدهی که پسردایی‌اش به او داشته مرتکب این قتل شده است، اما بعد اعترافاتش را پس گرفت و گفت که چون دایی‌اش او را نصیحت کرده دست به قتل زده است. به هر حال در اصل مساله یعنی قتل مرد میانسال به دست خواهرزاده‌اش آن هم به عمد فرقی ایجاد نمی‌کند. او به عمد دایی‌اش را کشته‌است و با توجه به درخواست اولیای دم، مجازات خواهد ‌شد. ما تحقیقات جامعی را در این خصوص انجام داده‌ایم و به این نتیجه رسیده بودیم که او به عمد دست به این قتل زده و یک مجرم است.

او در مورد این که‌ قتل چطور اتفاق افتاده است، می‌گوید: آن طور که در گزارش ماموران آمده ‌این مرد بعد از این که به خانه پسردایی‌اش رفته و از او پول خواسته است با حضور دایی‌اش مواجه شده و آنها با هم درگیر شدند.

او از قبل با خود چاقو داشته و با ضربه چاقو دایی‌اش را کشته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد این مرد با کینه قبلی خانه پسردایی‌اش رفته است و از قبل قصد داشته او را بکشد، اما سعی می‌کند با این بهانه که مواد مصرف کرده و در حالت عادی نبوده‌ ذهن دادگاه را منحرف کند.

این درست نیست، او باید از اولیای دم درخواست بخشش کند و از این راه خود را نجات دهد. دادگاه همیشه برای به دست آوردن حقیقت دقت لازم را دارد و ما بررسی زیادی را انجام می‌دهیم؛ چراکه خون یک مسلمان ریخته شده ‌است و نباید هدر برود و از سوی دیگر انسان دیگری در معرض قصاص است. از آنجا که این مجازات امکان برگشت ندارد و در صورت اجرا نمی‌توان فرد قصاص شده را زنده ‌کرد، بنابراین بشدت تلاش می‌کنیم که دقت لازم را به کار ببریم و همه مواد قانونی که در این ارتباط را به طور دقیق رعایت کنیم.

به هر حال تحقیقات دادسرا نشان داده که این مرد مجرم است و در صورتی که دادگاه نیز به این نتیجه برسد، مجازات سنگینی در انتظارش خواهد‌ بود.

حالت عادی نداشتم

در حالی که نماینده دادستان تهران بر این باور‌است که مرتضی مرتکب قتل عمد و جرمی بزرگ شده است، ولی مرتضی می‌گوید به عمد دایی اش را نکشته و این قتل به خاطر مصرف مواد مخدر اتفاق افتاده ‌است.

چه مدتی است که در زندان هستی؟

در آخرین جرمی که مرتکب شدم حدود یک سال است که زندانی‌ام، اما پیش از این هم سابقه زندان داشتم.

پیش از این چرا زندانی شده‌ای؟

اتهامات مختلفی داشتم؛ ازجمله سرقت و حمل‌مواد مخدر؛ البته مدت زمانی که زندانی شدم چندان زیاد نبود، اما فکر نمی‌کنم این بار به همین راحتی آزاد شوم.

برای چه سرقت می‌کردی؟

مشکلات مادی به من فشار می‌آورد و نمی‌توانستم هزینه‌های زندگی‌ام را تامین کنم؛ البته همیشه مواد ‌مخدر برای من در اولویت بود، وقتی خمار می‌شدم دیگر متوجه هیچ چیز نبودم.

همیشه هزینه‌های زندگی‌ات را با سرقت تامین می‌کردی؟

نه این طور نیست، کار می‌کردم، انسان خلافکاری نبودم، سعی می‌کردم مثل یک انسان شرافتمند زندگی کنم. اگر مواد نمی‌کشیدم این اتفاق نمی‌افتاد، مسلما زندگی خوبی را تجربه می‌کردم.

چه مدتی است که اعتیاد داری؟

از سنین نوجوانی معتاد شدم. در آن زمان کار می‌کردم و فشار زیادی را تحمل می‌کردم، همیشه خسته و پریشان بودم با یکی از همکارانم رابطه دوستانه‌ای پیدا‌کردم و او از من دعوت کرد که مواد مصرف کنم و من هم ابتدا به صورت تفننی این کار را کردم و بعد برایم دائمی ‌شد.

چه ماده مخدری را استفاده می‌کردی؟

در ابتدا تریاک و هرویین، بعد هم شیشه مصرف می‌کردم. از وقتی شیشه مصرف کردم روز‌به روز شرایطم بدتر شد.

در این مدت سعی نکردی مواد را ترک کنی؟

شرایطم طوری بود که نمی‌توانستم این کار را بکنم. خیلی سختی می‌کشیدم و ماده مخدر تنها راه فرار از این سختی‌ها برایم بود. ضمن این که آنقدر معتاد شده بودم که دیگر نمی‌توانستم ترک‌کنم.

همسر و فرزند هم داری؟

بله دارم آنها خیلی سختی می‌کشند و من خیلی نگرانشان هستم.

همسر و فرزند نقش مهمی در زندگی هر انسانی ایفا می‌کنند، اما آنها نتوانستند کاری کنند که تو روش خود را در زندگی تغییر دهی. چرا؟

نمی‌دانم چرا. شاید به این خاطر که دیگر کار از کار گذشته بود و من هم نمی‌توانستم مواد را ترک کنم. به جای این که به اعضای خانواده‌ام وابسته باشم به مواد اعتیاد داشتم.

در مورد قتل بگو. چطور این کار را کردی و چه مشکلی با دایی‌ات داشتی؟

مشکلی با او نداشتم. او دایی من بود و همیشه حمایتم می‌کرد. چیزی که باعث شد تا دست به این کار بزنم، تاثیری بود که مواد مخدر روی من گذاشته‌ بود. اگر در آن زمان شیشه مصرف نکرده بودم این‌کار را نمی‌کردم. آدمکش نیستم و اگر در حالت عادی بودم حتی نمی‌توانستم به یک مرغ ضربه بزنم، چه رسد به کسی که د‌وستش داشتم و سال‌های کودکی‌ام را با او گذرانده بودم.

به هر حال تو او را کشتی؟ دلیلی هم وجود داشته که این کار را کردی.

بله قبول دارم که من این کار را کردم، اما باز هم می‌گویم اگر مواد مصرف نکرده‌ بودم این کار را نمی‌کردم و آنقدر زود تحریک نمی‌شدم. تا جایی که یادم است وقتی به خانه پسردایی‌ام رفتم دایی‌ام را دیدم و او شروع به فریاد زدن کرد. بعد هم سعی کرد مرا نصیحت کند و همین هم باعث درگیری بین ما شد.

چطور اورا زدی؟

درست به یاد ندارم و نمی‌دانم که چطور چاقو را به او زدم. فقط می‌دانم خون از بدنش بیرون آمد و فریاد زد و روی زمین افتاد. آنقدر شوکه شده بودم که نمی‌دانستم باید چه کنم.

تو در محل ایستادی تا پلیس بیاید این نشان می‌دهد که کاملا هوشیار بودی و می‌دانستی که چه کردی، اما مدعی هستی مواد کشیدی و‌در حالت عادی نبودی؟

نه این درست نیست. حالت عادی نداشتم و کاملا شوکه بودم فقط داشتم به جسد دایی‌ام نگاه می‌کردم و خیلی عصبی بودم. اگر هوشیار بودم مسلما فرار می‌کردم و این که فرار نکردم باعث شد که در محل بایستم.

پسردایی‌ات درخواست قصاص برایت کرده و احتمال دارد این درخواست پذیرفته شود. فکر می‌کنی بتوانی رضایت بگیری؟

امیدوارم بتوانم این کار ‌را بکنم. چون آنچه نگرانم می‌کند سرنوشت فرزند و همسرم است و اگر من قصاص شوم، سرنوشت آنها تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

متهم قصدکشتن داشت

یکی از کسانی که هنگام قتل در محل حضور داشته است، می‌گوید عروس مقتول بوده است. او از ابتدا که متهم وارد خانه شد تا زمانی که پدر شوهرش به قتل رسید را دیده است و گفته‌های او کمک زیادی به ماموران کرد. این زن می‌گوید: وقتی مرتضی آمد شوهرم در خانه نبود. می‌گفت که شوهرم به او پولی بدهکار است و برای گرفتن آن آمده ‌است. چون مرتضی اعتیاد داشت همیشه مشکل مالی داشت و این را همه می‌دانستند. به او گفتم تا آمدن شوهرم می‌تواند در خانه بماند. می‌دیدم که در حال کشیدن چیزی است، اما نمی‌دانستم که چیست. وقتی مواد را مصرف کرد حرف‌هایش را شروع کرد. با این که معتاد ‌بود، اما مرد بی‌ادب و بی‌مبالاتی نبود. از زندگی پر دردش می‌گفت از این که پول ندارد و صاحبخانه به او فشار می‌آورد و به همه مقروض است. می‌گفت اگر این پول را از شوهر من بگیرد کرایه خانه‌اش را می‌دهد بعد از چند دقیقه شوهر و پدر شوهرم آمدند. او یکدفعه به پدر شوهرم حمله کرد او چیزی نگفت فقط یک جمله گفت «چرا با خودت این کار را می‌کنی» نمی‌شد کنترلش کرد. مرتضی گفت «گفته ‌بودم می‌کشمت» همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد.

زن جوان می‌گوید: وحشت کرده‌ بودم می‌ترسیدم جلو بروم و با عجله و هراسان به خیابان رفتم و از همسایه‌ها کمک خواستم. در عمرم چنین چیزی ندیده‌بودم به همین خاطر هم نمی‌دانستم باید چه کنم تا همسایه‌ها جمع شوند او پدر شوهرم را زده‌بود. بعد هم ایستاد و گفت به پلیس زنگ بزنید و بگویید من دایی‌ام را کشته‌ام.

البته پدر شوهرم دایی ناتنی او بود. از وقتی مرتضی معتاد شده بود آنها زیاد با هم ارتباط نداشتند، اما پدر شوهرم همیشه برای او دلسوزی می‌کرد و می‌گفت مرتضی پسر خوبی است و اگر این گرفتاری برایش پیش نمی‌آمد، زندگی خوبی در انتظار او بود. بعد از این حادثه به اورژانس زنگ زدم. همسایه‌ها هم پلیس را خبر کردند. به هر حال اورژانس نتوانست کاری بکند، چون پدر شوهرم لحظاتی بعد از این حادثه جانش را از دست داد، اما پلیس مرتضی را بازداشت کرد. این زن در مورد این که آیا او حالت عادی داشت یا نه گفت: رنگش پریده بود، مثل گچ سفید شده‌ بود، اما رفتار غیر‌عادی نداشت، فقط چندبار گفت، خدایا چرا این اتفاق افتاد.

علیرضا رحیمی‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها