ناهوک یک روستا در سرزمین اسطورهای، رستم و سهراب است. روستایی که بخش مهمی از فرهنگ و تمدن انسانهای پیش از تاریخ ایران زمین را روایت میکند، اما این روایت از جنس نوشته و کتابت نیست، آنها حدیث زندگی خود را بر سنگهای سخت به تصویر کشیدهاند. تصویری که اینک به عنوان بزرگترین مجموعه نوشتههای باستانی در خاورمیانه و حتی در تمدن شرق به شمار میآید. ناهوک که پیشتر به آن روستای «نصرتآباد» میگفتند، از توابع شهر سراوان است و جادهای پرپیچ و خم دارد. از سراوان که بیرون بزنی پس ازطی 35 کیلومتر، درهای پیدا میشود که روستای تاریخی ناهوک را در آغوش گرفته است؛ درهای زیبا با طبیعتی روحانگیز.
سنگها فریاد میکشند!بر سینه سنگهای سخت و استوار چشمانت خیره میماند به نقوش انسانهای برهنه و ملبس. در این دره روی تخته سنگها تصاویری از حیواناتی همچون: اسب، خر وحشی، قوچ، کل و بز، جبیر، مار، گاو کوهاندار، شتر دوکوهانه، سگ، گرگ، روباه، گاو میش، یوزپلنگ و پلنگ میبینید. اینجا درهنگاران است در روستای کهن ناهوک. به اذعان کارشناسان «درهنگاران»، یک نگارخانه واقعی است که از 3 دوره قدیم، جدید و میانه برجای مانده است.
بر اساس مطالعات انجام شده روی این سنگنگارهها، میتوان دریافت که در هزاره پیش از میلاد مسیح، گروهی از مهاجران ومهاجمان، وارد این سرزمین شدهاند. درهنگاران دارای محیطی کویری است که در گذشتههای دور، مکانی سرسبز و محلی برای شکار بوده است. با این وجود برای ذهن پرسشگر هر بیینده سوالهای زیادی از انسانهای آن روزگار مطرح میشود که متاسفانه به دلیل مطالعات اندک صورت گرفته در این زمینه، همچنان بیپاسخ باقی میمانند. یکی از شاهکارهای موجود در درهنگاران سنگنبشتهای است که به «پیرگوران» شهرت دارد. آن چنان که روایت شده و بر اساس روایت بومیان، این سنگ نبشته به دوران زرتشتی باز میگردد.
هنر را پاس میدارند
این مردمان خاک را با دستان پرتوان نقشی از هنر دادند، نقشی که بیش از هفت هزار و پانصد سال در طول تاریخ امتداد یافت. زنان نجیب بلوچ، هنوز در این عصر آهن و آدم، خاک را با ذهن زیبای خود به اثری نابتر از طلا مبدل میسازند؛ سفال کلپورگان بینظیر است، این را همه میگویند. آنانی که بیشتر به کار این هنر و صنعت اشتغال دارند، آثار خود را بدون استفاده از هر نوع لعاب و بیتاثیر از هر گونه تکنولوژی مدرن، خلق میکنند.
اما آنچه میتواند به ماندگاری بیشتر این هنر اصیل، مدد رساند، خرید این آثار ارزشمند توسط گردشگران است؛ سوغاتی بینظیر و ماندگار برای همیشه. علاوه بر سفال، دختران و زنان، نقش نازک خیال خود را که مملو از آرزوها و خواستههایشان است بر تارو پود قالی نقش میکنند. دستان هنرمند زنان بلوچ، لباسها را پولکدوزی میکنند، زیورآلات رنگین و خوشنگار زنانه میسازند و سوزندوزیهایشان شهره ایران و دیگر ممالک است.
به زلالی آبآبشارهای «چوتین گون» و «پالیزوک»، به ترتیب در فاصله ۱۰ و 12 کیلومتری غرب روستا واقع شدهاند، جایی که هیچ گردشگری در هیچ فصلی بویژه در این آغاز گرمای تن سوز تابستان، از دیدن آنها صرف نظر نخواهد کرد. البته اگر زمان گردش شما در فصول پر آب سال باشد، شاهد یک رودخانه بسیار زیبا، که درست از مرکز روستا عبور میکند، خواهید بود. «آب که باشد، آبادانی نیز وجود دارد.» این را همه شنیدهاید، در اطراف روستای خوش آب و هوای ناهوک، باغهایی با انواع میوههای متنوع و خوشمزه همچون انواع توت، زرد آلو، انجیر، انگور، انار، هلو و خرما از ابتدای فصل خرم بهار تا پایان خزان وجود دارد؛ کامتان را شیرین کنید.
قلعه و پنجرههای کوچک خانههایکی دیگر از جاذبههای روستا ، مکانی است که به «مسجد قلعه» شهرت دارد، این محل که از سدههای پیش به یادگار مانده، محل و مامنی برای زندگی و عبادت مردمان نیک سرشت محل بوده است. هنوز میتوان نیایش دلسوختگان را در این مکان شنید؛ چرا که به قول شاعر نامدار ایران زمین «این صداست که میماند.» و صدای نیایش از دوردستها سر به فلک کشیده و فقط گوشی شنوا باید.
سخن آخرهمهاش نباید که به دیدن شهرها یا چندین بار به سراغ آثار و ابنیه مشهور رفت؛ این اطراف، چشمان بسیاری به دروازههای ورودی دیارشان خیره مانده است. شاید این مناطق ناشناخته باشند، اما بخشی از لذت مسافرت، رفتن به همین مکانهای ناشناخته است.
فکرش را بکنید که در روستایی همچون ناهوک، مکانی به نام «تپه روباهک» وجود دارد که قدمت آن به اندازه شهر سوخته است ، کودکان زیبا و سیهچشم، هنر اصیل زنان با فرهنگ، مردان کوشا و همراز طبیعت، موسیقی اصیل و...، همگی از جاذبههای پنهان مانده از چشم کنجکاو گردشگران هستند. کافی است که تنها تصمیم به رفتن بگیرید، مطمئن باشید خیلی خوش میگذرد.
سامان عابری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم