در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به عنوان مثال در شهرهای ییلاقی مانند سرعین، بدیهی است که بیشترین تعداد مسافر در ایام تابستان و روزهای گرم سال به این شهر سفر خواهند کرد، اما به دلیل پایدار بودن جنس گردشگری در این منطقه سرمایهگذاران و بومیها میدانند که همه ساله در این برهه از زمان میتوانند درآمد خاصی را کسب کنند که حتی شاید تا ماهها این درآمد در زندگی آنها تاثیر داشته باشد، اما مهم این است که این جنس از درآمد، به شکل پایداری همه ساله کسب میشود.
از این نکته که بگذریم، هر یک از ما به عنوان گردشگر در فصول مختلف سال سفر کردهایم. اغراق نیست اگر بگوییم «اطلاعات» مهمترین نقیصهای است که در بدو ورود هر شهر، گردشگران را آزار میدهد. این نقصان برای گردشگرانی که با تور سفر نمیکنند و به صورت خانوادگی یا فردی سفر میکنند بیشتر خود را نشان میدهد. از آن گذشته بارها و بارها برای یافتن یک نقطه خاص گردشگری معطل شدهایم و دریغ از یک تابلوی راهنما یا مرکزی معتبر برای پاسخگویی به گردشگران. از اینها که بگذریم در ایام خاص مانند تعطیلات، کمبود امکانات، عدم پیشبینی مناسب از ورود گردشگران و تمهید امکانات حداقلی برای مسافران، نظارت بر فعالیت نهادهای ارائه دهنده خدمات گردشگری و... از مهمترین معضلاتی است که بارها و بارها هر کدام از ما آن را تجربه کردهایم.
راهحل چیست؟بهراستی راهحل چیست؟ کدام نهادها بیش از همه میتوانند در حل این مشکلات مشارکت داشته باشند؟ آیا در تمام ابعاد، دولت مهمترین نهاد است؟ آیا دولت در تمام ابعاد گردشگری اعم از سیاستگذاری، نظارت، گسترش زیرساختها و... باید مشارکت داشته باشد؟ در این بین، جایگاه سازمانهای محلی چیست؟ شهرداریها به عنوان حلقه واسط دولت و مردم چه نقشی دارند؟ آیا بهتر نیست با تفویض بخشی از وظایف به شهرداریها، شرایط ارائه خدمات بهتر به مسافران را فراهم آوریم؟
بدیهی است که در عرصه سیاستگذاری کلان، دولت مهمترین متولی توسعه گردشگری محسوب میشود، اما سازمانهای حوزه اجتماعی مانند شهرداریها و حتی سازمانهای مردمنهاد، نقش بیبدیلی در توسعه بومی گردشگری دارند و حتی به جرات میتوان گفت که تنها با مشارکت این دسته از سازمانهاست که میتوان گردشگری را توسعه داد و حتی بیتوجهی به نقش این نهادهای بومی میتواند عوارض اجتماعی را نیز در پی داشته باشد. به عنوان مثال الگوی توسعه گردشگری مناطقی مانند کیش از همین دسته است که به صورت خلاصه در بیتوجهی به نیروهای بومی خلاصه میشود. در این شرایط حتی در بسیاری موارد بومیان منطقه نه تنها خود را در خدمت گردشگران نمیبینند، بلکه آنها را به دید افرادی نگاه میکنند که سرزمین و زیباییهای نهفته در آن را تاراج میکنند.
نقش شهرداریها
شهرداریها هماکنون مهمترین سازمانهایی هستند که از بدنه، مردم را نمایندگی میکنند یا به عبارت دیگر حد واسط بین مردم و دولت محسوب میشوند. شهرداریها علاوه بر امکانات نسبیشان که میتوانند آن را در خدمت توسعه گردشگری بومی به کار بگیرند، بخوبی به مختصات بومی و جغرافیایی نیز مسلط هستند. همچنین نباید فراموش کنیم به سبب نبود یا کمبود سازمانهای مردمنهاد قوی در اقصی نقاط کشور، هماکنون بخش مهمی از وظایف این سازمانها خواسته یا ناخواسته بر دوش شهرداریها افتاده و در نهایت شهرداریها به عنوان برآیندی از مطالبات و آرمانهای جامعه بومی نیز عمل و تلاش میکنند با به کارگیری ظرفیتها و توانمندیهای منطقهشان به کمک جامعه محلیشان بشتابند. بنابراین اگر بتوانیم با یک دیدگاه کلان، ظرفیت و توانمندی شهرداریها را در خدمت گردشگری قرار دهیم، منافع چندجانبهای را برای جامعه بومی و گردشگر فراهم آوردهایم.
برخی از اقداماتی که شهرداریها در شرایط کنونی میتوانند جهت ترویج گردشگری بومی مدنظر قرار دهند به شرح زیر است:
ـ گسترش امکانات شهری مانند کمپینگها در مناطق مختلف شهری، بویژه در شهرهای گردشگرپذیر: این امر در ایام خاص سال مانند تعطیلات و ایام تابستان از اهمیت زیادی برخوردار است و مخاطبان خاص خود را نیز دارد.
ـ راهاندازی سامانه پاسخگویی و ارائه خدمات به گردشگران: این امر چند سال است که به صورت اخص در ایام نوروز مشاهده میشود، اما بدیهی است که ارائه این دسته خدمات نباید به شکل موقتی باشد و در تمام ایام سال بویژه ایام پرمسافرت این سامانه به شکل فعالی باید پاسخگو باشد.
ـ تهیه بانک اطلاعاتی از مراکز گردشگری، رفاهی و اقامتی شهری و توزیع آن به روشهای مختلف الکترونیکی و غیرالکترونیکی، جهت جلوگیری از سردرگمی مسافران و همچنین رونق دادن به کسبوکارهای بومی منطقه.
ـ نظارت بر فعالیت نهادهای ارائهدهنده خدمات، جهت ارائه خدمات مناسب به مسافران، این امر بویژه در روزهایی که بیشترین سفرها انجام میشود، اهمیت خاصی دارد و حتی شایسته است شهرداریها تمام توان خود را به کار بگیرند تا بتوانند خلأ نهادهای ارائهدهنده خدمات مانند مراکز اقامتی را نیز به نوعی پوشش دهند، بیتردید این موضوع با همکاری نهادهای بومی منطقه و با ارائه تسهیلات شهرداری منطقه، امری امکانپذیر است و از بار مشکلات منطقه نیز میتواند بکاهد.
ـ کمک به ایجاد اشتغال پایدار مرتبط با گردشگری برای افراد بومی.
ـ فعالکردن توانمندی سازمانهای مردمنهاد محلی جهت ارائه خدمات به گردشگران در تمام فصول.
ـ انعقاد قراردادهای همکاری مشترک با سایر شهرداریها برای تبادل گردشگر جهت توسعه صنعت گردشگری.
ـ شرکت در نمایشگاههای گردشگری به نیابت از مردم بومی منطقه جهت معرفی جاذبههای منطقه خود.
ـ توانمندسازی تشکلهای مرتبط با گردشگری جهت پرورش نیروهای متخصص در این زمینه.
ـ آموزش نیروهای بومی جهت ارائه خدمات گردشگری، مانند تربیت راهنمایان تور منطقهای و محلی.
ـ معرفی فرصتهای سرمایهگذاری گردشگری به بومیان و ارائه خدمات مشاورهای به آنها جهت آشنایی با این طرحها.
تمام این نکات نشان میدهد که شهرداریها در توسعه گردشگری نقشی ممتاز دارند و حتی میتوان گفت که عدم مشارکت شهرداریها در نهایت میتواند لطمههای جبرانناپذیری برای جوامع بومی به ارمغان بیاورد و صد افسوس که برخی تنها اقدام شهرداری ها و گاه استانداری ها در این زمینه را به تابلوهای ورودی شهرها محدود کردهاند . بپذیریم یا نپذیریم قطار توسعه صنعت گردشگری، مدتهاست که به حرکت درآمده و هر منطقهای که بهتر و بیشتر منافع این صنعت را دریابد کمک بیشتری به توسعه خود میکند و همچنین از آسیبهای احتمالی نیز خود را مصون نگه میدارد، بنابراین عدم مشارکت، علاوه بر چشم بستن به منافع حاصل از آن میتواند جوامع بومی را با مشکل روبهرو کند، پس بهتر آن که شهرداریها تلاش کنند با ارائه خدمات بهتر در حوزه گردشگری، منافع خود و شهروندانشان را تضمین کنند.
مریم چهاربالش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: