در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایرانی ای که برای تحقق هدفش 14 هزار کیلومتر را در مسیرهای گوناگون طی کرد تا بتواند دو چیز برای مردم زلزله زده ژاپن به ارمغان آورد: فراهم کردن ما یحتاج ابتدایی زندگی و نشاندن خنده روی لبان ژاپنیها که در هر دوی آنها هم موفق بود.
ماه مارس به پایانش نزدیک میشد و نوروز ایرانی در راه بود. افشین به جای آن که به خانهاش در توکیو بازگردد و سیب سرخ را در سفره هفتسینش بچیند، عازم کوهستان آکیتا شد و طی قراردادی هزار سیب قرمز برای زلزله زدگان خرید. البته افشین هنگام بازگشتش به توکیو کار دیگری نیز انجام داد. از طریق ایمیل و فیس بوک از 800 نفر از دوستانش خواست تا لوازم مورد نیاز زلزله زدگان را به خانهاش بفرستند.
قالیچههای ایرانی، اسباب بازی و حوله از جمله وسایل اهدایی بودند که در کمتر از چند روز خانه افشین را پر کردند. حالا کار تازه افشین شروع شده بود. وسایل را پشت ون میگذاشت و سفرهای چند کیلومتریاش را آغاز کرد؛ سفرهایی که به گفته خودش «سفرهای عشق» بود.
افشین به خوبی میدانست که هیچ چیز نمیتواند باعث متوقف شدن او شود، چرا که به کارش ایمان و اعتقاد داشت.
او به مناطق زلزله زدهای میرفت که کمتر مورد توجه رسانهها بود.
شاید بتوان با این جمله افشین به ایمانی پی برد که او را وارداین راه کرد: من تنها یک رابط بودم. افتخار میکنم که با انتقال هدایای برخی از مردم به برخی دیگر، خود را پیغامرسان عشق بنامم.
حسین خلیلی / گروه بینالملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: