آلکس فرگوسن که برای سومین بار در 4 سال اخیر منچستریونایتد را به فینال رقابتهای فوتبال جام قهرمانان باشگاههای اروپا رسانده است، میگوید: جذابیت جهانی این تیم و خیل هوادارانش در اقصی نقاط دنیا به این معناست که شیاطین سرخ هنوز قادرند هر ستاره این ورزش را که بخواهند جذب کنند.
با این که رقبای نامدار منچستر مثل رئالمادرید، آ.ث میلان، بارسلونا و اینتر میلان همیشه پولها و حقوق بیشتری در این ارتباط به نفرات مورد نظر خویش وعده داده و پرداختهاند و منچستر در این زمینه نوعی خست ذاتی و معروف داشته، اما سرمربی اسکاتلندی 25 سال اخیر این تیم میگوید: هر مهره نامداری حاضر است به اولدترافورد بیاید و کار خوب استعدادیابی و فعالیت موثری که نمایندگان و واسطههای این باشگاه در سطح جهان برای شناسایی مهرههای مستعد دارند سبب شده که یونایتد هیچگاه دستش خالی نماند.
فرگی 70 ساله، خاویر هرناندز پدیده مکزیکی امسال یونایتد را که در تابستان سال پیش به اولدترافورد آمد و یکی از پدیدههای فصل جاری بوده، سندی بر صحت گفتارش میانگارد و میگوید: «وقتی به دستمزدی که امثال رئالمادرید و بارسلونا به بازیکنان خود میپردازند توجه کنید، بشدت متعجب میشوید و از خود میپرسید این پروسه دیوانهوار چه زمانی متوقف خواهد شد. وقتی شما پیروزی را به هر قیمتی میخواهید و آن را به نوعی میخرید، به واقع بدعت بدی میگذارید و این باور را جا میاندازید که برایتان اصل فوتبال و غنای آن مهم نیست و فقط میخواهید یک جام نصیبتان شود. زمانی که من مربی منچستریونایتد شدم (پاییز 1986) سقف حقوق سالانه پرداختی به بهترینهای تیم 115 هزار پوند بود، ولی حالا این رقم، حقوق هفتگی تعدادی از ستارههای فوتبال جهان است و این به وضوح به ما میگوید ساختارهای مالی این ورزش چگونه افراطی و بیرحمانه شده و سودطلبی بر همه چیز حکم میراند.
پیامد این ماجرا ورود بیشتر سرمایهداران و ثروتمندان بزرگ به عرصه این ورزش و خریداری باشگاههای معروف توسط آنها بوده است. حالا ما تعداد زیادی مالک باشگاهها داریم که پولهای بیحساب خرج میکنند و با پرداخت ارقامی نجومی برای استخدام فوتبالیستها میخواهند قیمتها را غیرواقعیتر و بیش از حد زیاد و باورنکردنی نشان دهند. به اینها اضافه کنید حضور شبکههای تلویزیونی در این ماجرا و هزینهای را که آنها در این ورزش متقبل میشوند تا دریابید شرایط چگونه نامساعد و غیرقابل اعتماد شده است.»
تفاوتی اساسی
فرگوسن که یونایتد در یک ربع قرن با مربیگری وی 11 بار قهرمان لیگ برتر انگلیس، 6 بار فاتح جام حذفی این کشور و 2 مرتبه هم قهرمان اروپا شده، میافزاید: «من و دیوید جیل (مدیر اجرایی منچستر) نوع برخورد و روشی کاملا متفاوت با سایرین داریم و هر پولی هم که بخواهیم برای جذب یک بازیکن تازه به اولدترافورد بپردازیم، حتما باید معقول باشد. درست است که ارقام پرداختی ما نمیتواند بسیار دور از اعداد رایج باشد و در صورت دور بودن، ستارهها به جای دیگری خواهند رفت، اما نباید به گونهای هم غیرمعقول باشد که همسو با پرداختها و هزینههای سایرین جلوه کند. با این اوصاف هم ارقام پرداختی ما به اندازه دیگران نیست و هم جذابیت سنتی باشگاه ما سبب جذب بازیکنان برجسته به تیممان میشود و ما از این فرآیند و آنچه در این ارتباط در دست اجراست، رضایت داریم. با این حال پرسش اصلی و قبلی من در جای خود محفوظ است و هنوز میپرسم که پایان این پرداختهای نجومی کجاست و فوتبال با این روش بهکدام سو میرود و چه چیزی را جستجو میکند.»
روش خرید
فرگوسن میگوید: با این که بازیکنان مستعد پیشنهاد شده به یونایتد توسط دلالیها و آگاهان به اقصی نقاط جهان تعلق دارند و راههای ارتباطی منچستر در این ارتباط وسیع و طولانی است، اما در نهایت این خود اوست که باید تصمیم بگیرد چه کسانی را میخواهد.
یونایتد به خود میبالد که میتواند بازیکنانی به جوانی وین رونی و خاویر هرناندز را تحویل بگیرد و آنها را به نفراتی بهتر از آنچه هستند، تبدیل کند. باز به اظهارات فرگوسن در این ارتباط رجوع میکنیم: «ما آمار و ارقام و اطلاعات موجود در این زمینه را جمعآوری و سپس تصمیمگیری و در صورت لزوم خرید میکنیم. در این راه همه چیز را در ارتباط با بازیکن مورد نظر ارزیابی میکنیم؛ از سن و ملیت او گرفته تا پستی که بازی میکند و طول مدت قراردادی که با وی منعقد شود. البته در مورد پولی که باید ما در مقام خریدار بپردازیم و هزینهای که در این راه خرج میشود باید بسیار هوشیار باشیم زیرا فاکتورهای زیادی وارد ماجرا میشود. اگر همه این عوامل را در نظر بگیرید و اجرا کنید، آنگاه خریدی خواهید داشت که موفق خواهد بود و باعث تقویت تیمتان خواهد شد.»
بسیار روشن
فرگوسن همان طور که در سطور قبلی آمد، معتقد است شهرت و اعتبار یونایتد سبب شده کمبود دستمزدها در یونایتد در قیاس با سرمایهداران بزرگتر اثری نگذارد و بزرگان به خاطر این شهرت و نام به اولدترافورد بیایند و به این ترتیب منچستر، هم میتواند قدری کمتر از رقبایش خرج کند و هم کسانی را تحویل بگیرد که بتوانند سرنوشت یونایتد را بسیار روشن سازند و روند صید جامها توسط این تیم را استمرار بخشند. سرمربی پیشین آبردین میگوید: «ما خرید خاویر هرناندز و آمدن این جوان مکزیکی به اولدترافورد را تا حد زیادی مدیون کار خوب دلالها و نمایندگان و استعدادیابهای خود هستیم که آمدند و خبر از وجود او و لزوم جذب وی دادند. کار آنها فوقالعاده بود. وقتی از وجود چیکاریتو (لقب هرناندز) مطلع شدیم، من جیم لالور را که استعدادیاب ارشد یونایتد و مسوول این بخش در باشگاه است به مدت یک ماه به گوادالاخارا، محل بازی هرناندز فرستادم و از او خواستم شرایط و بازیهای او را از نزدیک ببیند و به تماشای مسابقات متعدد تیم باشگاهی وی و حتی بازیهای تیم ملی مکزیک با مشارکت این جوان بنشیند و سپس گزارش نهایی را به من بدهد. او رفت و آمد و آن گزارش را به من داد که در آن توصیه اکید شده بود که این بازیکن را بخریم. آن گاه مثل معمول کار و نقش من به عنوان فردی که باید رای نهایی را میداد شروع شد و نظر من طبعا انجام چیزی بود که لالور توصیه کرده بود.»
فرگوسن در این ارتباط معمولا با میک فیلان که بعد از رفتن مجدد کارلوس کرش (سرمربی پرتغالی فعلی تیم ملی ایران) از اولدترافورد دستیار اول او شده و همچنین رنه مولنس تین دیگر دستیار خود و عضوی دیگر از کادر فنی یونایتد صحبت و مشورت میکند و اطلاعات موجود را جمعبندی و در نهایت صدور رای میدهد. حاصل کار فرگی و نتیجه پروسه فوق در بسیاری از دفعات موفق بوده و هر چند فرگوسن خریدهای ناموفق نیز کم نداشته و حتی گاه ستارههایی مانند دیهگو فورلان اروگوئهای و کارلوس تهوز آرژانتینی را به اولدترافورد و سپس به آسانی از دست داده، اما در نقطه مقابل بسیاری از مهرههای موثر را نیز به لطف سیاستهای معقول و پروسه درست خریدی که برشمردیم، به اولدترافورد آورده و سالها بهره آن را گرفته است. جدیدترین نمونههای این روند نانیا ویدیچ، مایکل کاریک و البته وین رونی بودهاند و او در 3 سال اخیر برادران جوان داسیلوای برزیلی را نیز به اولدترافورد آورده تا با آنها آینده یونایتد را روشن سازد.
تفکر قوی
خود وی میگوید: «حفظ همیشگی تعادل و توازن در تیم بسیار مهم است و همواره باید تیمتان از هر دو عنصر تجربه و نشاط بهره گیرد و در هیچ یک از این فاکتورها ضعیف و فقیر نباشد. در عین متکی بودن تیم بر عنصر تجربه، ما کاری میکنیم که هیچگاه از نیروی جوانی بیبهره نباشیم و در این راستا هرسال 5 -4 مهره جوان را به تیم تزریق میکنیم. در این پروسه شما به تدریج صاحب بازیکنانی خواهید شد که در 27 - 26 سالگی صاحب همه تواناییها هستند. به واقع همه چیز در دست خود ماست و تا زمانی که این بازیکنان نزد ما هستند و جذب جاهای دیگری نشوند این چرخه در حال حرکت است و کار ما پیش میرود.
مشکل اینجاست که بعضی افراد دیگر فکر میکنند،میتوانند برای خودشان تیم و باشگاه بسازند و همه چیز را با پول کلان خود جستجو میکنند. پایه و فونداسیون یک تیم را نیروی جوانی و افراد جوان میگذارند و باید یک تفکر قوی و عنصر تجربه نیز پشت سر آنها باشد. آنهایی که میخواهند همه چیز را با پول بخرند، فوتبال را به این نقطه کشیدهاند. تجربه موفقتر و سیاست ماندگارتر ما در یونایتد این است که از خرج کردن صرف، پرهیز کنیم و چیزی را به اولدترافورد بیاوریم که اولا به درد ما بخورد و ثانیا قیمت معقولی داشته باشد و ما را از تبدیل شدن به خریداران بیمنطق فوتبال و این ورزش را از بدل شدن به یک پدیده اقتصادی صرف و افراطی رهایی بخشد.»
منبع: Daily Mail
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم