موج اول،ازمیانه موج سوم

به نظر می رسید که برزیل همچون همسایه دیوار به دیوارش ، آرژانتین ، استراتژی صنعتی شدن را دنبال می کند. صنعتی شدن به عنوان اولویت اول در توسعه ، راهبردی بود که در دهه 70، در برزیل مورد توجه قرار گرفت
کد خبر: ۴۱۰۵۶

و این راهبرد که بر روی آن تبلیغات فراوانی هم صورت گرفت به این نکته که برزیل ، سرزمینی بسیار وسیع و حاصلخیز است که به طور طبیعی ، مزیتی برای توسعه کشاورزی به شمار می آید، توجه چندانی نداشت.
سیاست های اعمال شده طی 3 دهه گذشته ، عمدتا از سوی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بر کشورهایی چون برزیل تحمیل شده است و اگر چه در ظاهر، منافعی به همراه داشتند اما به افزایش بدهی ها و توسعه فقر در این کشورها انجامیده اند. مدتی است که سیاستمداران امریکای لاتین به اشتباهات راهبردهای اتخاذ شده در دهه های 70 و 80پی برده اند و می کوشند با تکیه بر مزیت های بومی ، تغییراتی در استراتژی ها و تاکتیک های خود بوجود آورند.
فعالیت های کشورهای مستقلی چون کوبا و ونزوئلا نشان داد که با اتکا به مزیت های بومی و حفظ استقلال ، سیاستگذاران پرقدرت جهانی همچون کشورهایی مثل ایالات متحده امریکا، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول می توانند راههای بهتری برای توسعه متوازن پیش روی آنها بگذارند.
اخیرا در جنوب قاره امریکا نیز با سیاستمدارانی مواجه می شویم که می کوشند تغییراتی در استراتژی های توسعه ایجاد کنند؛ یکی از آنها برزیل است که می کوشد اهمیت بیشتری به امر کشاورزی بدهد.
برخلاف نظریه پردازانی که اعلام می کردند در جهان به هم پیوسته کنونی ، پیروی از سیاست خودکفایی ، کار بیهوده ای است ، اینک مشخص شده است ، اجرای سیاست خودکفایی ، حداقل در بخش کشاورزی ، کاری به صواب و متناسب با ملزومات حفظ امنیت ملی است.
مقاله پیش رو که در شماره 23 فوریه 2004 نیوزویک به چاپ رسیده ، برخی موفقیت های راهبردی دولت برزیل را در امر توسعه کشاورزی روشن می سازد.
البته از این نکته نیز نباید غافل شد که برزیل در عین حال با مشکلاتی چون توزیع نابرابر منافع اقتصادی مواجه است و این توزیع نابرابر، زمینه های احتمالی بروز اختلافات اجتماعی را همچنان تقویت می کند.
این مساله ای است که باید سیاستمداران برزیلی برای آن راه حلی پیدا کنند. برزیل با اجرای طرح استفاده از اراضی بایر، بسرعت در حال تبدیل شدن به یک غول اقتصادی است.
باوجود این که هنوز ظهر نشده ، گرمای هوا همه را کلافه کرده است ، ما الان در یکی از دشتهای وسیع غرب برزیل هستیم ؛ منطقه ای در منتهی الیه حوزه آمازون ، زمینی صاف و هموار، بدون پستی و بلندی که در آن آفتاب ، هیچ رمقی برای کسی باقی نگذاشته است.
از شدت گرما، وقتی انسان پایش را روی آسفالت بزرگراه قرار می دهد، در آن فرو می رود، دمای هوا به مرز 40درجه سلسیوس رسیده است ؛ با همه این شرایط، جمعیتی بالغ بر 100 نفر، امروز زیر آفتاب جمع شده اند تا شاهد بهره برداری از بزرگراه MT-449 باشند.
از بالا که نگاه کنی ، این بزرگراه مثل یک وصله آسفالته روی مشتی خاک به نظر می رسد؛ اما مردم منطقه دو ریو وردو ، خیلی ذوق زده به نظر می رسند. آنها همگی سرهای خود را به نشانه تشکر پایین انداخته اند و افتتاح این طرح را عامل خوشبختی خود می دانند.
منطقه لاکوس تقریبا 25 سال پیش ، در جریان سیاست انتقال کشاورزان از شهرهای پرجمعیت جنوبی به زمینهای غیرمسکونی غربی به وجود آمد.
آن روز کسی فکر نمی کرد این زمینهای خشک و غیرمسکونی ، به یکی از قطبهای کشاورزی منطقه تبدیل شود. مهاجران ، تحقیقات زیادی برای یافتن خاک اسیدی و ضعیف در این ناحیه انجام دادند؛ آنان بدون هیچ توجهی به گرمای سوزناک ، به کار خود ادامه می دادند. مشکلات دیگری نیز وجود داشت ؛ بارش باران معمولا به سیل می انجامید، مالاریا نیز امان همه را بریده بود. کشاورزان ، روز به روز ضعیف تر و مایوس تر می شدند. هیچ امیدی به نتیجه کار نبود.
عده زیادی از آنها، تمام دارایی خود را در ازای به دست آوردن وسیله ای برای بازگشت به شهر، از دست دادند ولی سرانجام موفق شدند و توانستند به دشتهایی وسیع با خاک مطلوب دست یابند؛ بدین ترتیب رویای همیشگی به واقعیت پیوست.
امروز در زمینهای دورافتاده ای که زمانی ، هیچ کس جرات قدم زدن روی آن را نداشت ، شاهد سیلوهایی پر از محصول هستیم ؛ این جز به مدد دستان توانای کشاورزان زحمتکش و استفاده از فناوری صنعتی در این عرصه ممکن نبود. اکنون برزیل به یکی از قطبهای کشاورزی جهان تبدیل شده است.
در سال گذشته ، طبق آمارهای مرکز اقتصاد ملی برزیل ، این کشور توانست به سطح غیرقابل تصوری از محصولات زراعی صادراتی دست یابد. به عنوان مثال ، حجم محصولات غله به 123 میلیون تن رسید؛ رقمی معادل 2 برابر کل محصول دهه گذشته.
در وضعیتی که نرخ 8 درصدی بیکاری در برزیل ثابت مانده است ، توسعه نیروی انسانی در روستاها به 5/6 درصد رسیده و از این رقم ، 10 درصد آن اختصاص به مناطق مرزی ماتوگراسو توکانتیس و مشابه آنها داشته است.
اگرچه سابقه کشت قهوه و شکر در این کشور به مدتها پیش بازمی گردد، اما سرمایه داران و کشاورزان برزیلی در اندیشه تسخیر بازارهای جهانی هستند؛ آنان اکنون به فکر توسعه صادراتی محصولات صنعتی - کشاورزی مثل انواع آبمیوه و صادرات چرم به دورترین نقاط دنیا هستند.
به دلیل اجرای سیاست های موفق رجال کار کشته و باتجربه این منطقه ، برزیل توانست در زمینه صدور دانه های روغنی (اعم از خوراکی و صنعتی) از امریکا - که زمانی رکورددار این عرصه بود - جلو بزند.
همچنین این کشور در عرصه صادرات گوشت گاو نیز از استرالیا پیشی گرفته است. جالب اینجاست که محصولات صادراتی این کشور نه تنها از لحاظ کمیت در صدر قرار دارند بلکه از لحاظ کیفیت نیز توجه همگان را به خود جلب کرده اند.
به عنوان مثال ، تغذیه احشام از مواد طبیعی (و نه شیمیایی) در این کشور باعث شده گاوها از بیماری جنون گاوی در امان بمانند.
برنامه ریزان برزیلی ، اینک درصدد استفاده از یک چهارم درآمد 600 میلیون دلاری تولیدات داخلی هستند و از این طریق برای بیش از 20 میلیون نفر، یعنی 37 درصد نیروی آماده به کار، اشتغالزایی می کنند.
در این زمینه ، یکی از کارشناسان امور مالی در زمینه های زراعی معتقد است برزیل با در دست داشتن مواهبی همچون فناوری صنعتی ، استفاده از نیروی خورشیدی و در دست داشتن اراضی قابل کشت وسیع ، توانسته است به مرز انفجار در رشد و توسعه برسد. با توجه به این اوضاع ، برخی صحبت از سبقت برزیل نسبت به امریکا (به عنوان یک ابرقدرت اقتصادی) در زمینه های تولید محصولات کشاورزی می کنند و آن را دور از دسترس نمی دانند؛ اما رسیدن به این سطح ، در کوتاه مدت میسر نخواهد شد؛ چراکه فعلا برزیل در رتبه چهارم صدور محصولات کشاورزی قرار دارد. در برزیل ، برخلاف بسیاری دیگر از کشورها مثل هند یا چین - که هنوز سیستم اقتصاد سنتی به صورت کار دسته جمعی خانوادگی روی مزارع وجود دارد - از آخرین روشهای پیشرفته صنعتی استفاده می شود؛ روشهایی که کمترین اثر مخرب را در زمینه های فرسایش خاک به همراه دارند.
همچنین وجود اراضی قابل کشت در برزیل ، در مساحتی به وسعت 80 میلیون هکتار - یعنی مجموع اراضی بریتانیا و فرانسه - از دیگر چیزهایی است که آینده روشنی را در این عرصه نوید می دهد.
کشاورزان برزیلی معتقدند تنها چیزی که می تواند مانعی سر راه تبدیل کشورشان به یک ابرقدرت کشاورزی شود، سیاست حمایت از تولیدات داخلی است که در برخی کشورها در حال اجراست ؛ همچون حصار تعرفه های گمرکی ، خطوط قرمز موجود، محدودیت های بهداشتی و یارانه هایی که همچون حصاری به دور امریکا و اروپا قرار دارند.
جای هیچ شگفتی نیست اگر ما امروز شاهدیم که سیاستمداران برزیلی با قدری دلخوری به سالنهای اجلاس وارد می شوند؛ چراکه «صحبت از تجارت در زمینه محصولات کشاورزی همواره در اجلاس های تجاری سران ، ممنوع بوده است » و «برزیل در اندیشه تغییر قوانین و محدودیت هاست.»
در دوره فعلی ، مبارزه ای سخت برای تغذیه شروع شده ؛ رئیس جمهور فعلی برزیل هم برنامه های دولت خود را با سیاست آزادی تجارت کشاورزی بنا نهاده است . برزیلی ها، چندی پیش از EU خواستند تا به یارانه های اعطایی سازمان تجارت جهانی (WTO) به کشورهای صادرکننده شکر در دنیا، رسیدگی کند؛ آنان همچنین به امریکا به خاطر بی اعتنایی به بدهی های معوقه اش اعتراض شدید دارند.
حالا معلوم می شود چرا آقای رئیس جمهور، وزرای کشاورزی و تجارت و توسعه را از بین کشاورزان کارکشته انتخاب کرده است. البته بد نیست بدانیم که برزیلی ها همیشه تا این حد در راه توسعه جدی نبوده اند.
بعد از اسکان ماجراجویان پرتغالی در این منطقه ، در طی 4 قرن ، این ناحیه همچنان ناشناخته محسوب می شود؛ همان طور که «فری ویسنت دوسالوادور»، محقق و مورخ مشهور می نویسد:
تنها منبع تغذیه ساکنان اولیه برزیل ، شکار خرچنگ بود. بسیاری از آنان به دلیل مسائلی چون اراضی وسیع و غیرقابل سکونت سرتا، قبایل بدوی هندی ساکن در این منطقه و از همه بدتر، گرمای مهلک این سرزمین نتوانستند طاقت بیاورند؛ اما کم کم با رشد جمعیت و نیاز به منابع بیشتر غذایی ، نگاهها به سمت زمینها و جنگلهای غنی در غرب برزیل افتاد و این منطقه ، قابلیت خود را در رفع نیازها بخوبی نشان داد؛ منطقه ای با هوای گرم و مرطوب در جوار جنگل های آمازون.
این شرایط خاص اقلیمی ، گرچه از بسیاری جهات باعث آبادانی می شود اما از طرفی دوره های گرما از مهمترین عوامل گسترش انواع آفات گیاهی در این ناحیه محسوب می شود؛ درچنین اوضاعی بود که «امبراپا»، موسسه تحقیقات زراعی و دامی در برزیل ، با بررسی و تحقیقات گسترده ای توانست بر شرایط طبیعی غلبه پیدا کند و در نتیجه بسیاری از امراض در این ناحیه کنترل شود.
این موسسه دولتی در اوایل راه اندازی خود، در یک اقدام ضربتی ، سعی در سازگارکردن انواعی از گیاهان روغنی چینی الاصل با شرایط آب وهوایی گرم و مرطوب کرد و موفق هم شد.
دانه های روغنی مذکور، به نحو فوق العاده ای در این سرزمین به بار نشست و بدین ترتیب زمینهای گرم و سوزان این ناحیه به باغهای سرسبز تبدیل شد. آنها توانستند طی یک سال ، 2 نوع از این دانه ها را به همراه انواعی از محصولات هسته دار روی زمین کشت کنند.
این موفقیت باعث شد تا امبراپا به مرجعی علمی برای تمام کشورهای در حال توسعه تبدیل شود. اکنون دیگر کمتر هفته ای می گذرد که از آسیا، آفریقا و امریکای مرکزی ، درخواستی رسمی برای ارائه راهنمایی و مشاوره ، مطرح نشود.
اما این موسسه ، به عنوان یک موسسه دولتی ، با مشکلات مالی شدیدی مواجه است ، ولی چاره ای نیست ؛ با تمام اینها و در شرایطی که گاهی محققان این مرکز برای تامین مالی خود، نیاز به روی آوردن به شغل دوم یا سوم داشتند، این مرکز تحقیقاتی توانست با دست خالی ، کارهای بزرگی را به ثبت برساند.
به قول یکی از محققان این مرکز، «تحقیقات زراعی با مشکلات مالی ، دچار بحران می شوند.» در دهه 1970 بعد از اشغال این سرزمین توسط نظامیان ، بخش کشاورزی مورد حمایت شدید قرار گرفت ، اما این سیاست دوام نیاورد. یکی از کارشناسان می گوید: «این سیاست ، تقلیدی از طرحهای اجرایی امریکا محسوب می شد؛ اما بدون داشتن بودجه موردنیاز برای طرح.»
یک دهه بعد، وقتی کشورهای امریکای لاتین بشدت مقروض شده بودند، برزیل وارد عرصه رقابت میان کشورهای جهان شد. اینجا بود که ناگهان کشاورزان ، مردم کارگر و اقشار آسیب پذیر، تک و تنها شدند.
اما خوشبختانه بعد از این قضیه ، یک اداره عمومی برای ساماندهی بخش کشاورزی به وجود آمد. در این میان ، سرمایه داران بخش خصوصی مثل کارگیل ، بانگ و غول دانه های روغنی ، آقای بلائیرو مگی ، در این قسمت سرمایه گذاری کردند.
با کاهش دخالت دولت و رشد بخش خصوصی در حوزه هایی همچون موادغذایی ، حمل ونقل و امور زیربنایی ، برزیل توانست کم کم کمر خود را از زیر بار مشکلات کمی راست کرده و خود را به عنوان یک ابرقدرت کشاورزی دنیا مطرح کند. وزیر امور مالی برزیل می گوید: «بخش کشاورزی توانسته است در جذب سرمایه ها و استفاده از ابزارهای پیشرفته ، الگوی موفقی برای سایر بخشها باشد.»
البته باید به این نکته نیز توجه داشت که زندگی ماشینی ، تاثیرات خود را بر جای خواهد گذاشت. حتی زندگی و عاطفه مردم در مناطق کمتر برخوردار نیز تحت تاثیر قرار گرفته است.
به عنوان مثال ، در ژانویه گذشته خبر قتل 4 مامور دولتی که به دنبال دستگیری برده گیران بودند در اخبار پخش شد.
کارشناسان برزیلی احتمال وجود حدود 180 هزار کارگر محروم از حداقل امکانات و مجبور به کار اجباری را روی اراضی ، بعید نمی دانند اما با دیدن برخی صحنه ها، نباید دید بدی نسبت به فناوری داشته باشیم ؛ چرا که همیشه با ورود فناوری به عرصه تولید و تخصصی شدن کارها، نیروی انسانی از رفاه بیشتری برخوردار شده است و نمود آن در رشد 9/6 درصدی حقوق و مزایای روستاییان ، علی رغم ثابت ماندن درآمد سالیانه دولت بوده است.
جالب اینجاست که کشت و زرع در برزیل بدون اعمال هیچ گونه اصلاح ژنتیکی روی ساختار گیاهان صورت می پذیرد و همچنان طرحهای اقتصادی GM ممنوع است.
کشاورزی به صورت طبیعی و نه با روش های مصنوعی صورت می گیرد. در چنین شرایطی است که اراضی سرسبز و پرمحصول در برزیل ، قلمرو ریاست آقای لولا را شیاربندی کرده است! و دولت همچنان بر سیاست های ممنوعیت خود اصرار می ورزد؛ البته قوانین نیز در جهت کمک به کشاورزان وضع شده است و سعی در کاهش مشکلات این عده دارد.
کلام آخر این که انقلاب کشاورزی برزیل ، هنوز در اوایل کار خود است و تا رسیدن به اوج شکوفایی ، راه زیادی را باید طی کند.
پیشرفت های این کشور قطعا مردم کشورهای لاتین را خوشحال و رقبا را خشمگین تر می کند.

مک مارگولیس
مترجم: مجید پیره

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها