در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انگلیسیزبانها او را ویلیام تل صدا میزنند و ایتالیاییها گوگلیمو تل، برخی از دیگر کشورهای بزرگ هم تلفظ خاص خود از این اسم را دارند. اما او بیشتر با تلفظ مورد استفاده توسط انگلیسی و فرانسویزبان (که او را گیلیوم تل میخوانند) شناخته میشود. اگرچه این مجموعه در ایران با نام گیوم تل پخش میشود، ولی نام اصلی آن «کمان پولادی» است. هم نام اصلی و هم نام ترجمه شده، بر روی یکی از نکات اصلی این قصه کلاسیک تاکید دارند و مضمون کلی آن را بیان میکنند.
در اروپای قرن 14 که قصه مجموعه اتفاق میافتد، تیر و کمان نقش مهمی در زندگی مردم عادی داشت و این وسیله دفاعی و جنگی، یکی از عناصر بسیار مهم قصه مجموعه است که در نقطه اوج آن، ماجراها را به سمت و سوی تازهای میبرد و رنگ و بوی دیگری به ماجراجوییهای این قصه اکشن و پرتنش میزند.
شخصیت جذاب برای سینما و تلویزیون
مجموعه 53 اپیزودی گیوم تل اگرچه یکی از مطرحترین مجموعههایی است که با نگاهی به قصه زندگی ویلیام تل تهیه و تولید شده، اما تنها مجموعه تلویزیونی در این ارتباط نیست. هر دو صنعت سینما و تلویزیون در سطح بینالمللی قبل از این، بارها و بارها این افسانه کلاسیک را به صورت فیلمهای سینمایی و مجموعههای تلویزیونی درآوردهاند و با وجود این، این قصه هنوز هم پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به کارهای جدید هنری را دارد. برای همین است که صنعت سینمای اروپا قصد دارد همین روزها یک نسخه جدید سینمایی از قصه ویلیام تل تهیه کند و شنیده میشود قرار است یک مجموعه تلویزیونی هم برای پخش از این رسانه از دل آن بیرون بیاید.
مجموعه گیوم تل در طول 2 سال از تلویزیونهای کشورهای مختلف جهان پخش شد و تماشاگران هر بار در یک اپیزود 25 دقیقهای به تماشای ماجراجوییهای شخصیت تل و دوستان و دشمنان او نشستند. خالق این مجموعه تاریخی دورهای فردریک شیلر نویسنده قدیمی و کلاسیک آلمانی است.
ژرژ میهالکا کارگردان تلویزیونی که خود از دوستداران افسانه تل بود، در اواسط دوره کاری خود تصمیم گرفت دست به یک ریسک خطرناک زده و مجموعهای پرخرج و عظیم را برای رسانه کوچک تلویزیون تهیه کند.
باور او در زمان تولید این مجموعه این بود که علاقه مردم به افسانه تل، آنها را جذب ماجراجوییهای قصه خواهد کرد و گیوم تل تبدیل به یک کار پربیننده و موفق تلویزیونی خواهد شد. با این حال، او با کمک گرفتن از بهترینهای تلویزیونی قصد داشت مجموعهای گیرا و تماشایی خلق کند که در حد و شان شخصیتی تاریخی مثل ویلیام تل باشد.
او سعی نکرد از شهرت و محبوبیت این شخصیت استفاده کرده و با موج سواری بر روی میزان این محبوبیت، مجموعهای کمارزش و سطحی ارائه دهد.
قیام ویلیام تل
افسانه ویلیام تل قرنهاست که سینه به سینه نقل میشود و قصه آن الهامبخش مردم قارههای مختلف جهان برای مبارزه با ظلم و ایستادگی در برابر ظالمان است. این افسانه اولین بار در سال 1570 توسط تسودی ایتالیایی مکتوب شد، ویلیام تل مردی خانوادهدوست و مهربان بود که همه از مهارت تیراندازیاش با کمان یاد میکردند. در دورانی که او زندگی میکرد امپراتورهای هابسپرگ اتریش درصدد تسلط بر مناطق همجوار بودند. آلبرت کسلر شخصیت منفی آن دوران، کسی بود که میخواست حاکم تمام مناطق دور و نزدیک باشد، او که مدعی بود بهترین تیرانداز منطقه است، یک روز کلاه خود را در میدان مرکزی شهر آویزان کرده و میگوید هرکس بتواند این کلاه را با تیر بزند، پاداش کلانی دریافت خواهد کرد. تل با مهارت تمام این کلاه را با تیرکمان خود میزند، ولی به جای دریافت پاداش دستگیر و روانه زندان میشود، کسلر به عنوان مجازات، تل را مجبور میکند با کمان خود سیبی را نشانه گرفته و بزند که روی سر پسر والتر گذاشته شده است.
او تهدید میشود که در صورت عدم انجام این کار، همراه پسرش اعدام خواهد شد. در عین حال، به او قول داده شد در صورت موفقیت، آزاد خواهد شد. در روز 18 نوامبر 1307، تل موفق شد سیب روی سر پسرش را با یک تیر بزند. کسلر که قصد عملی کردن وعده خود را نداشت، به وجود یک تیراضافی نزد تل اشاره کرد و از او پرسید چرا دو تیر همراه خود آورده است. تل هم صادقانه پاسخ داد تیر دوم را همراه خود داشت تا در صورت خطا رفتن تیر اول «و مرگ پسرش والتر»، با تیر دوم کسلر را هم به قتل برساند. این پاسخ خشم کسلر را برانگیخت و دستور دستگیری تل را داد. تل هنگام انتقال به یک قلعه قدیمی و در جریان یک توفان دریایی، موفق به فرار میشود و قیامی بزرگ را علیه ظلم حکومت کسلر رهبری میکند. قیام تحت رهبری تل باعث شکلگیری کنفدراسیون سوئیس شد.
او در سال 1315 هم علیه حکومت اتریش مبارزه کرد که با عنوان نبرد مورگارتن شناخته میشود. تل سال 1354 میلادی در حالی که تلاش داشت جان بچهای را در یک رودخانه نجات دهد، کشته شد.
تیری در کمان، سیبی روی سر
ویل لایمن بازیگر مطرح تلویزیونی آمریکا در مجموعه «گیوم تل» نقش این تیرانداز معروف افسانهای را بازی کرده است. بازی او مورد پسند و تایید منتقدان و تماشاگران تلویزیونی قرار گرفت. در کنار او، جرمی کلاید توانست با ایفای نقش حکمران وقت کسلر اهمیت و اعتباری همردیف لایمن پیدا کند. این در حالی است که برخلاف لایمن که در 33 اپیزود مجموعه حضور داشت، کلاید فقط در 19 اپیزود به ایفای نقش پرداخت.
نکته: سازندگان گیومتل کل صحنههای 53 اپیزود را در چند شهر قدیمی فرانسه فیلمبرداری کردند. هزینه تولید مجموعه هیچ وقت به صورت رسمی اعلام نشد، ولی گفته میشود برای ساخت آن، چیزی نزدیک به 10 میلیون دلار خرج شد
قصه مجموعه در کنار تعریف زندگی گیوم تل، به زندگی بقیه اهالی دهکده هم میپردازد و همین مساله باعث میشود تا شخصیتهایی مثل تل یا کسلر در برخی اپیزودها نقش و حضور نداشته باشند. منتقدان تلویزیونی از تل به عنوان یک رابین هود سوئیسی در قرون وسطی اسم میبرند. همین روحیه رابین هود گونه این افسانه بود که ژرژ میهالکا را جذب تولید مجموعه تلویزیونی آن کرد. به گفته او: «من هم در دوران کودکی قصه آن مرد شجاع را شنیده و در کتابهای مدرسه خوانده بودم که تیر داخل کمان خود را به سمت سر پسر خود نشانه میگیرد تا سیبی را که روی سر او قرار دارد، بزند. از همان زمان نسبت به این قهرمان و پسرش حس خیلی خوبی داشتم و آنها را تحسین میکردم و همزمان از آن حاکم ظالمی که این مرد را وادار به این کار خطرناک کرد، متنفر بودم. این فقط من نبودم که چنین حس و حالی داشتم و با آن بزرگ شدم. این یک حس عمومی در قاره اروپاست. از زمانی که وارد کارهای هنری و تلویزیونی شدم، همیشه میخواستم افسانه ویلیام تل را تبدیل به یک کار بزرگ تلویزیونی کنم، ولی همیشه نوعی ترس و اضطراب همراهم بود. نگرانیام این بود که نتوانم حق مطلب را در مورد چیزی که همیشه مورد تحسینم بوده، ادا کنم. میدانستم که راه برگشتی وجود ندارد و در صورت خلق یک مجموعه بد، دیگر فرصتی برای بازگشت و جبران اشتباهات وجود ندارد. زمانی که ویل لایمن با من تماس گرفت و پیشنهاد داد که این پروژه را عملی کنم، احساس کردم میتوانم با کمک او و بقیه همکاران خوب و حرفهایام یک مجموعه قابل قبول و خوب ارائه بدهم.
همه ویلیامتلهای تلویزیون
سازندگان گیومتل کل صحنههای 53 اپیزود را در چند شهر قدیمی فرانسه فیلمبرداری کردند. هزینه تولید مجموعه هیچ وقت به صورت رسمی اعلام نشد، ولی گفته میشود برای ساخت آن چیزی نزدیک به 10 میلیون دلار خرج شد. برای یک مجموعه تلویزیونی در دهه 80 و 90 میلادی، چنین رقمی حکم یک رقم بسیار بالا را دارد. فیلمنامه مجموعه را میهالکا با همکاری 2 نفر از همکاران قدیمی خود نوشت، ولی همه اپیزودهای آن را کارگردانی نکرد. این تهیهکننده و کارگردان مجارستانی دوران کودکی سختی داشت و در فقر و مشکلات مالی بزرگ شد. این وضعیت باعث جذب او به سمت قصههایی شد که درباره مشکلات آدمها و مبارزات آنها علیه این مشکلات است. او کارگردان، نویسنده و تهیهکننده بیش از 39 مجموعه و فیلم تلویزیونی است که بخش عمده آنها را در مجارستان، فرانسه و آلمان کار کرده است. میهالکا در بین تمام کارهایی که تا به امروز داشته، علاقه خاصی به قصه ویلیام تل دارد. رسانه تلویزیون در سال 1958 هم یک مجموعه تلویزیونی به نام ویلیام تل درباره ماجراجوییهای انقلابی تل تولید کردکه پخش آن تا سال 1959 ادامه داشت. در این مجموعه 39 اپیزودی کلاسیک و موفق تلویزیونی کنراد فیلیپس نقش ویلیام تل را بازی کرد.
رویایی به شکل واقعیت
ویل لایمن بازیگر نقش ویلیام تل در فاصله سالهای 1976 ـ که کار بازیگری را شروع کرد ـ تا 2010 در بیش از 60 مجموعه و فیلم تلویزیونی ظاهر شده و یکی از چهرههای فعال این رسانه است. با وجود این، هنوز هم عموم تماشاگران او را به خاطر بازی در نقش تل در مجموعه تلویزیونی آن میشناسند. این مجموعه نهمین کار هنری او بود که شهرت زیادی برایش به همراه آورد. این بازیگر با یادآوری روزهای تولید این مجموعه میگوید: کمتر از 10 سال بود که همکاریام را با تلویزیون شروع کرده بودم. تازه از بازی در یک مجموعه درام جنایتکارانه به نام «اسپنسر» فارغ شده بودم. این مجموعه در فاصله سالهای 1985 تا 1988 پخش شد و محبوبیت خوبی در بین تماشاگران تلویزیونی پیدا کرده بود. رابرت اوریج نقش شخصیت اصلی مجموعه را در 65 اپیزود آن بازی کرد و من با 2 قسمت آن همکاری داشتم.
در رویایم خودم را بازیگری میدیدم که قهرمان اصلی تمام اپیزودهای یک مجموعه موفق است. قصه ویلیام تل را که خیلی دوست داشتم به میهالکا معرفی کردم و گفتم دوست دارم نقش تل را در جلوی دوربین بازی کنم. وقتی برای بازی در این نقش دعوت شدم، باور نمیکردم که بالاخره رویاهایم رنگ واقعیت به خود گرفته است.
به خودم گفتم شانس فقط یک بار در خانه آدم را میزند و من باید از این فرصت پدید آمده، نهایت بهره را ببرم. بازی در این مجموعه برایم حکم یک آزمون سخت را داشت. هنوز هم پس از گذشت سالها از آن زمان و بازی در نقش شخصیتهای متفاوت، تماشاگران مرا به عنوان ویلیام تل میشناسند. این مساله نه تنها ناراحتم نمیکند، بلکه بسیار خوشحال هم هستم.
ویلیام تل و مجموعه تلویزیونی آن برگ برنده زندگی هنریام بود و اوضاع کاری را برایم کاملا دگرگون کرد. این نکتهای است که هیچ وقت آن را فراموش نخواهم کرد. صادقانه بگویم، هیچ یک از کارهایی که بعد از این مجموعه بازی کردم، لذت حضور در گیوم تل را برایم نداشت و نتوانست خاطره خوش آن روزها را برایم تکرار کند.
آیامدیبی / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: