برخلاف اکثر نمایشهای تلویزیونی که در ساختمان تولید سازمان صدا و سیما انجام میشود، این بار برای حضور در پشت صحنه تئاتر تلویزیونی روابط سودجویانه به غرب تهران رفتم و نادر بهرامی، عکاس جوان گروه تولید مرا به داخل استودیو راهنمایی کرد. بعد از گذشتن از یک محوطه کوچک به استودیو ضبط رسیدیم که در بدو ورودم رنگهای دکور و لباسها نظرم را جلب کرد.
دکور مجموعه کاملا متفاوت از طراحیهای معقول تلهتئاترها بود و حتی با وجود نبودن استانداردهای یک استودیوی کامل سعی شده بود همه چیز به درستی سر جای خود قرار گیرد.
روزبه معصومی (کارگردان) همراه هدیه طاهری، منشی صحنه و کمی آن طرفتر ملیحه زمانی، دستیار کارگردان پشت مونیتور نشستهاند و تیرداد رضایی، صدابردار قدیمی و کارگردان تلویزیون هم مشغول ضبط است. فرزین صابونی با گریمی متفاوت کنار سیامک صفری مشغول تمرین دیالوگها برای شروع ضبط است. شهرام ریحانی معطر، تهیهکننده نمایش نیز به استودیو میآید. وی درخصوص تهیه و تولید این اثر میگوید: شروع پیشتولید این مجموعه که قرار است در 3 قسمت 50 دقیقهای پخش شود از دی ماه 89 کمکم آغاز و با همفکری کارگردان و مدیران شبکه، مرحله انتخاب بازیگران و دیگر عوامل شروع شد و در حال حاضر مشغول ضبط هستیم که روند تولید هم تا به حال موفقیتآمیز بوده است.
این مجموعه حدود 19 بازیگر دارد که همگی از هنرمندان خوب عرصه تئاتر هستند و حرفهای بودن آنها و همچنین دیگر عوامل در تولید تاثیر شایانی داشته است.
قرار است ضبط دوباره آغاز شود. معصومی نکاتی را به بازیگران یادآوری میکند و سپس سه، دو، یک...
صحنه نمای بیرونی یک مهمانسرا در شهری است که دو تازهوارد صابونی و صفری در کوچههای آن به گفتوگو میپردازند. سیامک صفری در نقش کریسپین کنار یک ستون ایستاده و دوستش لیندر، فرزین صابونی را خطاب قرار میدهد: کریسپین: لیندر .... لیندر....
لیندر (صابونی) از پشت ستونی سرککشان به سمت کریسپین میآید و میگوید: اینجا باید شهر بزرگ و ثروتمندی باشد کریسپین!
کریسپین: شهر دو قسمت است و گویا ما را در قسمت بهشت آن هل دادهاند!
لیندر: دو قسمت؟ آهان فهمیدم منظورت شهر قدیم و جدید در دو طرف رودخانه است.
کریسپین پایش را بالای سکویی که روی آن تنگهای نیمه پری قرار دارد، میگذارد و لیندر در سمت دیگری روی سکو مینشیند و دیالوگ را ادامه میدهد:
کریسپین: رودخانه به کدام سمت میرود؟ سمت شهر قدیم یا جدید؟ اینجا هم مثل هر شهر دیگری در دنیا شاید مردمی پولدار واردش شوند یا کسانی در وضعیت ما!
لیندر: همین قدر که با پلیس برخورد نکردیم، غنیمت است. من که دیگر از این همه دوندگی و فرارهای پی در پی خستهام و واقعا دوست دارم مدتی اینجا بمونم.
کریسپین: ولی من که خسته نیستم. برای بومیان منطقه راسکللند این وضعیت عادیه چون هیچ وقت نمینشیند، مگر وقتی که بخواهند در یک کرجی پارو بزنند، اما حالا که اتفاقی وارد دژی تمامعیار شدیم بیا مثل یک فرمانده محتاط نقشه بکشیم و برای صید مروارید به دل دریا بزنیم!
لیندر (با خنده): ارتش دو نفره؟
ضبط متوقف میشود. معصومی کنار دو بازیگر میرود و نکاتی را گوشزد میکند.
بجز صابونی و صفری، چند بازیگر دیگر با لباسهای متفاوت و چهرههایی بانمک در اطراف هستند که برگههایی را میخوانند.
فرصتی دست میدهد تابا مغز متفکر پروژه، آقای کارگردان گفتوگویی کوتاه داشته باشم.
روزبه معصومی ـ که چندی پیش تلهتئاتر «نماینده ملت» از او تولید و پخش شد ـ درباره نمایش تازهاش میگوید: داستان این نمایش تلویزیونی مربوط به گونه نمایش به اصطلاح عامیانه در اروپا به نام کمدی دلارته است که شخصیتهای ثابتی همانند نمایشهای قدیمی ایرانی دارد که تیپها در قصههای گوناگون با حفظ خصوصیات اخلاقی که خاص هرکدام است، تکرار میشوند. در نمایش تلویزیونی روابط سودجویانه، 2 فرد ناشناس به نامهای لیندر و کریسپین وارد شهری میشوند و برای دستیابی به پول و موقعیت دست به شیادی میزنند و زندگی افراد مختلفی در جریان نقشه آنها دستخوش ماجراهایی میشود.
وی از انتخاب بازیگران و دیگر عوامل این تلهتئاتر اظهار خشنودی میکند و میگوید: تمامی بازیگران این مجموعه نمایشی از هنرمندان تئاتر هستند و این ماجرا باعث شد در روند تولید، سیر مناسبتری را طی کنیم. من در انتخاب بازیگران آثارم همواره به یک نکته اولیه تکیه میکنم و آن شناسایی خصوصیات ظاهری یک بازیگر برای رسیدن به شخصیت در کنار دیگر مشخصههایش برای رسیدن به نقش است و به عقیده من در وهله اول، یک بازیگر باید به لحاظ برخی خصوصیات به نقش نزدیک باشد تا انتخاب شود و سایر مسائل مانند ارتباط بین بازیگر و کارگردان در مرحله پس از انتخاب و تمرینها حل خواهد شد.
یک بازیگر خوب باید با بهرهگیری از خصوصیاتی که دارد بتواند در کالبد یک نقش قرار گیرد و حق مطلب را ادا کند. کارگردان تلهتئاتر در ادامه با اشاره به حضور نداشتن کارگردان تلویزیونی در این برنامه میگوید: ما در ضبط این تلهتئاتر برخلاف دیگر آثار نمایشی که برای تلویزیون به اجرا درمیآید از کارگردان تلویزیونی استفاده نکردیم و اصولا در تمامی آثار نمایشیای که کارگردانی میکنم، همین روال را دارم. من عقیده دارم کارگردانی امری تفکیکناپذیر است و نمیتوان در بخش کارگردانی تقسیم مسوولیت کنیم و اگر در تولید یک اثر بنا باشد کارگردان تلویزیونی و کارگردان هنری وجود داشته باشد حتما یک کارگردان دیگر باید به هر دو کارگردان نظارت داشته باشد تا به زیباییشناسی اثر لطمه وارد نشود.
معصومی در سالهای دور، مجموعه نمایش «گلخند» و «کدومطبخ» را برای تلویزیون کارگردانی کرده است که هر دو حال و هوای طنزگونه داشتهاند و به نظر میرسد علاقه ایشان نیز برای ضبط چنین آثاری باعث خلق اثری چون نماینده ملت میشود. وی با تایید این نظر میافزاید: اصولا علاقهمند به انتخاب متونی هستم که همراه کمدی بودن آن، در بطن خود یک پیام جدی و واقعی را به مخاطب منتقل کند و از ساخت آثاری که فقط جنبه تفریحی دارند و فاقد هر گونه پیام باشند، اجتناب میکنم. البته ساخت آثار طنز هم تخصصی خاص را میطلبد که همکاران من به آن در آثار مختلف میپردازند، اما سلیقهام به سمت کارگردانی موضوعاتی است که در لایههای پنهان خود در عین مفرح بودن حامل یک پیام سازنده به مخاطب در هر قشری باشد.
او با اشاره به ترجمه این اثر میگوید : مترجمان این نمایشنامه تلاش داشتهاند بیشتر به مبحث ادبی آن توجه داشته باشند و آن را به یک ترجمه ادبی تبدیل کردهاند و کمتر به بحث بصری آن دقت داشتهاند و ما در زمان شروع تمرینها سعی کردیم با همفکری سایر دوستان، در عین وفاداری به ترجمه نگاهی دوباره به صحنههای مختلف و به نوعی بازنگری مختصری به متن داشته باشیم که لطمهای به بار ادبی آن وارد نشود. یکی از عوامل به دنبال معصومی میآید تا ضبط را آغاز کنند و او به گروه داخل استودیو میپیوندد.
بهزاد آدینه، طراح صحنه و لباس خوشفکر این تلهتئاتر به استودیو آمده است و از او میخواهم فرصتی اندک را در اختیار ما قرار دهد تا از مراحل طراحی صحنه و لباس تئاتر تلویزیونی روابط سودجویانه مطلع شوم: من سالهاست با معصومی همکاری و همفکری دارم و وقتی قرار شد برای این نمایشنامه طراحی صورت گیرد تا اندازهای که زمان اجازه داد تحقیق کردم که ماحصل مطالعات من طراحی صحنه و لباس است که میبینید.
وی شیوه خاصی برای طراحی صحنهها در تمامی آثارش دارد. ابتدا یک ماکت از طراحی اولیه آماده میکند و به اتفاق کارگردان سعی میکنند به آن تصویر ذهنی از نمایشنامه برسند و در این اثر هم همین روند طی شده تا گروه در 3 طراحی دکور متفاوت کار را ضبط کنند که توضیحات بیشتر را از زبان او جویا میشوم: دکورهای این نمایشنامه در 3 مرحله طراحی شد. میدان شهر، مهمانسرا و یک عمارت کلاهفرنگی که مربوط به یکی از شخصیتهای اصلی بود و با تغییر فرمها و تعویض پلاتها سعی کردیم به فضاهای متفاوتی که نیاز نمایشنامه بود، برسیم.
در طراحی لباس سعی کردم به یک دوره تاریخی که متعلق به نمایشنامه است، وفادار بمانم. ولی با توجه به مضمون کمدی نمایش در طراحی لباسها کمی اغراق به خرج دادم تا فضای نمایشنامه حفظ شود و لباسها طوری طراحی شد که حتی فیزیک بازیگران را نیز تا حدودی دستخوش تغییر کند و به آنها حالت طنزگونه بخشید و سعی کردیم در رسیدن بازیگران به نقشها یاریشان کرده باشیم. البته مشکلات زیادی هم وجود داشت که میتوان به کمبود زمان و نبود برخی استانداردهای لازم و وسایل صحنه اشاره کرد، ولی از نتیجه کار ناراضی نیستم و امیدوارم در زمان پخش هم مخاطبان بتوانند ارتباط مناسب را برقرار کنند.
سیامک صفری ـ که در نقش یکی از 2 شیاد در این نمایشنامه بازی میکند ـ با لباسهایی سبزرنگ و شنلی تیرهرنگ و البته خطریشهایی اغراقآمیز که چهرهاش را تیره کرده از استودیو خارج میشود.
فرصت مناسبی است تا با این هنرمند تئاتر که ثابت کرده در اجرای شخصیتهای منفی مهارت خاصی دارد، گفتوگوی کوتاهی داشته باشم. با روی باز میپذیرد و از نقش کریسپین میگوید: کریسپین، یکی از شخصیتهای کمدی دلارته ـ که نوعی از تئاتر عامیانه در اروپاست ـ در این نمایشنامه شیاد است و همراه دوستش وارد شهری میشوند و نقشههای کلاهبردارانهشان را به اجرا میگذارند. وی میگوید: به نظر من کریسپین شخصیت منفیای دارد که زیرک و آگاه است و روابط آدمها را به خوبی تشخیص میدهد و به نوعی با یک نگاه روانشناسانه نقاط ضعف اطرافیانش را شناسایی میکند و برای نیل به اهدافش از آنها بهره میگیرد.
او از کار با کارگردان و دیگر عوامل اظهار رضایت میکند و اشاره دارد که اولین بار است با معصومی همکاری میکند و از این اجرا خرسند است.
سیامک صفری، پیش از این نمایش تلویزیونی «آخر بازی» را برای شبکه 4 کارگردانی کرده و نقش منفیاش در مجموعه «گاوصندوق» هنوز در ذهن مخاطبان تلویزیون ماندگار است. فرزین صابونی که نقش لیندر را مقابل صفری بازی میکند نیز به ما میپیوندد. تمامی موها و ابروهایش رنگ شده و با لباسهایی روشن و شمشیری بدون غلاف مینشیند و از نقشش میگوید: لیندر جوانی است که همراه دوستش به کلاهبرداری مشغولند و پس از فرار از دست پلیس وارد شهری میشوند و لیندر که نسبت به دوست خود کریسپین حرف شنوی دارد وسیلهای برای رسیدن دوستش به نقشههای شوم او میشود و ماجراهای جالبی رقم میخورد.بیشترین بازیها را در روابط سودجویانه، مقابل سیامک صفری داشتم. اصولا هر بازیگری در مقابل ایشان انرژی میگیرد و چون بیشتر این گروه از بچههای تئاتر هستند از همکاری با تکتک آنها خوشحالم. البته گریم من در این پرسوناژ کمی برایم عجیب و غریب بود که کمکم به آن عادت کردم و در حال حاضر روزهای پایانی ضبط را سپری میکنیم و مجبوریم تا پاسی از شب ادامه دهیم.
تیرداد رضایی، صدابردار قدیمی و با تجربه تلهتئاترها برای لحظاتی هدفن را به زمین میگذارد و از او میخواهم راجع به صدابرداری این نمایش تلویزیونی توضیحاتی بدهد: این استودیو کاملا استاندارد نیست و برای صدابرداری مشکلاتی داشتیم بخصوص که غیرآکوستیک است و صداهای خارج از استودیو کار را کمی مشکل میکند. البته پیش از این هم تجربه ضبط تلهتئاتر را در چنین فضایی داشتهام. بیشتر آمبیانس خیابان و صدای موتور مزاحمتهایی برای صدابرداری ایجاد میکند، ولی سعی همه گروه در برطرف کردن مشکلات به ثمر نشسته و تاکنون از ماحصل آن راضی هستم. رضایی در کار صدابرداری ید طولایی دارد و استاد معمار، خانم سویج عجیب، خرده جنایتهای زن و شوهری و امپراتور کشتار ازجمله نمایشهایی هستند که او صدابرداری آنها را به عهده داشته است.
منصوره بسمل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم