در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر بخواهیم برنامههای روانشناختی را آسیبشناسی کنیم یا ضعف و خلأهای آن را جبران کنیم یکی از بهترین شیوهها رویکرد ایجابی به این موضوع است، به این معنی که به دنبال الگوی موفق و مثبت از این برنامهها رفته و آن را در شمایل مختلف هنری ـ رسانهای تجربه و تکثیر کنیم. بدون تردید یکی از بهترین برنامههای روانشناسی و مشاوره محور در سالهای اخیر برنامه «تا خوشبختی راهی نیست» شبکه چهارم سیماست که سری دوم آن به تهیهکنندگی حمیدرضا اردلان در 73 قسمت 15 دقیقهای در حال پخش است. شاید مهمترین ویژگی این برنامه که آن را از برنامههای مشابه خود متمایز کرده و نقطه قوت آن هم محسوب میشود، استفاده از ساختار نمایشی برای طرح و حل مساله در این برنامه است. تا خوشبختی راهی نیست یک مجموعه مستند نمایشی است که براساس داستانهای واقعی بازنویسی شده و به مسائلی میپردازد که تعداد زیادی از افراد جامعه با آن درگیرند یا احتمال دارد در آینده برایشان اتفاق بیفتد. استفاده از ساختار و صورت نمایشی فارغ از جذابیتهای دراماتیکی که به آن بخشیده و از ظرفیت نمایشی این موقعیت متناسب با روانشناختی مخاطب استفاده کرده است، باورپذیری و امکان همذاتپنداری مخاطبان را با این برنامه افزایش داده است. تنوع سوژه و پرداخت به مسائلی مثل ترس، نظارت والدین، وسواس، طلاق، جایگاه پدر و... نیز از جمله جامعیت خوبی به این برنامه داده و آن را از یکسونگری و تکبعدی بودن نجات میدهد. در این مجموعه هر روز مشکل یک بیمار بررسی و به او آموزش میدهد که چطور فکر کند تا بتواند مشکلش را خودش درمان کند. اما رمز موفقیت این برنامه صرفا در انتخاب سوژهها و تنوع آن نیست؛ در شیوه پرداخت به مساله و طرح برخی مسائل عینی و رفتارهای مشخصی است که کمتر در برنامههای دیگر روانشناختی مورد توجه قرار گرفته است. درواقع جسارت و پرهیز از محافظهکاری و کمرنگ بودن خط قرمزهای عرفی و رسانهای در این برنامه فرصتی فراهم کرده تا مسائل پیچیده روانشناختی به شکل شفافتر و ملموستری طرح شود و راهحل و تحلیلی هم که از این مسائل بیان میشود واجد جذابیت و جامعیت بوده و واقعا یک راهحل است. راهی تکنیکال و مبتنی بر فنون مشاوره و روانشناختی نه یکسری شعار و نصیحتهای صرف اخلاقی که هیچ نتیجهای در پی ندارد. استفاده از تمهید نمایش کمک میکند تا مسائل رفتاری و چالشهای آنها صرفا به بیان گفتاری محدود نشده و در یک موقعیت بصری و عینیتری بازگو شود. این رویکرد موجب شده تا فرآیند مشاوره، وجه ملموستر و طبیعیتری به خود بگیرد و در نتیجه برای مخاطب باورپذیرتر شود. بویژه اگر مسالهای که موضوع برنامه و محورمشاوره است همان مسائل و دغدغهای باشد که خود تماشاگر نیز با آن درگیر بوده و در آن زمینه نیازمند به مشاوره است. جالب اینکه فرد مراجعه کننده به مطلب دکوربندی شده روانشناس برنامه صرفا یک مخاطب منفعل و خنثی نیست و درباره مسائل خود با مشاور وارد بحث و چالش میشود. این تمهید کمک میکند تا زوایا و جوانب مختلف یک موضوع طرح و بیان شود و راهحلی هم که ارائه میشود جامعیت و کارآمدی لازم را داشته باشد. موقعیت نمایش هم به ایجاد و خلق فضای رئالیستی و باورپذیر سوژه کمک میکند و هم در طرح مساله درست عمل میکند.
یکی از ضعفهای بزرگ اکثر برنامههای روانشناسی همین است که نمیتوانند خود مساله را درست تعریف کرده و تصویر دقیقی از سوژه ارائه دهند. تا خوشبختی راهی نیست خوشبختانه خود پرسش را درست مطرح میکند و به قول آن جمله معروف طرح درست پرسش، نیمی از جواب است. اما همانطور که یکی از جذابیتها و دلایل موفقیت برنامه 90 به اجرای عادل فروسیپور برمیگردد، یکی از مهمترین دلایل موفقیت برنامه تا خوشبختی راهی نیست، بدون شک کارشناس این برنامه دکتر ابراهیم میثاق است که واجد چند توانایی و مهارت حرفهای خوب در اجرای این برنامه است. یکی قدرت بیان و استدلال او، دوم تسلط و استفاده درست از تکنیکهای مشاوره و روانشناسی است. به علاوه توانایی او در وجوه نمایشی این مهارتهاست. وی شناخت درستی از رسانه داشته و به خوبی توانسته است نقش خود را در این موقعیت نمایشی ایفا کند. او در مقام روانشناس، نقش اجرا میکند اما نه اینکه ادا دربیاورد و کنشهای تصنعی از خود نشان دهد. درواقع میثاق به خوبی توانسته از ظرفیت نمایشی برنامه استفاده کرده و مشاورههای خود را در بستر این موقعیت دراماتیکی عملی سازد. از منظر علمی نیز او به یکسری روشها و مفاهیم آکادمیک اکتفا نکرده و سعی میکند در مشاورههای خود از ظرفیتهای بومی و فرهنگی ایرانیان نیز بهره گرفته و تکنیکهای حل مساله را به گونهای مطرح کند که هم مبتنی بر یک روششناسی علمی و نطق عقلی باشد و هم با زبان دل و شکوه احساس بیان شود. جالب اینکه برنامه علیرغم اینکه از شبکه چهارم که بالطبع مخاطب خاصتری دارد، پخش میشود بسرعت توانسته طیف وسیع و متنوعی ازمخاطب را به خود جذب کند و جایگاه خود را بیابد. توجه به ظرفیتها و المانهای رسانهای در کنار بهرهگیری درست از تکنیکهای روانشناختی در موفقیت این برنامه نقش بسزایی دارد. ضمن اینکه زمان کوتاه این برنامه نیز در افزایش قدرت تاثیرگذاری آن بیتاثیر نبوده و از زیادهگویی و تکرار مکررات نیز جلوگیری میکند. با این حال میتوان نقدی هم بر این برنامه داشت که برخی از قسمتهای آن به 2 قسمت تقسیم میشود که همین مساله موجب شده تا بیینده گاهی تماشای کامل یک سوژه را از دست بدهد. بهتر است هر موضوعی در همان اپیزود یگانه خود به اتمام برسد تا حتی مخاطبی که به شکل اتفاقی بیننده این برنامه است بتواند از تماشای همان قسمت استفاده کامل را ببرد. بویژه اینکه موضوع این برنامه مسائلی است که کم و بیش بسیاری از افراد جامعه با آن دست به گربیان هستند. واقعیت این است که جامعه امروز ما بویژه شهرهای بزرگ به ساخت چنین برنامههایی نیاز دارد تا بتوانند با آموختن مهارتهای زندگی در جامعه مدرن شهری، زندگی شادتر و بهتری را تجربه کنند. ضمن اینکه برنامه نشان میدهد وقتی علم با هنر درمیآمیزد واز ظرفیتهای آن استفاده میکند چقدر قدرت و قلمرو تاثیرگذاری آن افزایش یافته و زودتر و بهتر به هدف خود میرسد. اگر شما هم طالب زندگی بهتر و شادتر هستید حتما تماشای این برنامه را از دست ندهید که تا خوشبختی راهی نیست.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: