ماریو ملچیوت در آژاکس چهره شد، باشگاهی که معمولا هافبک ها و مهاجمان خوبی را به فوتبال اروپا معرفی می کند آن هم به عنوان یک مدافع. 2 سال پس از حضور در تیم آژاکس او رهسپار جزیره شد تا پیراهن آبی چلسی را
کد خبر: ۴۰۸۲۰
بپوشد در این فصل به رغم سرازیر شدن نامهای بزرگ به سمت چلسی او همچنان یکی از مردان اصلی تیم کلودیو رانیری بود.
حرفهای این مدافع مستحکم در مورد زندگی در چلسی ، رومن آبراموویچ ، امیدهای چلسی و... می تواند جذاب باشد.
حضور در چلسی «جدید» چگونه است؛
در این جا برای ماندن باید بجنگی ، باید سخت تلاش کنی تا جایی داشته باشی ؛ به هر حال من با این مساله کنار می آیم.
در اولین روزهایی که به چلسی آمدم هم تیم ما پر از ستاره بود؛ ستاره های بزرگ ، اما حالا وضعیت حتی از آن زمان هم جالب تر است.
چلسی حالا پر از نامهای بزرگ است ؛ اما من 5 سال است که اینجا هستم. هیچ گاه درباره جایگاهم در تیم و این که ممکن باشد در تیم اصلی نباشم ناراحت و نگران نبوده ام.
هر چقدر سنت بالاتر برود و با تجربه تر شوی ، آرامش بیشتری پیدا می کنی. می دانم روزی باید با چلسی خداحافظی کنم اما می دانم این روز به این زودی ها نخواهد آمد.
اما توقعات زیاد از تیم فشار زیادی را به شما وارد می کند.
زمانی که در میدان هستی فشار روحی از همیشه بیشتر است. تمام تماشاگران ما حالا فقط انتظار پیروزی دارند و این فشار زیادی را به ما وارد می کند.
اما برای من به عنوان یک بازیکن این مساله ناراحت کننده نیست. فکر می کنم با این شیوه تنها بهترین ها به تیم اصلی راه می یابند و آنها هم تمام توانایی های خود را در میدان به کار می گیرند.
در واقع انتظارات تماشاگران به نفع چلسی است.
هیچ گاه به رفتن از چلسی فکر کرده اید؛
نه. من حالا 27 ساله ام ، اما در حال پیشرفت کردن و بهتر شدن هستم.
حالا همه فراموش کرده اند که من در آغاز کارم در چلسی با چه مشکلاتی رو به رو بودم. خیلی جوان بودم که آژاکس راترک کردم.
خیلی ها فکر نمی کردند من هلند را ترک کنم ، اما من پیشنهاد مالی خوبی داشتم که پیشنهاد چلسی بهترین آنها بود.
اتفاق مهمی که افتاد این بود که برادرم همراه من به اینجا آمد. او 2 سال اول زندگی من در لندن کنارم بود و در تمام لحظات سخت و حیاتی پشتیبان من شد. او تمام کار و زندگی اش را رها کرد تا همراه من باشد.
هر چه را که داشت در هلند گذاشت و همراه من به انگلستان آمد. حضور او باعث شد بتوانم با محیط جدید و تیم جدید هماهنگ شوم و حالا احساس راحتی کنم.
چه تفاوت هایی در تو ایجاد شده که فکر می کنی بازیکن بهتری شده ای؛
با حضور در بازارهای مهم و حضور در سطح بالای فوتبال بسیار قوی تر شده ام. اولین بار که قرار بود در الدترافورد در مقابل منچستر بازی کنم را به یاد می آورم.
آنقدر هیجان زده بودم که دست و پایم می لرزید؛ اما حالا بسیار آرامتر هستم و حتی در بازی های بسیار مهم نیز خونسردم.
پیش از بازی هیچ استرسی ندارم و در میدان مسابقه هم تمرکز خوبی دارم. در زمان مسابقه زیاد فکر نمی کنم ، فقط غریزه و مهارت هایم را دنبال می کنم.
حالا در لندن راحت هستی؛
زندگی در لندن را دوست دارم. در این لحظه دلم نمی خواهد لندن را با آمستردام عوض کنم.
زندگی در اینجا برایم جالب است. در لندن افراد بسیار جالبی را ملاقات می کنم. افرادی که شاید در آمستردام نمی توانستم با آنها آشنا شوم.
البته من وقت زیادی برای گذراندن در شهر ندارم. بعضی بازیکنان متوجه نیستند که بازیکنان حرفه ای فوتبال مدام زیر ذره بین قرار دارند، اما من متوجه تمام مسائل هستم. من یک بازیکن حرفه ای هستم و قواعد حرفه ای بودن را بلدم.
حالا همه صحبتها درباره چلسی مربوط به ماندن یا رفتن مربی تیم در فصل آینده است. این مساله که مدتی طولانی است در مطبوعات دنبال می شود، بر روحیه چلسی تاثیر بدی نگذاشته؛
کلودیو یک مربی بسیار خوب و یک انسان دوست داشتنی و قابل احترام است.
من و تمام بازیکنان از این که او این همه تحت فشار قرار داشت ناراحت بودیم. پس از آن که چلسی بازیکنان زیادی خرید همه از رانیری توقع برد داشتند، این در حالی است که بسیاری از تیمهای بزرگ با ستاره های پرشمار هم می بازند.
هیچ کس حالا به آن زمانی که کلودیو با تیمی کم ستاره موفقیت به دست می آورد فکر نمی کند؛ اما به هر حال در دنیای فوتبال باید با این مسائل کنار بیایی. رانیری بخوبی توانست با تمام این مسائل کنار بیاید.