اگر فرضیه عامهپسند ذاتی بودن برخی مشخصههای کودک را کنار بگذاریم باید پذیرفت رفتارهای هر کودکی دلایل اکتسابی دارد و نتیجه نوع تعامل وی با والدین، خانواده و احتمالا اطرافیان است. گاهی هم کوتاهی از والدین نیست و نمیتوان گفت آنان با رفتار نادرست، برخی ویژگیهای نامطلوب را در فرزندشان تقویت میکنند. مقابله پدر و مادر با برخی عادات رفتاری کودک نیز اگر به شیوه درست و کارآمد صورت نگیرد به تحریک فرزند و تقویت ناخواسته آن عادات منجر میشود و در حقیقت نتیجه عکس میدهد. فراموش نکنیم روانشناسان، زندگی هر فرد را به دورههای 7 ساله تقسیمبندی میکنند و معتقدند 7 سال ابتدایی زندگی پایه و مایه تمامی رفتارهای فرد در دورههای بعدی خواهد بود. کودکی دورانی سرنوشتساز است و از اینرو رفتارهای تربیتی والدین میتواند زندگی فرزند را بیمه کند یا در مقابل به کجراهه، آسیبها و ناگواریها بکشاند. در ادامه به برخی اصول مهم تربیتی بویژه در سالهای نخستین زندگی کودکان میپردازیم:
1 ـ اهانت، تحقیر و تنبیه بدنی مطلقا ممنوع: اهانت و قدرت تحقیر دیگری ظرفیتی روانی است که کودک از والدین یا اطرافیان میآموزد و به آن دست مییابد. تکرار چنین رفتارهایی نیز قدرت اهانت و تحقیر را در کودک نهادینه میکند و در طول زندگی همراه او میشود. این که تنبیه بدنی هم مطلقا ممنوع باشد برای نیمی از والدین تعجبآور خواهد بود. چراکه اخیرا نتایج یک تحقیق نشان میدهد بیش از 50 درصد والدین ایرانی تنبیه بدنی کودک را حق خود و ضروری میدانند و 40 درصد نیز به این کار اقدام کردهاند. چنین رفتارهایی بذر کینه و نفرت را در ضمیر کودک میپاشد و لطافت روانی و روحی وی را زائل میسازد.
2 ـ مقایسه را با الگوسازی اشتباه نگیرید: اغلب والدین مقایسه کودک با همسالانش را برای ساختن الگویی مناسب به کار میگیرند و اغلب هم با نتیجه عکس مواجه میشوند. مقایسه، اعتماد به نفس کودک را از بین میبرد و روان ساده و پاک او را مستعد آفتهای شخصیتی نظیر کمرویی، خود حقیربینی، عقدههای سرکوفته، عصیانگری و ... میکند.
3 ـ عیبهای وی را بزرگ جلوه ندهید: اغلب آنچه توسط والدین به عیب یا رفتار ناشایست کودک تعبیر میشود واکنش طبیعی یا مبتنی بر آزمون و خطای وی است و بالطبع جلوه دادن آن به صورت یک عیب، نقص یا گناه نابخشودنی نظم فکری و روانی کودک را مختل میکند. بازگو کردن عیب کودک در حضور دیگران شرایطی به مراتب بدتر برای وی پدید میآورد.
4 ـ آزادی کودک را نادیده نگیرید: رفتارهای کنترلگرانه و ایجاد محدودیت برای آزادیهای ذاتی کودک نظیر حق اظهارنظر، بازی، رابطه و... انزوا یا عصیان وی در سالهای نوجوانی را در پی دارد.
5 ـ اجازه دهید با رنجها و مشکلات طبیعی زندگی آشنا شوند: دروغ گفتن به کودک درباره وضعیت مالی، مرگ اطرافیان، شغل والدین، اخبار تلخ رسانهای و... آنان را به افرادی شکننده، حساس و واقعیتگریز تبدیل میکند. برای مثال هیچ وقت به وی نگویید که فلان کس نمرده بلکه به خواب یا مسافرت رفته است.
6 ـ فرزندان بویژه در دوران نوزادی به ارتباط جسمی با والدین نیاز دارند: کودک تا 3 سالگی به نوازش، اظهار محبت مستقیم و رابطه جسمی با والدین نیاز دارد. نقش پدر را هم نباید در این باره نادیده گرفت. اگر در روابط نوزاد با پدر ممنوعیتی ایجاد شود، توانایی ارتباط سالم در وی بویژه در حوزه وفاداری و دوستی طی بزرگسالی تضعیف میشود.
7 ـ با کودک همبازی شوید: بازی، زبان کودکان و بخشی قدرتمند از توانایی ارتباطی آنان با سایرین و محیط و اطراف است. بازی نکردن با کودک را میتوان به صحبت نکردن با نوجوان مقایسه کرد که هر دو نیازهای اساسی وی را نادیده میگیرند.
8 ـ از نه گفتن نترسید: والدینی که به خواستها و تمایلات فرزندشان در هر شریطی نه نمیگویند توانایی امتناع و چشمپوشی را در وی از بین میبرند و کودک نمیتواند حتی در برابر خواستههای غیرمنطقی یا حتی خطرآفرین خود از دیگران نیز نه بشنود و پاسخ منفی را توهینی به خود و ضربهای مهلک به شخصیتش تلقی میکند. نه گفتن بخش بزرگی از خطوط راهنمایی رشد و پرورش کودک را ترسیم میکند.
9 ـ به سوالات کودک پاسخ دهید: کودکان درباره مسائل مختلف سوالاتی میپرسند و انتظار پاسخ دارند. گاهی توضیح یک مساله با شرایط سنی وی تناسب عقلی و عاطفی ندارد. باید در چنین مواقعی پاسخی یافت که ساده و عاری از دروغ، ترسآفرینی و توهم و خرافه باشد و کودک را به آن راضی کرد.
توضیح والدین درباره این که چرا نمیتوانند به یک سوال پاسخ درست و کامل بدهند، میتواند از بیپاسخ گذاشتن و نادیده گرفتن پرسشها بهتر باشد.
10 ـ کودک را ترور شخصیت نکنید: لازم نیست اسلحه به دست گرفته باشید! ترور شخصیت کودک با خطاب قرار دادن وی با کلماتی نظیر خنگ، گیج، احمق، کودن، ترسو و... صورت میگیرد.
11 ـ پاداش را با رشوه اشتباه نگیرید: گاهی به کودک گفته میشود اگر فلان کار را انجام بدهی از فلان مزیت برخوردار میشوی. برای مثال اگر شعر را حفظ کنی تو را به شهر بازی میبرم. این رشوه است. مرز میان رشوه و پاداش این است که وعده رشوه با القای شک والدین به تواناییهای کودک همراه میشود. دیگر این که بهتر است پاداش که نشانه قدردانی و ارتباط عاطفی است بدون وعده قبلی داده شود.
12 ـ تهدید را کنار بگذارید: تهدید توسط والدین برای کودک نشانهای از قابلیت بالقوه منفی آنان است. تهدیدها اغلب با مسائل غیرواقعی، خشونتآمیز و خرافی همراهند و تصویری غیر انسانی و خشن از والدین ترسیم میکنند. تصویری که اگر جدی هم گرفته نشود، کنجکاوی کودک را برمیانگیزد تا مرز تهدیدها را بیازماید و از اینرو تاثیری نامطلوب در پی دارد.
13 ـ مشاجره نکنید: مشاجره و دعوای لفظی والدین در حضور کودک مانند سمی است که بر سیستم عصبی و روانی وی تزریق میشود. کودکان در چنین شرایطی اغلب شوکه میشوند و شرایط برافروخته والدین مانع از درک وضعیت بغرنج فرزندشان میشود. یکی از روانشناسان معاصر مشاهده مشاجره والدین توسط کودک را به فروپاشی یکباره و تدریجی شالوده شخصیت و عاطفه وی تعبیر کرده است.
امین رحیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم