در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علی موسی قلیلو، مردی ١١٠ ساله از اهالی خوی است که در بستر بیماری افتاد و امیدی به زندگی نداشت تا اینکه وقتی خواهرانش را دید، زندگی برایش جلوهای تازه پیدا کرد. او 7 سال بیشتر نداشت که پدر به قصد کار در ترکیه از ایران مهاجرت کرد و علی همراه مادرش در خوی ماند. علی از آن به بعد از پدر و 2 خواهرش که آن زمان خردسال بودند، خبری نداشت تا اینکه 40 سال قبل پدر علی پیکی به ایران فرستاد و از سلامت خود و 2 دخترش خبر داد. علی بعد از شنیدن این خبر برای یافتن آنها خیلی تلاش کرد، ولی به نتیجهای نرسید و او بار دیگر ناامید شد تا اینکه خبر رسید 2 خواهرش در ترکیه در یک کارخانه مشغول کار هستند.
سرانجام در حالی که بیش از 100 سال از دوری میگذشت، یکی از اهالی سلماس برای انجام کاری راهی ترکیه شد و اتفاقا به همان کارخانهای رفت که 2 خواهر علی زمانی آنجا کار میکردند. 2 زن مسن با دیدن مرد سلماسی، ماجرا را برایش تعریف کردند. او هم بعد از بازگشت به ایران دنبال علی گشت و او را پیدا کرد و خبر خوش را رساند. به این ترتیب پیرمرد بعد از یک قرن باردیگر خانوادهاش را پیدا کرد و توانست از طریق اینترنت با آنها ارتباط برقرار کند. 2 خواهر در گفتوگوی اینترنتی قول دادهاند در اولین فرصت و به محض اینکه امکانش فراهم شد به خوی بروند تا برادرشان را از نزدیک ببینند. آنها بیشک حرفهای زیادی برای گفتن دارند؛ درددلها، سخن گفتن از سختیها و دوریها، خوشیها و امیدها. علی اکنون مصممتر شده با بیماریاش بجنگد و تا زمان ملاقات خواهرانش زنده بماند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: