در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرقی نمیکند یک بازی به سبک Open World خوش ساخت باشد یا بد ساخت، اختصاصی ایکسباکس ۳۶۰ باشد یا پیاس ۳، حتما چنین بازی جدا از ویژگیهای خود، طرفداران بسیاری پیدا خواهد کرد. بازی «بد نام» هم از این قاعده خارج نیست، اگر طرفدار کنسول پیاس ۳ باشید حتما تا کنون نام Infamous را شنیدهاید؛ یکی از معدود بازیهای سبک دنیای باز که نمونه آن مخصوصا در میان بازیهای کنسولی بسیار کم دیده میشود.
البته اینفیموس وضعیت ویژهای نسبت به دیگر بازیهای انحصاری کنسول پیاس ۳ دارد. حتما با شاهکار جدید پیاس ۳ یعنی
Killzone3 آشنا هستید، بازیای که گرافیک فوقالعادهاش باعث شد رقبای خود را نگران کند و حتی به دلیل ناتوان بودن سختافزار کنسول پیاس ۳ در اجرای درست بازی، انتقاداتی را نیز متوجه آن کند. دیگر بازیهای انحصاری پیاس ۳ هم جدا از این موضوع نیست و براحتی میتوان فهمید که آن صرفا به خاطر به رخ کشیدن گرافیک بازیهای انحصاری خود به آنها اهمیت میدهد. ولی بازی بدنام از هیچ یک از این قوانین پیروی نمیکند؛ در حقیقت بدنام بیشتر از آن که بخواهد به گرافیک اهمیت دهد، به خاطر سبک خود یعنی اوپن ورلد مجبور شده است داستان قدرتمندی به بازیکنان ارائه کند.اگر اینفیموس را هم بازی نکرده باشید از الکتریسیتهای که به بدن قهرمان بازی یعنی Cole وصل شده است، متوجه میشوید که باز هم یک ابرقهرمان دیگر خلق شده است. اما کول در ابتدا کاملا برعکس، یک انسان بسیار عادی بود که شغل پستچیگری او باعث تبدیل او به یک ابرقهرمان شد. کول مانند همیشه در حال انتقال بسته پستی به دست صاحبش بوده که ناگهان این بسته باعث یک انفجار عظیم و بیهوش شدن کول میشود. سپس او را در شهری تقریبا نیمه ویران میبینید. به دلیل این انفجار، یک بیماری عجیب در این شهر(Empire City) شیوع پیدا کرده است و به همین دلیل شهر توسط نیروهای امنیتی محاصره شده و مردم عملا در آن زندانی شدهاند. کول به هوش میآید و در حین عبور از کنار یک منبع برق، برقی که قاعدتا باید هر انسانی را نابود کند به بدن کول آسیبی نمیرساند و در اینجا او متوجه میشود که دیگر یک انسان عادی نیست و قدرت خارقالعادهای به دست آورده است. البته کول در این ماجراها تنها نیست و دوست صمیمیاش یعنی Zeke همراه اوست. البته به نظر میآید سازندگان، شخصیت زیک را بیشتر به خاطر طنز آلود کردن فضای بازی ایجاد کرده باشند، چراکه در بیشتر اوقات باعث به وجود آمدن دردسر برای کول میشود.
روند اصلی داستان از زمانی شروع میشود که کول با ماموری به نام Maya آشنا میشود و بسیاری از ماموریتهایی که شما در بازی باید آنها را به پایان برسانید، از طرف او محول میشود. ماموریتهای اینفیموس بسیار زیبا طراحی شدهاند و بخوبی میتوان تاثیر گیم پلی شما را در انجام ماموریت دید، مثلا باید بخوبی بلد باشید در حین تعقیب خودرویی در خیابان، روی کابلهای برق یا در و دیوار شهر حرکت کنید. همچنین بعضی مواقع باید کار خود را با درگیریهای تن به تن یا برق به برق! پیش ببرید که ترکیب اینها باعث شده است ماموریتهای جالبی در بازی داشته باشید.
با دیدن تریلر اینفیموس ۲ و اطلاعات منتشر شده از آن میتوان فهمید که با تفاوتهای بسیار زیادی مواجه نیستیم، که به نظرما بسیار خوب است، چرا که اینفیموس گیم پلی و داستان بسیار قابل قبولی به بازی کنان ارائه کرده است و نیاز به تغییر آن وجود نداشت. با این حال سازندگان بازی یعنی شرکت «سوکر پانچ» تصمیم گرفتهاند تواناییهای بیشتری به گیم پلی بازی اضافه کنند. ولی موضوع اصلی که باعث تفاوت اینفیموس یک و 2 میشود، دشمنان شما در بازی و همچنین شهری است که بازی در آن جریان دارد.
نیو مارایس (New Marais) نام شهری دیگر در اینفیموس است که نسخه دوم بازی در آنجا اتفاق میافتد. درگیری کول با The Beast باعث میشود او آسیب بسیاری ببیند و به سختی خود را زنده از شهر خارج کند و به همراه دوستش به سمت نیو مارایس برود. اگر بازی دد اسپیس را بازی کرده باشید، حتما با موجودات زشت و احمقانه بازی یعنی نکروموفها آشنا هستید. کول در نیو مارایس با موجوداتی که بسیار شبیه به نکروموفها هستند ـ در اینفیموس Monster یا هیولا نام دارند ـ برخورد میکند و از طرف دیگر عدهای که رهبری آنها به دست فردی به نام Bertrand است و ادعا میکنند که دشمن هیولاها هستند، کول را هیولا میپندارند و او را هم میخواهند نابود کنند!
گیم پلی بازی در نسخه اول هم فوقالعاده بود و میتوان آن را به 2 قسمت تقسیم کرد؛ اول مربوط به مکانهای متنوعی است که کول میتوانست به آنجا برود مانند فاضلابهای شهر تا بالای ساختمانها. در نسخه دوم بازی همچنان این امکان وجود دارد ولی محدودتر شده است، یعنی امکان بالارفتن از تمام ساختمانها وجود ندارد. این قابلیت را با تواناییهای کول مانند اسکی روی کابلهای برق یا ریل قطار در نظر بگیرید، به نظرتان زیبا نیست؟!
علاوه بر ویژگیهای گذشته بازی، در نسخه دوم سازندگان اعلام کردهاند که کول میتواند اجسامی مانند خودروها را پرتاب کند و از عهده هدایت هلیکوپتر برآید.
جدا از این ماجرا، اینفیموس در مبارزات هم بخوبی ظاهر شده است. در نسخه اول با سلاحهایی جذاب مانند اسلحهها و حتی نارنجکهای الکترونیک میتوانستید به مبارزه بپردازید. البته در نسخه دوم سلاحهای جدیدی نیز به بازی اضافه شده که ویژگیهای جالبی دارند. بهتر است تا زمان انتشار بازی، درباره این موضوع حرفی نزنیم.
اگر یادتان باشد در اینفیموس میتوانستید در بعضی از نقاط بازی به عنوان یک انسان خوب یا بد عمل کنید، در حقیقت میتوانستید خیر باشید یا شر، این امکان نیز در نسخه دوم ادامه پیدا کرده است، ولی این سیستم تاثیری بر اصل داستان ندارد و میتواند در مقطعی با انتخاب خیر یا شر با واکنشهای متفاوتی مواجه شود. همان طور که در ابتدا گفتیم اینفیموس با این که گرافیک قابل قبولی دارد، اما در مقابل رقبای خود مثل کیلزون هیچ حرفی برای گفتن ندارد.
صداگذاری اینفیموس ۲ هم از نقاط قوت این بازی است. جدا از موزیکهای متن که بسیار با فضای بازی هماهنگ است، صداگذاری اتفاقات بازی مانند هیاهوی شهر یا آژیر پلیس همچنین سلاحها در بازی بسیار خوب طراحی شدهاند.
سوکر پانچ تمام سعی خود را میکند تا بازی ای بسازد که در کنار رقبای خود دیده شود و شاید این امر با انتشار اینفیموس ۲ در ۷ ماه June میلادی تحقق یابد.
نویسنده: مسعود گرجیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: