در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما یکی از بازیکنان شاخص نسل طلایی فوتبال پرتغال بودید و در ردههای زیر 16 و زیر 20 سال، قهرمان اروپا و جهان شدید. آیا این موفقیت، شما را قانع کرده بود که در سطح بزرگسالان هم به عناوینی دست پیدا میکنید؟
قطعا همین طور بود، چون ما توانستیم با آن نتایج، فوتبال پرتغال را در جهان مطرح کنیم. در آن موقع باشگاهها فقط از 3 بازیکن خارجی استفاده میکردند و همین مساله موجب رشد بازیکنان جوان داخلی شده بود.
بجز «اوزه بیو» الگوهای ورزشی دیگر شما چه کسانی بودند؟
راستش را بخواهید اوزه بیو جزو الگوهای من نبود چون هیچ وقت او را در زمین بازی ندیدم، بلکه من بازیکنان بزرگی از دهه 1980 را دوست داشتم؛ بازیکنانی مثل زیکو و مارادونا و در پرتغال فرناندو کالانا و پائولو فوتره که هردو در بال راست بازی میکردند.
سال 1995 یووه و پارما خواهان شما بودند و به نظر میرسید با هر دو باشگاه قرار داد امضا کردید؟
در آن سال قراردادم با اسپورتینگ به پایان میرسید و باشگاه هیچ علاقهای برای تمدید آن نداشت و آنها با یوونتوس برای ترانسفر به توافق رسیدند، اما دوست نداشتم به آن باشگاه بروم و خودم قراردادی با پارما امضا کردم. چیزی که با یوونتوس امضا کردم، پیش قرارداد بود، ولی لوچیانوموجی که در فوتبال نفوذ زیادی داشت، مرا از بازی در ایتالیا برای 2 سال منع کرد و شاید هم شانس من بود که این اتفاق افتاد و به بارسا رفتم.
یوهان کرویف، شما را به عنوان جانشین میشل لادروپ به بارسا برد. از این نظر تحت فشار نبودید؟
وقتی 22 سال داری و به تیمی مثل بارسا میروی، هیچ وقت فکر نمیکنی جانشین کدام بازیکن شدهای. فقط میخواهی بهترین بازیات را ارائه کنی و نشان بدهی که لیاقت بازی در این تیم را داری. انتقال به بارسا بهترین تصمیم زندگیام بود.
گفته میشود کرویف تاکتیکهایی در زمین پیاده میکند که عمدتا نیاز به چپ پاهای قوی دارد در بارسا هم همین طور بود؟
فکر نمیکنم. او دید خوبی در اجرای سیستمهای مورد نظرش داشت و شما میتوانید نتیجه تفکرات او را حالا در بارسا ببینید. 15 سال بعد از آخرین سال مربیگریاش او هنوز هم از خیلیها در فوتبال دنیا جلوتر است.
سال 1996 رونالدو در37 بازی 34 گل به ثمر رساند، از بازی در کنار او در بهترین روزهایش چه خاطرهای دارید؟
فیگو: راستش را بخواهید اوزه بیو جزو الگوهای من نبود، بلکه بازیکنان بزرگی از دهه 1980 را دوست داشتم؛ بازیکنانی مثل زیکو و مارادونا و در پرتغال فرناندو کالانا و پائولو فوتره که هردو در بالراست بازی میکردند
رونالدو بازیکن خارقالعادهای بود. او بااستعدادی خاص برای فوتبال به دنیا آمده بود و قدرت و سرعتش مثالزدنی بود. برخی بازیکنان روزی 14ساعت تمرین میکنند تا بتوانند در سطح بالا توپ بزنند، اما او نیاز زیادی به تمرین نداشت.
بعضیها بهترین بازی شما را مقابل انگلستان در بازیهای یورو 2000 میدانند که بازی 2 بر صفر باخته را به برد 3 بر 2 بدل کردید.
مطمئن نیستم این بهترین بازی من بوده، چون بازیهای خوبی در پرتغال داشتم. البته تمام بازیهایی که برای تیم ملی کشورم انجام دادم، ارزشمند و مهم بود، ولی یادم هست یک بار که در اسپورتینگ بازی میکردم، بازی دوستانهای مقابل نیوکاسل داشتیم که 3 بر صفر در نیمه اول عقب بودیم و در نیمه دوم 4 گل به آنها زدیم.
وقتی به همان بازیهای یورو 2000 و پنالتی که به خاطر هند آبل ژاویر اعلام شد، فکر میکنید هنوز عصبانی هستید؟
در آن زمان از بابت پنالتی که به نادرستی علیه ما اعلام شد، خیلی ناراحت شده بودم و تصور میکردم اگر این اتفاق در محوطه جریمه حریف رخ داده بود، شاید پنالتی اعلام نمیشد. داور آن صحنه را ندید و کمک داور پنالتی اعلام کرد و او هم به خاطر سرعت این اتفاق نمیتوانست از بابت پنالتی بودنش مطمئن باشد. من هیچوقت آن صحنه را در تلویزیون ندیدم و نمیخواهم بابت گذشته تاسف بخورم.
درباره انتقال شما به رئال مادرید شایعات زیاد است. خود شما چه روایتی از این موضوع دارید؟
تصور میکنم بارسا با توجه به ارزشی که برای باشگاه داشتم، دستمزد خوبی به من پرداخت نمیکرد. در همان زمان شانس انتقال به مادرید پیش آمد و مدیر بارسا تصور کرد من میخواهم به آنها بلوف بزنم. وقتی همه چیز تمام شد و با مادرید قرارداد امضا کردم، حاضر بودند دستمزد درخواستیام را پرداخت کنند و به من شانس ماندن در باشگاه را بدهند. اما دیگر دیر شده بود و من به مادرید رفتم تا برای مدیر برنامههایم مشکلی ایجاد نشود.
در رئال و با حضور ستارگانی چون رونالدو، زیدان، بکام و خودت تصور میکنی اصولا نیازی به تاکتیک هم بود؟
در فصل اول با ویسنته دلبوسکه همه چیز عالی بود و ما همه جامها را بردیم، اما در فصل بعد که دخالت در تیم زیاد شد، مشکلات هم شروع شد و بازیکنان تحت تاثیر مسائل غیرورزشی قرار گرفتند.
بهترین مدافعانی که مقابلشان بازی کردید، کدامها بودند؟
روبرتو کارلوس و بیسنته لیزارازو. برخی از رویاروییهای ما تاریخی بود و هر دو بازیکن خیلی سریع بازی میکردند و سخت بود توپ را از آنها عبور داد.
بهترین گلی که به ثمر رساندید؟
من خیلی گل نزدم، شاید گلی که در یورو 2000 به انگلستان زدم، همه چیز را در آن بازی پرتنش، عوض کرد. یا گلی که در بارسا به رئال مادرید زدم.
دیلیمیل / مترجم: امیررضا نوریزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: