در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به خاطر میآورم استادی همچون مظاهر مصفا همواره مهمترین توصیهاش به دانشجویان زبان و ادبیات فارسی این است که یک بار به طور دقیق شاهنامه را از آغاز تا انجام بخوانند و معتقد است هر کسی که یک بار شاهنامه را کامل بخواند، دیگر هر کلام سست و نازلی را شعر نمیداند و تاکید میکند که یک دانشجوی ادبیات وقتی که همه شاهنامه را نخوانده است، نمیتواند لیسانس ادبیات فارسی بگیرد و مدرکش باطل است. فردوسی در واقع یک تراز است، ترازی برای ادبیات ما و هویت ملی و اسلامی ما و اتفاقا یکی از نکاتی که درباره فردوسی، عدهای آگاهانه و با غرضورزی مطرح میکنند این است که میخواهند محتوا و دغدغه دینی را از شعر فردوسی حذف کنند و مثلا بگویند این که فردوسی از کلمات عربی در کلامش بهره نمیگیرد، نشان از روحیه ضدعربی یا ضددینی او دارد در حالی که شاهنامه فردوسی با قرآن آمیخته است و در جایجای آن اشاره به توحید و یکتاپرستی و بهرهگیری از آموزههای پیامبر موج میزند.
چو نومید گردد ز یزدان کسی / ازو نیکبختی نیاید بسی (وَ لا تَیأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ / سوره یوسف)
فردوسی شاعری توحیدگراست: سخن هیچ بهتر ز توحید نیست / به ناگفتن و گفتن ایزد یکیست
در شاهنامه فردوسی، خداوند قدرتی مطلق و فراگیر دارد و حکیم توس این نگرش را از قرآن آموخته است که میفرماید: «اِنّ اللّهَ عَلی کل شیءٍ قَدیر» و فردوسی در اشعارش فراوان و به تکرار این دانایی و توانایی را به زیباترین شکل نشان داده است: توانا و دانا و پایندهای / خداوند خورشید تابندهای
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: