در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنچه از چرخ زدن میان راهروهای نمایشگاه به چشم میآید، این است که امسال در حوزه ادبیات داستانی، کتابهای پرفروش حال و هوای تازگی نداشتند و این نشان میدهد اعتماد مردم ما به آثار بازچاپ بیشتر است. بازچاپ البته واژهای است که همیشه قند در دل هر ناشر و نویسنده و کارشناسی آب میکند. تجدید چاپ یعنی این که کتابی توانسته نظر مخاطب را جلب کند. این به خصوص در کشور ما که همه در آن از تیراژهای هزار و 2 هزار گلایه دارند، نویدبخش حضور جدی برای نویسنده یا ناشر است. البته از نظر دور نداریم که عنوان تجدید چاپ در حوزه ادبیات داستانی کمتر تالیفی و بیشتر ترجمهای هستند.
در نمایشگاه کتاب بیست و چهارم دیدیم خوانندگان ایرانی هنوز بیشتر «ابله» میخوانند و از عقاید یک «دلقک» لذت میبرند. در زیبایی و کمال آثار شاخص ادبیات جهان شکی نیست. نمیخواهیم به هاینریش بل یا داستایفسکی طعنه زده باشیم، ولی طنز موجود در نامگذاری این دو اثر شاید بتواند کلید حل معمایی در ادبیات ما باشد؛ معمای فروش کم. باید در این مورد عمیق نگریست. مقصود این نیست که درباره انتخاب عنوان سخن بگوییم. باید بگوییم نویسندگان بزرگ جهان، جهانی که به واسطه ارتباطات، همه مردم جزئی از جریان اندیشه در آن هستند، علاقه داشتهاند درباره انسان به معنای عمیق کلمه بنویسند. به همین خاطر است که ابلهان و دلقکان به صورت نمادین کالبدشکافی شدهاند تا وقف دستیابی به شناخت شوند. شناخت از انسان در دسترس و دستنیافتنی. در داستانهای بعضا کمبنیه و کمفروش ایرانی، چقدر این صراحت در موشکافی ریز و روانشناسانه انسان معاصر دقت شده است؟
ما نوادگان شهرزاد هستیم؛ باید داستان را جدیتر بگیریم. چرخ زدن در میان آن همه کتاب، برای انسان بیم و امید است. وقتی میبینی کتابی که حاصل تلاش و عرقریزان روح بزرگ نویسنده است، لبخند رضایت بر لب بازدیدکننده میآورد، نفس تازهای میگیری. در روزهای برگزاری نمایشگاه در میان لبخندها طواف میکردیم؛ در میان لبخندهای داستانی.
انتشارات سوره مهر، ناشری که نام آن برای همه ما با دفاع مقدس و انقلاب اسلامی همراه شده است، امسال تلاش کرد از آثار زندگینامهای کمی فاصله بگیرد. محمد حمزهزاده مدیر این انتشارات، در روز نخست نمایشگاه امسال ابراز امیدواری کرد، کتابهای تازه سوره مهر با قالب داستان و رمان بیش از پیش دیده شوند. رضا امیرخانی با این که کتاب تازهاش را به انتشارات افق برده است، هنوز با همان «من او» و «ارمیای» قدیمیاش در غرفه سوره مهر پرفروش است.
همچنین پس از شایعاتی که اطراف لغو مجوز رمان تاریخی سیاسی «مردگان باغ سبز» پیش آمده بود، امسال خبر انتشار چاپ سوم این کتاب محمدرضا بایرامی، مخاطبان وی را به غرفه سوره مهر کشاند. چاپ سوم «3 دیدار» مرحوم نادر ابراهیمی نیز دیگر کتاب پرفروش نمایشگاه امسال بود. همچنین ترجمه «چال مورچه» اثری از دوریس لسینگ برنده نوبل با ترجمه ضیاءالدین ترابی، در میان عنوانهای تالیفی انتشارات سوره مهر به چشم مخاطبان میآمد و البته کتاب «دا» هم در صدر پرفروشهای اینغرفه قرار داشت.
یکی از عنوانهای پرفروش نمایشگاه بیست و چهارم، مجموعه داستانی طنز با موضوع دفاع مقدس است. «ترکشهای ولگرد»، این مجموعه داستان 5 جلدی است که امسال در غرفه نشر شاهد عرضه شد. در حوزه دفاع مقدس همچنین «پوتینهای ساق بلند» قاسم عباسی و «ققنوس فاتح» اثر گلعلی بابایی توجه مخاطبان را به خود جلب کرد.
اثر تازه بلقیس سلیمانی، نویسنده موفق سالهای گذشته، پیش از نمایشگاه منتشر شد، اما علاقهمندان او در نمایشگاه کتاب، سراغ «پسری که مرا دوست داشت» را از نشر ققنوس میگرفتند.
«آب سوخته» اثر تازه کارلوس فوئنتس، نویسنده و سیاستمدار سرشناس آمریکای لاتین نیز با استقبال مخاطبان مواجه شد. «این سوی بهشت» فیتز جرالد و «دسامبر رئیس دانشکده» اثر سال بلو هم نظر خوانندگان خاص ادبیات را در نمایشگاه جلب کردند.
نکته: همیشه از لابهلای کاغذهای کتاب امیدی جوانه میزند. کاغذ از جنس گیاه است و طبیعت گیاه هم به بار نشستن است. ما نیازمند ادبیات داستانی بومی و اصیل خود هستیم که بتواند در نمایشگاه تهران و تمام نمایشگاههای کتاب دنیا بدرخشد
چاپ دوم کتاب «چند داستان کوتاه همراه با تحلیل» نیز در نمایشگاه کتاب تهران مورد استقبال قرار گرفت. مجموعهای که ترجمه تازهای از داستانهای نویسندگان داستان کوتاه کلاسیک همچون «کازوئو ایشی گورو»، «شرود آندرسن»، «ویلیام سارویان»، «ارنست همینگوی»، «آنتوان چخوف» و «گابریل گارسیا مارکز» را با تحلیلهایی متفاوت از اسلوب حاضر به مخاطب عرضه میکند. وقتی از نویسنده این کتاب، دکتر شادمان شکروی دلیل این استقبال را جویا میشوم، پاسخ دندانگیری نمیدهد، در عوض نسخه منتشر نشدهای از مقدمهاش بر چاپ دوم این اثر را در اختیارم قرار میدهد.
در بخشی از این مقدمه نوشته شده است: «هنگامی که جلد اول داستان درآمد، هم من و هم ناشر هر دو نگران بودیم که کار مورد استقبال قرار نگیرد. اما خوشبختانه کمکم فضا مطلوب شد و تماسهای مخاطبان نشان از این داشت که به هر حال کتاب بد از کار درنیامده است و بهرغم همه سهوها و نقصها، حرفهایی برای گفتن دارد. برخلاف تصور قبلی یا حداقل پیشداوریهای قبلی، آنچنان هم ادبیات و فرهنگ در قبضه اقتدار رمانهای سرگرمکننده نیست و این یعنی اینکه قشر فرهیخته ما نسبت به رویدادهای فرهنگی که سر سوزنی اصالت در آن باشد واکنش نشان میدهد و ورود کالاهای جدید به این بازار سرمایهگذاریای است که هرچند سود چندانی ندارد، به قدر وسع خریداران، بیضرر است.»
این مترجم و تحلیلگر معتقد بود، استقبال مخاطبان ادبیات از چنین کتابهایی شاید به این دلیل باشد که او تلاش کرده از دایره نقد نظری، که این روزها در تمام محافل ادبی داغ است، فاصله گرفته و با ترکیب کردن ویژگیهای اندیشه، زندگی و اثر این نویسندگان تصویری کلی از آنچه هنر داستان نویسی مینامیم ارائه دهد.
در سالهای گذشته 3 مجموعه داستان از یوسف علیخانی، نویسنده بومینویس ایرانی به انتشار رسیده بود که هریک از آنها عنوان جایزهای را یدک میکشد. مدتی قبل این 3 کتاب مورد توجه محافل بینالمللی نیز قرار گرفت و به عنوان موضوع پایاننامه یکی از دانشجویان زبان فارسی در دانشگاه الازهر بررسی شد. شاید به همین دلیل است که علیخانی تصمیم گرفت این 3 کتاب را با عنوان «سهگانه» در قاب قرار دهد و به نمایشگاه کتاب امسال برساند. سهگانه یوسف علیخانی با نامهای «قدم به خیر مادربزرگ من بود»، «اژدها کشان» و «عروس بید» امسال پرفروش بود.
در غرفه نشر افق، علاوه بر سفرنامه رضا امیرخانی با عنوان «جانستان کابلستان» رقابت میان قیصری و پل استر داغ بود. «سان ست پارک» اثر تازه پل استر، نویسنده اجتماعینویس آمریکایی و «زیر خاکی» نیز نوشته قیصری است.
در نشر افراز نیز برای انتشار مجموعه داستانهای ایرانی، برنامه تازهای ترتیب داده شده است. مجموعه «داستان امروز ایران ما» نام مجموعهای است که در نمایشگاه بیست و چهارم کتاب با 12 عنوان کلید خورد. ناشر و کارشناسان این مجموعه بارها تاکید کردند که در پی انتشار یک مجموعه شکیل از آثار داستاننویسان جوان هستند. کتابهای رسیده چه به لحاظ فنی و چه به لحاظ محتوایی مورد دقت قرار میگیرند. آنها نوید دادند مجموعه حاضر برای سال آینده با بیش از 60 عنوان از این مجموعه به نمایشگاه بازگردند. قارا چوپان، اثر مرتضی کربلاییلو، مهبوط اثر مرتضی فخری، «من نو عروسم زیر درخت سرو» نوشته میترا بیات و «پپر» و «گلهای کاغذی» زندهیاد مسعود میناوی، در کنار مجموعه داستانی از یوسف انصاری با عنوان «امروز شنبه» کتابهایی از این مجموعه بودند که در غرفه افراز نیز کمیاب شدند.
اتفاق دیگر داستان در نمایشگاه کتاب امسال نیز انتشارمجموعه داستان «فرشتگان پشت صحنه» اثر بیتا ملکوتی بود. میدانیم ادبیات مهاجرت در کشور ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اثر تازه بیتا ملکوتی از این نوع کمیاب است و به نظر میآید به همین دلیل هم قابل اعتنا باشد. در غرفه نشر چشمه هم «لب بر تیغ» حسین سناپور پس از 5 سال مجوز گرفته و منتشر شد. این کتاب در کنار «یونایتد نفرین شده» اثر دیوید پیس و «همه افق» نوشته فریبا وفی پرفروش بود.
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران هم پایان مییابد. این صحیح است که در سالهای اخیر برخی ناشران به کتابسازی روی آوردهاند. دیوان شعرای کلاسیک و نوشتههای برخی اندیشمندان سرشناس معاصر بارها و بارها و با ظاهر متنوع عرضه میشوند. کتابهای روانشناسی در یک دقیقه و ثروتمند شدن در یک ساعت هم هست. اما نباید به تلاش عدهای از هنرمندان بیتوجه بود. همیشه از لابهلای کاغذهای کتاب امیدی جوانه میزند. کاغذ از جنس گیاه است و طبیعت گیاه هم به بار نشستن.
به قول شاعر: ما را به این گیاه ضعیف این گمان نبود !
لازم است به تلاشهای نویسندگان و ناشران بیش از پیش بها داده شود. ما نیازمند ادبیات داستانی بومی و اصیل خود هستیم که بتواند در نمایشگاه تهران و تمام نمایشگاههای کتاب دنیا بدرخشد. مردم از دیدن برخی کتابها لبخند میزنند. باید لبخند مردم را جدی گرفت. باید داستان را جدی گرفت.
الناز اسکندری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: