نگاهی به دخالت‌های سعد حریری در ناآرامی‌های سوریه

جریان 14 مارس، طوفان درو می‌کند

هر چند براساس توافقات دوحه قطر و تشکیل دولت وحدت ملی به نخست‌وزیری سعد حریری، لبنان می‌رفت تا در مسیر ثبات و آرامش قرار گیرد اما تحرکات صورت گرفته از سوی برخی جریان‌های داخلی و خارجی این روند را با شکست مواجه کرد. سرانجام در شرایطی که حریری تمایل بسیاری به اجرای خواسته‌های کشورهای غربی داشت،‌ دی 1389 جریان 8 مارس با خروج 11 وزیر از کابینه 30 نفره حریری عملا سقوط دولت وی را اجرا کردند؛ امری که به اذعان ناظران بین‌المللی در چارچوب مقابله با فتنه‌های طراحی شده از سوی غرب صورت گرفته بود.
کد خبر: ۴۰۱۷۹۵

هرچند توافقاتی میان سوریه و عربستان (سین سین) می‌رفت تا چالش‌های داخلی لبنان را حل کند اما در واشنگتن و در شرایطی که عبدالله پادشاه عربستان در آنجا در بستر بیماری بود حریری نیز برای دیدار اوباما رفته بود، ‌شکست این معادله اعلام شد و نتیجه آن نیز طراحی فتنه علیه لبنان بود؛ امری که با بیداری 8 مارس و خروج از کابینه دولت با ناکامی همراه شده است.

نکته قابل توجه در تحولات لبنان استمرار تحرکات 14 مارس برای ایجاد فتنه در داخل و بحران‌سازی در سیاست خارجی لبنان است که در ابعاد مختلفی اجرا می‌شود
از جمله:

الف ـ روند تشکیل دولت

براساس قوانین لبنان فراکسیون بزرگ پارلمان مسوول تشکیل کابینه بود. هرچند جریان 8 مارس در اقلیت و جریان وابسته به حریری (14 مارس) در اکثریت بوده‌اند اما با چرخش ولید جنبلاط رئیس سوسیالیست‌های ترقی‌خواه به سمت 8 مارس عملا برتری آنها مسجل گردید.

سرانجام طبق توافقات صورت گرفته نجیب میقاتی با حمایت 8 مارس (جنبش امل، حزب‌الله، جبهه آزادی ملی و...) به عنوان نخست‌وزیر و مسوول تشکیل دولت انتخاب شد. هرچند وی تلاش بسیاری برای تشکیل دولت کرد و حتی معادلاتی همچون (10+10+10) (شیعه، سنی و مسیحی) را مطرح نمود اما عدم مشارکت 14 مارس و کارشکنی‌های حریری در پیوستن گروه‌ها به دولت مانع از تحقق این مهم شد. بسیاری از ناظران سیاسی تاکید دارند که جریان 14 مارس تشکیل دولت را برابر با انزوای خویش و متحدان خارجی خود می‌داند لذا برای مقابله با آن به هر ابزاری متوسل می‌شود که با حمایت عربستان و غرب همراه است.

14 مارس همچنان در توهم انحصار طلبی سیاسی است و تلاش دارد باردیگر لبنان را به مرحله بحران وارد ساخته تا با اتهام ناتوانی 8 مارس برای تشکیل دولت و اداره کشور باردیگر قدرت را در دست گیرد.

ب ـ بحران امنیتی

از ترفندهای دشمنان لبنان استفاده از شرایط طایفه‌ای است. آنها همزمان که با چالشی مواجه می‌شوند با ایجاد فضای ناامنی داخلی و بحران‌های طایفه‌ای به دنبال امتیازگیری خواهند بود.

گزارش‌ها نشان می‌دهد افرادی مانند سعد حریری و سمیر جعجع از جریان 14 مارس در چارچوب اهداف سیاسی خود با حمایت غرب و صهیونیست‌ها سلاح‌هایی به لبنان وارده کرده و به دنبال فتنه‌انگیزی هستند که نتیجه آن را در تقابل‌های خیابانی می‌توان مشاهده کرد. هرچند که حزب‌الله و جریان مقاومت با عدم ورود به این حوزه و تاکید بر وحدت ملی با این روند مقابله کرده‌اند. در این میان ترور شخصیت‌ها برای تفرقه میان مسلمانان و مسیحیان و شیعه و سنی طراحی شده است که با انفجارهای خونین یا درگیری‌های خیابانی همراه است.

ج ـ اتهام علیه حزب‌الله

از ترفندهای دیگر 14 مارس که به شدت از سوی حریری و جعجع اجرا می‌شود اتهام زنی به مقاومت است. در نسخه‌ای کاملا آمریکایی، عربستانی و صهیونیستی، آنها حزب الله را عامل ناآرامی سیاسی و امنیتی معرفی کرده و حتی خواستار خلع سلاح آن شده‌اند.

مواضع سعد حریری تا جایی پیش رفته که صراحتا حزب‌الله را عامل بحران‌های لبنان معرفی می‌کند و خواستار تحرکات جهانی برای خلع سلاح آن است. در تکمیل این پروژه کشورهای غربی نیز ارسال کمک‌های نظامی و اقتصادی به لبنان را مشروط به خلع سلاح مقاومت ساخته‌اند.

صهیونیست‌ها نیز با ادعای مقابله با تهدیدات حزب‌الله حملات گسترده‌ای را علیه لبنان آغاز کرده و حتی ادعای واگذاری روستای الغجر در صورت خلع سلاح حزب‌الله را مطرح کرده‌اند. سازمان ملل به دبیرکلی بان کی مون نیز بخش دیگر این تحرکات را صورت می‌دهد که با ادعاهای واهی خود علیه مقاومت سعی در تخریب جایگاه مردمی آن دارد.

برآیند این تحرکات نشان می‌دهد غرب تلاش دارد با استفاده از عناصر مختلف، حزب‌الله را درگیر پرونده‌های متعدد ساخته تا ضمن دور ساختن آن از مسائل مهم به اختلاف افکنی میان گروه‌های مقاومت بپردازد. آنها برآنند تا انشعاب‌هایی را درون جبهه مقاومت(8 مارس) ایجاد کنند تا مانع ایجاد لبنانی یکپارچه و با ثبات شوند.

این ترفند نیز با بیداری مقاومت بویژه افشاگری‌های سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله با ناکامی همراه شده است.

د ـ فتنه‌سازی منطقه‌ای

از دیگر اقدامات و ترفندهای 14 مارس و ایادی غربی و عربی آنها ایجاد فتنه‌های منطقه‌ای با محوریت بحران‌سازی بر لبنان، به چالش کشیدن مقاومت، تضمین مقاومت منطقه‌ای برای رسیدن به اهداف زیاده‌طلبانه و تحقق سناریوی شکست خورده 14 مارس و ایادی آن است.

در این چارچوب غرب با تحرک 14 مارس و حمایت‌های آشکار و پنهان از آنها به سمت توطئه‌ای منطقه‌ای پیش می‌رود. در شرایطی که بیداری مردم در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ناکامی سنگینی برای غرب به وجود آورده، آنها در چارچوب مدیریت بحران و هدایت آن در مسیر سیاست‌های خود فتنه‌سازی علیه جبهه مقاومت منطقه‌ای را آغاز کرده‌اند.

در قبال غزه ماموریت به صهیونیست‌ها واگذار شد که با حملات گسترده به سرکوب بپردازد. در قبال سوریه نیز اسناد افشا شده نشان می‌دهد ترکیبی از آمریکا، اروپا، عربستان و سعد حریری با ایجاد جریان‌های انحرافی و با ادعای تکرار تحولات کشورهای عربی ایجاد آشوب در سوریه و تضعیف دولت اسد را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

در تکمیل این پرونده غرب به حمایت از این جریان‌ها پرداخت و حریری نیز با ادعاهای سیاسی و فضای منفی علیه سوریه سعی در دامن زدن به این تحولات و بالا بردن هزینه‌های سوریه داشت. بسیاری از ناظران سیاسی ایجاد چالش در جبهه مقاومت و امتیازگیری از سوریه در روند سازش و آینده لبنان را دلیل این فتنه انگیزی دانسته‌اند.

در بعد دیگر فتنه منطقه‌ای حریری به نیابت از اعراب مامور اجرای پروژه ایران‌هراسی برای تخریب چهره ایران در لبنان و منطقه است که بعدها با حمایت عربستان، کویت، امارات و بحرین تکمیل گردید. این فتنه‌ها نیز با بیداری مقاومت و افشاگری سید حسن نصرالله با ناکامی همراه شد و به کل رسوایی برای 14 مارس مبدل گردید. به همین خاطر است کسی که باد می‌کارد طوفان درو خواهد کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها