در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با وجود روند رو به رشدی که جودوی ایران تا پیش از المپیک 2008 پکن داشت و میرفت تا به جمع معدود رشتههای مدالآور ورزش ایران در المپیک بدل شود متاسفانه ناگهان دچار اختلافات درون خانوادگی شد و این روند رو به رشد نه تنها متوقف شد که تبدیل به سیر نزولی هم شد. شما به عنوان یکی از پرافتخارترین جودوکاران ایران که هم در روزهای اوج و هم در روزهای حضیض این رشته به نوعی سهم داشتهاید، چه ارزیابیای در این رابطه دارید؟
در زمان مدیریت محمد درخشان، جودو به سکوهای با ارزشی هم در آسیا و هم در جهان دست یافت، این مهم مرهون سرمایهگذاری فدراسیون و تلاش و همت جودوکاران بود. جالب است بدانید که اوایل دهه 90 ، جودوی ایران در ردههای دهم و یازدهم آسیا قرار داشت، اما به محض اینکه سرمایهگذاری روی این رشته آغاز شد روند رو به رشدی در پیش گرفتیم و همان طور که شما اشاره کردید حتی تا آستانه کسب مدال المپیک هم پیش رفتیم، اما به هر شکل با رفتن محمد درخشان از راس هرم مدیریت فدراسیون که قبل از المپیک پکن اتفاق افتاد و به نظر من در بد موقعیتی او از جودو رفت، انسجام و شاکله این رشته از هم پاشید و اختلافات خانمانسوزی جودو را در برگرفت. این اختلافها در رده بالای جودو وجود داشت و بین کسانی بود که میخواستند مدیریت این فدراسیون را عهدهدار شوند. اختلافها در جودو کار را به جایی رساند که ما در المپیک پکن هیچ حرفی برای گفتن نداشتیم، چرا که اساسا تمرکزی برای افتخار آفرینی وجود نداشت.
اما همین افرادی که شما به صورت سربسته آنها را مسبب وضعیت کنونی جودو میدانید در سالهای قبل هم در جودو حضور داشتند و بسیاری بر این عقیده بودند که اختلافاتی که بعد از کنار رفتن محمد درخشان نمود پیدا کرد اتفاق جدیدی نبود و زخم کهنهای بود که سر باز کرد.
به هر حال ما قبلا به روندی که وجود داشت عادت کرده بودیم و حداقل خود من به عنوان کاپیتان تیم ملی مشکلی با آن وضعیت نداشتم. در واقع میتوان گفت پس از آنکه جودوی ایران در اردیبهشت 1387 ( 2008) بعد از 12 سال و در رقابتهای قهرمانی آسیا درکره جنوبی قهرمان شد دیگر هیچوقت نتوانست قد علم کند، چون دیگر آرامش نداشت.
البته به نظر میرسد این همه ماجرا نبود و به لحاظ فنی هم کفگیر جودو به نوعی به ته دیگ خورده بود، چرا که با کنار رفتن ستارگان جودوی ایران همچون خود شما، عملا تیم ملی به نوعی تهی از نفرات زبده شده بود.
حرف شما کاملا درست است، در واقع پس از آنکه تیم ملی جودو قهرمان آسیا شد چند نفر از ملیپوشان از جمله خود من که بیش از یک دهه در تیم ملی حضور داشتیم و بدون حاشیه به فکر کسب افتخار بودیم، از تیم ملی کنار رفتیم. البته من از دنیای قهرمانی خداحافظی کردم و چون هیچ پشتوانهای برای آن تیم وجود نداشت عملا تیم ملی در المپیک 2008 نتوانست به رویای خود مبنی بر کسب مدال در بالاترین سطح ورزش جهان دست یابد. ولی باز هم تاکید میکنم این مورد تنها دلیل ناکامی جودو در المپیک نبود و مشکل اصلی حواشی ایجاد شده برای کسب صندلی ریاست فدراسیون بود.
خود شما از جمله کسانی بودید که در المپیک آتن تا آستانه کسب مدال پیش رفتید و در شرایطی که میتوانستید در المپیک پکن هم روی تاتامی رقابتها حاضر شوید بهیکباره یک سال قبل از المپیک عطای قهرمانی را به لقایش بخشیدید.
طبیعی است که هر ورزشکاری آرزوی حضور در المپیک را دارد و چه افتخاری بالاتر از آن که این حضور تکرار و در نهایت به کسب مدال آن هم در رشته سخت و دشواری مثل جودو منجر شود. حقیقت این است که من قصد داشتم تا المپیک پکن در جودو بمانم و خودم را آماده این مسابقهها میکردم، اما متاسفانه با اتفاقاتی که افتاد و مسائلی که پیش آمد دیدم به هیچ عنوان نمیتوانم بمانم و امکان اینکه دوباره زحمت کشیده و مشقت تمرینات را در راه کسب مدال تحمل کنم، وجود نداشت. در چنین وضعیتی انسجام تیمی که قهرمان آسیا بود از هم پاشید و 5 نفر از ملی پوشان از دنیای قهرمانی خداحافظی کردند.
درست که در زمان درخشان جودوی ایران به موفقیتهای قابل توجهی دست یافت، اما نداشتن پشتوانه در تیم ملی که خود شما هم به آن اشاره کردید، ایرادی است که به مدیریت او برمیگشت.
این حرف کاملا درستی است و طبیعتا ما نفرات فیکس تیم ملی هم خیلی خوشحال میشدیم اگر رقیبان بسیار پرقدرتی در داخل کشور میداشتیم، اما درد بزرگ این است که آن روند نبود پشتوانهها هنوز هم ادامه دارد و فدراسیون کنونی هم توجهی به این مساله ندارد.
بیاییم این مساله را ریشهیابی کنیم. به هرحال اختلافاتی که جودو را به این حال و روز انداخته از داخل خانواده این رشته است نه از بیرون. شما هم به عنوان یکی از بزرگان خانواده جودو چون قضایا را لمس میکنید باید بهتر جواب این سوال را بدانید که واقعا چرا جامعه جودو خودش را قبول ندارد و با گرفتار شدن در این وضعیت، عملا قدرت نهفته خود را تحلیل میبرد؟
گفتم که این اختلافات حتی در زمان درخشان هم وجود داشت. در زمان او نه تنها در روزنامهها و رسانهها که حتی به صورت شبنامه هم این اختلافات انتشار مییافت، اما در آن مقطع چون ما مدال کسب میکردیم اختلافها چندان به چشم نمیآمد. برعکس امروز که نه تنها اختلافات پابرجاست بلکه از مدال گرفتن هم محروم شدهایم. من شخصا ریشه این اختلافات را در غفلت از فلسفه این رشته میبینم. جودو ورزشی است که فلسفه وجودی آن دوستی و احترام به همنوع است نه اینکه همه به سر و کله هم بزنند و منتظر بمانند تا هرکس مسوولیت گرفت به هر ترتیب ممکن او را زمین بزنند. به نظر من در هیچ جای دنیا نه تنها جودو که هیچ رشته ورزشی نیز چنین وضعیتی ندارد که جودوی ایران دارد. فلسفه جودو استفاده از تجربیات هم هست و کسی که در راس کار قرار میگیرد نباید سعی کند همه را قلع و قمع کند و به خاطر حفظ میز و صندلی ریاست، دست به هر کاری بزند. تا زمانی که چنین رویه و روحیهای بر خانواده جودو حکمفرما باشد جودوی ایران همچنان به قهقرا میرود.
استفاده از تجربه بزرگان هر رشتهای یک امر بدیهی و یکی از مولفههای کسب موفقیت است، سوال این است که جودوی ایران چرا نباید از تجربیات قهرمانی همچون محمود میران استفاده بهینه کند؟
میران: با وجود تمام ضعفهایی که وجود داشت خوشحالم که پرمدالترین جودوکار تاریخ ایران هستم و در 18 سال عضویتام در تیم ملی، 43 مدال کسب کردم که با ارزشترین آنها برنز جهانی 2001 بود
زمانی جودو در ایران نوپا بود و هیچ مرد با تجربهای نداشتیم که بخواهیم از او استفاده کنیم، اما پس از سالها افتخار آفرینی حالا جودوی ایران مردانی دارد که سرد و گرم این رشته را چشیدهاند و حیف است از تجربه آنها محروم بمانیم. این تجارب به راحتی به دست نیامده که به راحتی نادیده گرفته شود. در کشوری مثل ژاپن که قدرت بلامنازع جودوی دنیاست بهمحض اینکه قهرمانانشان به انتهای راه قهرمانی میرسند به هیچ عنوان آنها را رها نمیکنند و در بخشهای مختلف از جمله استعدادیابی، قهرمان پروری و... مورد استفاده قرار میگیرند، اما ما چطور؟ هیچگاه به این تجارب توجهی نداشته و عملا با مردان با تجربه خود برخورد حذفی داشتهایم. با چنین نگاهی تعجبی ندارد که من هم پشت خط باشم، گرچه به شخصه تا چنین وضعیتی حاکم است ترجیح میدهم به دور از جریانهای جودو باشم.
به سالها تجربه اعضای سابق تیم ملی جودو اشاره کردید، تجربهای که به نظر شما مورد توجه قرار نمیگیرد. به لحاظ فنی اگر بخواهیم این موضوع را مورد بررسی قرار دهیم به نظر میرسد راهکــار مناسبی که میتواند راهگشای جودوی ایران از رخوت کنونی باشد همین بحث پشتوانهسازی است. به عبارت دیگر اگر به چند سال عقبتر برگردیم اگر امثال محمود میران رقیب درجه یکی برای پوشیدن پیراهن تیم ملی داشت، متضرر نمیشد و چه بسا میتوانست عیار مدالهای خود را ارتقا دهد.
شک نکنید اگر من رقیب سرسخت و درجه یکی داشتم اولین کسی که از آن منتفع میشد خود من و در نهایت تیم ملی و فدراسیون بود. اما به هر شکل برنامه محمد درخشان این بود که برای تیم ملی از نظر برپایی اردوهای بینالمللی، شرکت در رقابتهای مختلف بینالمللی و امثالهم سرمایهگذاری کند که در آن موقع نتیجه بخش هم بود. اما باز هم تاکید میکنم که درخشان در بد موقعیتی از فدراسیون رفت و به هر ترتیب استفاده از تجارب قهرمانان نکته بسیار مهمی است و هر فدراسیونی که بخواهد به موفقیت برسد نباید از این مهم غفلت کند.
خیلی به زمان کنار رفتن محمد درخشان تاکید دارید، گرچه این زخم کهنه روزی سر باز میکرد اما به هر ترتیب انگار شما معتقدید اگر اختلافات دست کم بعد از المپیک علنی میشد حداقل در نتایج المپیک تاثیر منفی بر جای نمیگذاشت؟
همین طور است. اعتقاد دارم تیمی که توانست بر سکوی قهرمانی آسیا بایستد توان این را داشت که در المپیک تاریخ ساز شده و برای اولین بار مدال کسب کند. در هر رشته ورزشی وقتی تنش و بگو و مگو و حرف و حدیثهای حاشیهای بر کل آن رشته حاکم باشد نامرادی و شکست، اتفاق غیرمنتظرهای نیست. جودو خود به خود آنقدر رشته سخت و طاقتفرسایی است که حتی بدون این حواشی هم دستیابی به افتخار در آن خیلی دشوار خواهد بود. همه رقیبان ما از ژاپن و کره جنوبی گرفته تا مغولستان، ازبکستان و قزاقستان، همه و همه تنها به اهتزاز پرچم کشورشان فکر میکنند اما ما حتی در سالهای کسب افتخار نیز بعضا چنین وضعیتی نداشتیم. نه در مسابقات آسیایی و نه در مسابقات جهانی. در حالی که میدیدم رقیبان ما با یک لشکر آدم برای کسب افتخار به مسابقات مختلف میآمدند ما همیشه تنها بودیم و تنها یک مربی در کنار تاتامی مینشست. در حالی که رقیبان ما تا دندان مسلح و با یک کادرفنی کامل به مصاف ما میآمدند. این وضعیت هنوز هم ادامه دارد، برای مثال زمانی که خود من در سال 2009 به عنوان سرمربی، تیم را به رقابتهای قهرمانی جهانی در روتردام هلند بردم تیم ما در کل شامل 5 نفر(3 ورزشکار، مربی و سرپرست) بود. در حالی که تیمهای دیگر کلی مربی، متخصص تغذیه، روانشناس، ماساژور، پزشک و فیزیوتراپ را کنار خود داشتند. آیا شما فکر میکنید در وضعیتی که جودوی ایران دارد، میتواند در عرصه رقابتهای جهانی به نتیجه لازم دستیابد؟! وقتی تیمی کامل است جودوکاری که روی تاتامی میرود با اعتمادبه نفس بالایی رو به روی حریفش میایستد، چرا که میداند یک گروه پشتیبان پشت سر او قرار دارند. نه مثل ورزشکاران ما که غریبانه و تک و تنها در یک جنگ نابرابر برای کسب مدال مصاف میدهند.
در گفتوگویی که چندی پیش با محمد درخشان رئیس اسبق فدراسیون داشتیم، او در ریشهیابی وضعیت فعلی جودو اعتقاد داشت که تغییر قوانین این رشته هم در غفلت ما، یکی از عوامل عقبافتادگی جودوی ایران را تشکیل میدهد. شما این عامل را تا چه حد تاثیرگذار میدانید؟
درخشان درست میگوید، این هم یکی از عواملی است که جودوی ایران را به این حال و روز انداخته است. در واقع با تغییر قوانین، جودو به سمت و سوی جودوی اصیل ژاپنی رفت،یعنی روش مبارزهای که ما تبحر و مهارتی در آن نداریم.در قوانین قبلی ما میتوانستیم از فنون کشتی و کشتی با چوخه که برای حریفان ناشناخته بود به عنوان یک برگ برنده استفاده کنیم و تنها10 درصد به شیوه ژاپنیها کار میکردیم. به هر حال وقتی فنون ما در مبارزات ممنوع شد و جودوی ژاپنی روی کار آمد عملا به مشکل برخوردیم. گرچه مختصر شناختی از آن شیوه مبارزه وجود دارد، اما چون تبحر و مهارت لازم وجود ندارد طبیعتا جودوی ایران عقب افتاد. در چنین وضعیتی ما دیگر نمیتوانیم با گرفتن پای حریف اجرای فن کرده و از شگردهایی چون «سر زیر بغل» و «یک دست و یک پا» استفاده کنیم. بنابراین باید از این نظر هم دست به بازسازی جودو بزنیم و به مهارت برسیم، این کار هم مستلزم تغییر شیوه تمرین و حضور مربیان ژاپنی یا مربیان خارجی آگاه و متبحر در جودوی ژاپنی است.
خب با توجه به تغییر قوانین جودو و تاکید خود شما مبنی بر اینکه یکی از راهکارهای بازگشت جودوی ایران به روزهای اوج، استفاده از مربیان بزرگ ژاپنی یا آگاه به سبک مبارزه ژاپنی است، فکر میکنید در صورت حضور چنین مربی یا مربیانی برای تیم ملی، چه بستری باید برای فعالیت آنها و در نتیجه بازدهی هرچه مطلوبتر آنها در سطح کشور فراهم شود؟
به طور بدیهی پیش از انجام هر تغییر و نوآوری باید بستر آن را فراهم آورد. به نظر من حتی اگر به صورت سطحی نگاهی به وضعیت جودوی ایران بیندازیم متوجه میشویم که فدراسیون از تامین حداقلها برای ورزشکاران ناتوان است چه برسد به سایر بسترهای مورد نیاز فعالیت یک مربی خارجی طراز اول. در شرایطی که در تیمهای پرقدرت جودوی جهان، تقریبا هر ورزشکار یک مربی اختصاصی دارد در ایران هر 7 ملی پوش ما زیر نظر یک کادرفنی و سرمربی کار میکنند. این تیم وقتی در یک تورنمنت شکست میخورد بدون اینکه نتایج و عملکرد آن مورد آنالیز قرار گیرد و نقاط ضعف آن پوشانده شود دوباره با همان سبک و سیاق به یک مسابقه بینالمللی دیگر اعزام میشود و باز هم شکست پشت شکست. بنابراین ضروری است ضمن حضور مربی بزرگ خارجی، تغییر و تحولی در کادرفنی تیم ملی اتفاق بیفتد تا وقتی جودوکار روی تاتامی مسابقه حاضر میشود با اعتماد به نفس به مصاف حریفش برود. وقتی من سرمربی تیم ملی بودم حتی امکان این وجود نداشت که دستیارانم را به رقابتهای بینالمللی ببرم تا ارزیابی دقیقی از وضعیت تیمها و جودوی روز دنیا داشته باشیم و دلیل این مساله نیز به بیپولی برمیگشت که همیشه گریبان ورزش ما را گرفته است. بنابراین این قبیل مسائل که جزو پیش پا افتادهترین ملزومات اداره خوب تیم ملی است، باید فراهم شود.
در باره تحلیل دلایل شکست به نظر میرسد خود شما هم قربانی این رویه شدید، چرا که بیشتر مواقع سیدمحمود میران در فینالها کم میآورد و به مدال نقره بسنده میکرد. نقطه ضعفی که تا پایان دوران قهرمانی با شما بود.
دقیقا همینطور است، چون هیچ آنالیزی وجود نداشت و ما به صورت یکنواخت و بدون هیچ تحولی به رقابتهای مختلف اعزام میشدیم. البته باز هم جای شکرش باقی بود که من نقره گرفته و مورد انتقاد قرار میگرفتم. اما حالا چه؟ شکست پشت شکست. به هر حال و با وجود تمام ضعفهایی که وجود داشت خوشحالم که پرمدالترین جودوکار تاریخ ایران هستم و در 18 سال عضویت ام در تیم ملی، 43 مدال کسب کردم که با ارزشترین آنها برنز جهانی 2001 بود.
دریغ و افسوسی هم از دوران قهرمانی برایتان باقی مانده است؟
تنها دریغ و افسوسم مدال المپیک بود که متاسفانه نتوانستم به آن دست پیدا کنم.
به هر حال خود شما از سرمایههای گرانبهای تیم ملی جودو بودید و اینکه بگویید خبری از ارتقای سطح فنی تیم ملی توسط کادر فنی نبود خیلی هم منطقی به نظر نمیرسد. به هر حال شما میتوانستید از فدراسیون بخواهید که نسبت به حضور شما در کشورهای صاحب سبکی مثل ژاپن اقدام کند تا به قهرمانی ششدانگ در این رشته تبدیل شوید.
این برنامهریزی را باید فدراسیون انجام میداد نه ما جودوکاران. فدراسیون باید سه چهار نفر از اعضای تیم ملی را که پتانسیل لازم را داشتند به دورهها و اردوهای بینالمللی اعزام میکرد، اما وقتی ما در سال 1996 قهرمان آسیا شدیم و در اوج اشتیاق و انرژی جوانی قرار داشتیم به جای اینکه چنین برنامهای برایمان در نظر بگیرند ما را فرستادند سوریه. کشوری که اصلا در جودو هیچ جایگاهی ندارد.
در این وضعیت شما انتظار ارتقای فنی دارید؟!
فدراسیون جودو در سال 2009 هدایت تیم ملی جودو را به شما واگذار کرد، اما شما پس از چندی از سمت خود کنار رفتید. چه اتفاقی در آن برهه زمانی افتاد؟
من قربانی اختلافات در جودو شدم، چرا که در بدترین مقطع مسوولیت تیم ملی را عهدهدار شدم. نسل جودو عوض شده بود و اختلافها به بالاترین حد خودش رسیده بود، اما بعد از آنکه فدراسیون به ثبات مدیریتی نسبی رسید اولین نفری که عذرش را خواستند من بودم. این در حالی بود که من آمده بودم تجربیات 18 ساله حضور خود در جودو را به جوانان انتقال دهم اما نه تنها نتوانستم این کار را برای جوانان انجام بدهم که خودم هم قربانی شدم. در حقیقت هیچ فرصتی به من داده نشد و در شرایطی که حدود یک ماه از مسوولیت من پیش از حضور در رقابتهای قهرمانی آسیا میگذشت به دلیل عدم نتیجهگیری چنان جوی درست کردند که دیگر نتوانستم ادامه بدهم و عملا به استعفا وادارم کردند. با این حال نه تنها روند امور بهتر نشده بلکه طی یک سال گذشته نیز روند نتایج ضعیف و شکستهای پیدرپی جودو همچنان ادامه یافته است. در زمان حضور من، تیم ملی به واسطه عدم نتیجهگیری در رقابتهای بینالمللی تونس بشدت مورد انتقاد قرار گرفت، اما حالا خبری از آن منتقدان نیست. در آن مقطع مدیر تیمهای ملی هیچ گاه در تمرینات تیم حضور هم پیدا نکرد و بعد از رقابتهای تونس به جای اینکه در قامت مدیر تیمهای ملی از تیم حمایت کند اولین کسی بود که دست به انتقادهای غیر واقع و غیرمنصفانه زد. بدون آنکه نقش خود را نیز در نظر آورد و بگوید طی آن همه سالی که در راس تیم ملی قرار داشته چه گلی بر سر جودو زده است. الان هم که خودش سرمربی تیم ملی است شکست پشت شکست عاید تیم ملی میشود.
این شکستها به نوعی با نامهای تکراری در جودو عجین شده است. به هر حال محمدرضا حاج یوسفزاده، 15 سال در راس تیمهای ملی جودو قرار داشته است و به طور طبیعی وقتی کارنامه یک مربی توام با ناکامی بوده، غیر منطقی است که دوباره از وجود او در تیم ملی استفاده شود. به هر حال جودوی ایران برای احیای دوباره نیاز به نوآوری و خونی تازه در همه بخشها دارد.
به نظر من نه تنها نامها در جودو تکراری شدهاند که جودو کلا به یک خانه تکانی اساسی نیاز دارد. همانطور که اشاره داشتید این خانه تکانی باید در تمامی سطوح باشد چرا که وقتی سیستمی نمیتواند نتیجه بگیرد، مطمئنا ایراد دارد. جودو ورزش پویایی است، ورزشی که جودوکار باید همواره در کوران رقابتها و اردوهای بینالمللی باشد تا در جهت بهتر شدن پیش برود. متاسفانه این وضعیت در حال حاضر وجود ندارد و هیچ خبری هم از نوآوری نیست، در نتیجه هیچ چشمانداز خوب و روشنی نمیتوان برای این رشته متصور بود. آن هم در شرایطی که رقیبان ما با شتاب لازم به سمت جلو در حال حرکت هستند. زمانی ما در جودو از کشورهایی چون قزاقستان و ازبکستان سبقت میگرفتیم، اما آنها با سرمایهگذاری نه تنها به ما رسیدند، بلکه سبقت نیز گرفتهاند. به هر حال وقتی ما در جودو با این همه مشکل مواجه هستیم باید هم عقبگرد داشته باشیم. نتیجهگیری به دنبال برنامه ریزی خوب و درست اجرا کردن برنامهها حاصل میشود نه با زدن در سر و صورت یکدیگر و صحبتهای بیمورد. تیمی میتواند به نتایج درخشان در جودو دست یابد که همه جوره خوب کار کرده باشد. الان اگر بروید از ملیپوشان سوال کنید متوجه میشوید که چند ماه است حقوق نگرفتهاند! نمیگویم حقوقی که آنها را تامین کند، اما بالاخره ورزشکار که یک پول تو جیبی میخواهد، ورزشکاری که 4 ماه حقوق نگرفته باشد طبیعتا تمرکزی هم برای کسب افتخار ندارد. اینها الفبای جودو است و هر ورزش دیگری است، وقتی ما هنوز در این الفبا ماندهایم چگونه میتوانیم نوآوری داشته باشیم. اصلا از این حرفها و حقوقهای پرداخت نشده ماهیانه 300 ـ200 هزار تومان بگذریم، به نظر من حتی با نگاهی سطحی نیز میتوان پی به اسفناک بودن وضعیت جودو برد.
همانطور که گفتید شکستهای جودو همچنان ادامه دارد و دیدیم که در مسابقات اخیر قهرمانی آسیا در امارات، تیم ایران با 2 برنز در رده ششم ایستاد. با توجه به اینکه از مدتها پیش گفته شده که علیرضا امینی از فدراسیون عزل خواهد شد، چرا سازمان تربیت بدنی اقدامی در این زمینه به عمل نمیآورد؟
میران: به نظر من نه تنها نامها در جودو تکراری شدهاند که جودو کلا به یک خانه تکانی اساسی نیاز دارد. این خانه تکانی باید در تمامی سطوح باشد چراکه وقتی سیستمی نمیتواند نتیجه بگیرد، مطمئنا ایراد دارد
این سوالی است که من هم از سازمان تربیت بدنی و حمید سجادی معاون سازمان به عنوان یک فرد ورزشی دارم. نتایج ضعیف یکسال اخیر جودو غیرقابل توجیه است و سازمان تربیتبدنی باید در این مورد واکنش نشان دهد. قرار بود فدراسیونهایی که عملکرد ضعیفی دارند دچار تغییر شوند، اما تا امروز اتفاقی نیفتاده است. متاسفانه نتایجی که در رقابتهای قهرمانی آسیا رقم خورد از قبل هم قابل پیشبینی بود. اگر جودوی ایران همین روال را ادامه دهد برای سالهای بعد همین 2 مدال برنز را نیز از دست خواهیم داد. تیم ملی جودو سال گذشته با وجود در اختیار داشتن زمان، بودجه و امکانات مناسب در هر میدانی که شرکت کرد با دست خالی به ایران بازگشت. جودو باید تغییر مسیر داده و به آنچه استحقاقش را دارد دست پیدا کند. نمیدانم شاید با تغییر کادر فنی این امر میسر شود. بههر حال علی سعیدلو، رئیس سازمان تربیت بدنی باید در مورد عملکرد جودو تصمیم لازم را اتخاذ کند. چه در غیراین صورت شاید بتوانیم برای المپیک لندن از طریق وایلدکارت فدراسیون جهانی سهمیه کسب کنیم!
اما مسوولان فدراسیون جودو کسب 2 مدال برنز در رقابتهای قهرمانی آسیا و قرار گرفتن در رده ششم را رشد میدانند، چرا که آنها میگویند در دوره گذشته تیم ایران با یک برنز نهم شده بود.
به نظر من در همان سال 2009 نیز نباید یک برنز گرفته و نهم آسیا میشدیم. اینها به جای دامن زدن به این اختلافات و دعواها بهتر است نگاهی به کارنامه خود بیندازند و ببینند در یک سال اخیر چه کردهاند. وقتی سرمربی تیم ملی بودم و در تونس نتیجه نگرفتیم خود فدراسیون جریانی را علیه ما راه انداخت. حالا این منتقدان کجا هستند که این نتایج ضعیف را نمیبینند! معتقدم در شرایط فعلی برخی در جودو حتی 2 عکس را به جان همدیگر میاندازند.
با توجه به تکراری بودن اسم ها، فکر میکنی چه کسی باید در راس جودوی ایران قرار بگیرد تا آن را درست هدایت کند؟
لزوما قرار نیست که این فرد حتما از خانواده جودو باشد، همان طور که در فدراسیونهای دیگر نیز شاهد بودهایم که افرادی خارج از آن رشته و با استفاده از تجارب مدیریتی و تعامل مثبت با اهالی ورزش توانستهاند بانی کارهای خوب و مثبتی باشند.
در این زمینه با شما هیچ صحبتی نشده است؟
من به هیچ عنوان دیگر دوست ندارم وارد گود شده و وارد اختلافها و دعواهای بی حاصل این افراد شوم. الان پیش وجدانم راحت هستم، چرا که در بدترین وضعیتی که هیچکس حاضر به همکاری با فدراسیون نبود پا پیش گذاشتم و رفتم تا ادای دین کنم، اما زیر پایم را خالی کردند و اجازه ندادند برنامههایم را پیاده کنم. برای همین امروز دچار عذاب وجدان نیستم، الان هم اگر حرفی میزنم به هیچ عنوان به خاطر خودم نیست و اصلا دوست ندارم به جودو برگردم چون بدون هیچگونه اعصاب خردیای دارم به زندگی شخصیام میپردازم. اگر میگویم جودو به خون تازه نیاز دارد به این خاطر است که دغدغه این رشته را دارم و باید هر چه سریعتر فکری به حال آن کرد. بروند ببینند چرا تکواندو و ووشو موفق هستند. تکواندو چندین لیگ برگزار میکند و از دل این لیگ که در ردهها و دستههای مختلف برگزار میشود، تیم ملی قدرتمندی میسازد که سالها بر سکویهای جهانی میایستد، در ووشو نیز خبری از دعوا و زیر آب زنی نیست و برای همین نیز در بازیهای آسیایی گوانگجو به آن موفقیت بزرگ رسید.
خب انتقاد کردن هر چقدر هم که فنی باشد به نظر کار سادهای میآید. اگر از شما به عنوان یکی از مردان فنی این رشته خواسته شود که نسخهای برای بازگشت این رشته به روزهای اوج بپیچید، چه تجویزی دارید؟
در وهله اول باید دو سه مربی خوب ژاپنی به کار گرفته شوند تا به لحاظ فنی جودوکاران ما را به سبک روز مبارزه ژاپنی، به مهارت برسانند. هر چند معتقدم پیش از هر چیز باید یک خانه تکانی اساسی در تمامی سطوح صورت گیرد و با جاریکردن خون تازه در رگهای جودو، برنامههای جدید از جمله به کار گیری مربیان ژاپنی را به مرحله اجرا گذاشت. رسیدن به مهارت هم کار 6 ماهه نیست باید یک برنامهریزی 4 ساله داشت تا هم به لحاظ فنی و هم به لحاظ روحی ـ روانی جودو به روزهای اوجش برگردد. اتحاد خانواده جودو و رسیدگی به وضعیت ملیپوشان جهت آرامش خاطر آنها هم از جمله نکاتی است که باید مد نظر قرار گیرد.
جودوی ایران طی این سالها طبق سیاستی واحد در جذب مربیان خارجی پیش نرفته است. یعنی یک زمان سراغ مربیان کره شمالی رفتهایم و بعد از یک مدت آنها را رها کردهایم و رودیکردمان را به شیوه مبارزاتی روسها معطوف کردهایم. اخیرا هم فدراسیون جودو اعلام کرده با یک مربی سرشناس ایتالیایی به توافقاتی دست یافته است، فکر میکنید این مربی میتواند فریادرس جودوی ما باشد؟
حتی از حضور مربیان کره شمالی نیز نتوانستیم به خوبی بهره ببریم. حتی یک مربی خوب ژاپنی به نام تومیتا حدود یک سال در ایران بود و نتوانستیم از دانش وی به خوبی بهره بگیریم. یک بار که با او همصحبت شدم از بیبرنامه بودن جودوی ایران به گریه افتاد و گفت که او را نیز وارد اختلافات خود کرده و هر روز از وی یک چیز میخواهند. وضعیت طوری شده بود که کار تومیتا پیادهروی در مجموعه ورزشی انقلاب بود، البته او در همین حضور یک سالهاش در ایران (اگر اشتباه نکنم سال 2005) ورزش باستانی ما را به خوبی یاد گرفت ولی جودوی ما نتوانست هیچ چیزی از او یاد بگیرد. بنابراین اگر این مربی ایتالیایی مهارت و تبحر کامل و قدرت انتقال بالایی در انتقال سبک ژاپنی داشته باشد میتواند برای ما مثمرثمر باشد مشروط بر اینکه همه شرایط کار کردن او فراهم شود.
اگر شرایط برای کار کردن مجدد شما در تیم ملی فراهم آید، ایدهآل مورد نظرتان چیست؟
بارها و بارها در کشورهای اروپایی و در رقابتهای مختلف شاهد بودم که یک تیم با چند جوان بینام و نشان وارد یکدوره مسابقه بینالمللی شده و شکست میخوردند اما همین نفرات در مسابقههای بعدی بتدریج رشد میکردند و بعد از سهچهار سال قهرمان جهان میشدند. ایدهآل من هم اینگونه کارکردن است که در این صورت میتوان آینده روشنی را برای جودو متصور شد. چرخه پشتوانهسازی هیچوقت نباید در جودو متوقف شود، باید به هر مربی فرصت داد برنامههایش را اجرا کند. 3 سال در روتردام هلند بودم و در مسابقات آنجا شرکت کردم. در هلند وقتی یک قهرمان به انتهای راه قهرمانی خود میرسید جودو را رها نمیکرد، بلکه باشگاهی در اختیار وی قرار میگرفت تا ضمن کار با جوانان، آنها را در این رشته به افتخار و بزرگی برساند. ما هم باید چنین وضعیتی را در جودوی ایران ایجاد کنیم.
خود شما چطور، در امر آموزش جودو به جوانان مشغولید؟
در حال حاضر هیچ رابطهای با جودو ندارم و از این نظر خیلی راحتم، هیچ چشمداشتی هم از این رشته ندارم. تنها ناراحتی من از شکستهای پی در پی جودو و به نوعی سقوط آزاد آن است.
پیشنهاد مربیگری در خارج از کشور به شما شده است؟
یکی دو کشور به من پیشنهاد کردند، اما چون نمیتوانم در خارج از کشور زندگی کنم پاسخ منفی دادم.
سقف جودوی ایران را کجا میبینید؟
جودوی ایران ویران شده است و اصلا سقفی ندارد، شاید اگر شرایط درست شود بتواند در المپیک 2016 قد علم کند وگرنه با این وضعیت مطمئن باشید دیگر همین تک مدالهای برنز را هم نمیگیرد.
حرف آخر؟
بعضیها چقدر روحیه خوبی دارند و چقدر پست و مقام را دوست دارند که با وجود این نتایج افتضاح به میز و صندلی خود چسبیدهاند و خم به ابرو نمیآورند. اگر من جای آنان بودم همان هفته اول استعفا میدادم. بیشک باید به این قبیل مدیران احسنت گفت که چقدر جودو را دوست دارند که رهایش نمیکنند!
حجت اله اکبرآبادی - امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: