در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وابستگی مصر به سیاستها و کمکهای اقتصادی آمریکا راه را بر به کرسی نشستن حرف واقعگرایان در این کشور که به خواست و تمایل مردم خویش به نوع رابطه با ایران نظر داشتند، بسته بود.
البته درک این واقعیتها در سالهای اخیر مصر را به این سمت رهنمون کرده بود که با ایران رابطه داشته باشد اما آن را در قالب رابطه رسمی و برقراری و فعالیت سفارتخانه دنبال نکند. به واقع نیروهای امنیتی وابسته به مبارک و در راس آنها عمرسلیمان و شخص مبارک مانع از تحول و پیشرفت روابط در سالهای اخیر بودند، آنها البته به رابطه غیررسمی با ایران نیاز هم داشتند و در مواردی نیز تماسهایی برقرار کرده بودند، اما رابطه رسمی را نمیخواستند، حتی یک بار وزیر خارجه آنها در مصاحبهای اعلام کرد کمپ دیوید دیگر مرده است و ما در آستانه برقراری رابطه هستیم، اما آن موقع هم آگاهان امور میدانستند که درخواست تغییر نام خیابان خالد استانبولی در تهران و مواردی از این دست بهانه است.
به هر حال در چند سال اخیر توپ برقراری رابطه همیشه در زمین طرف مصری بوده است، چون طرف ایرانی به نقل از رئیسجمهور ـ احمدینژاد ـ گفته بود که در صورت رضایت طرف مصری و فراهم شدن شرایط آمادهایم همین امروز سفارتخانه خود را در قاهره افتتاح کنیم.
حال و پس از انقلاب مردم مصر و سقوط حسنیمبارک روشن است که مردم مصر به سبک و سیاق خود به راهی آمدهاند که حدود 30 سال پیش مردم ایران آن را تجربه کردهاند، رهایی از قید استبداد آن گاه برای مردم مصر شیرینتر خواهد بود که همراه با رهایی از یوغ استعمار و سلطه بیگانگان هم باشد، خصومت مردم و اجتماع بزرگ مصر با رژیم صهیونیستی هم بر کسی پوشیده نیست.
از این روست که آمریکاییها و صهیونیستها نگران رابطه مصر با ایران هستند و در این مسیر سنگاندازی میکنند. با این وجود چراغهای سبز حکومت تازه مصر به روی ایران روشن شده اما باید این را نیز در نظر داشت که مصر تعهدات جهان عربی هم دارد و جهان عرب هم این روزها در تلاطم تحولات قرار دارد، حاکمان سنتی شماری از کشورهای عربی تاثیر معنوی و حمایت مردم ایران از انقلاب مردم خویش را دخالت در امور داخلی معرفی کرده و با بزرگنمایی دخالت ایران قصد فرافکنی و فرار به جلو دارند و به این ترتیب در جستجوی راه توجیه برای سرکوب مردم خود هستند.
مصر حالا هم ملاحظات جهان عربی دارد و نمیخواهد از جمع حکومتهای عرب جدا بماند و هم این که ملاحظات و مشخصات یک حکومت برخاسته از اراده مردم و متفاوت از دیگر جوامع بسته عربی را دارد. در حال حاضر که دولت انتقالی روی کار است طبیعی است که روابط ایران و مصر هم در حال انتقال و گذار باقی مانده باشد، اما با روی کار آمدن دولت انتخابی فصل انتخاب و حرکت بزرگ دولت مصر در حوزه دیپلماسی و نوع تعامل با ایران فرامیرسد.
حرکت و اقدامی که در این شرایط صورت میگیرد قطعا برای مردم مصر و ناظرین بینالمللی متر و میزانی در ارزیابی چگونگی و عمق تغییرات در دستگاه حاکمه مصر خواهد بود. مقامات فعلی کشور مصر گفتهاند که ایران برای آنها دشمن محسوب نمیشود و مصر دیگر گنج همیشگی اسرائیل نیست.
حالا باید منتظر بود و دید که این تمایل دوطرفه که نزد ایرانیان و مصریها وجود دارد، چگونه و با چه سازوکاری از طرف مصری به اراده تبدیل خواهد شد؟ ارادهای که یک خط قرمز روشن دوران مبارک را بتواند بشکند و از آن عبور کند. ارادهای که بتواند پاسخ آمریکا را بدهد و در عین حال در شأن خروش عظیم مردم کشور بزرگ مصر باشد.
ملتی که سالهاست از نزدیکی سردمدارانش به آمریکا و رژیم صهیونیستی و قطع ارتباط با کشورهایی مثل ایران خیری ندیده و سرافکندگی روحی و سیاسی و عقبماندگی اقتصادی و معیشتی را توامان احساس میکنند، ملت مصر حالا میخواهد به اندازه لیاقت و جایگاه تاریخی و تمدنیاش در منطقه جایگاه داشته باشد و طبیعی است که در این مسیر باید با کشورها و ملتهای مستقل ارتباط و پیوند نزدیکتر برقرار کند. حالا حاکمان جدید مصر با مسوولیت سنگینی مواجه هستند. چشمها به تصمیم آنها دوخته شده و البته شواهد و پیشبینیها هم اغلب مبتنی بر آن است که مصر بالاخره به سمت ایران خواهد آمد، چرا که این مهم یک شاخص تغییر و به کرسی نشستن رای مردم در آن کشور محسوب میشود.
جلال برزگر
گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: