در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما جونینیو در 37 سالگی در لیگ این کشور کوچک عربی خاورمیانه چه میکند؟
آیا غوغای برگزاری جام جهانی در قطر که 11 سال بعد از راه میرسد، او را به آنجا کشانده است؟ حقیقت امر آن است که او 21 ماه است در آنجا بازی میکند؛ ولی حرکت شتابآمیز قطریها به سوی کسب میزبانی جام جهانی بیست و دوم از همان زمان شروع شده بود؛ کشوری که محمدبن همام، رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا را معرفی کرده و او آنقدر خوشبین است که حتی فکر میکند میتواند در انتخابات جدید ریاست فیفا، سپ بلاتر، رئیس سوئیسی 13 سال اخیر این نهاد را شکست بدهد.
جونینیو پرنام بوکانو فارغ و رها از این ملاحظات همیشه کوشیده است یک فوتبالیست تمامعیار و معتقد به اصول حرفهای باشد و با اینکه طبعا در اواسط بهار 2011 برق خیرهکننده 10 سال پیش در بازی وی دیده نمیشود؛ اما او توانسته است الغرافه را با قوه مدیریتی که در بازیاش دارد، بخوبی از میانه میدان به حرکت درآورد. با همین خصلتها بود که این تیم فصل پیش تا مرحله یکچهارم نهایی جام قهرمانان باشگاههای آسیا به پیش رفت.
امسال تکرار آن دستاورد با احتساب یکهتازی زردهای اصفهانی و الهلال عربستان در گروه اول قاره بسیار سخت نشان میدهد؛ اما جونینیو که سالها ارباب خط میانی لیون و از دلایل اصلی قهرمانیهای متوالی و هفتگانه این تیم در لیگ فرانسه بود، ترجیح میدهد راه اختصاصیاش را طی کند و در آخرین روزهای حضورش در فوتبال حرفهای عرصهای سبکتر از فوتبال اروپا را تجربه و در آسیا، دریای تجربیاتش را جاری کند.
جونینیو ابتدا در سال 1998، هنگامی که هنوز در لیگ کشورش بازی میکرد، واسکودوگاما را به اولین و تنها عنوان قهرمانیاش در مسابقههای جام باشگاههای آمریکای جنوبی (لیبرتادورس) رساند و سپس به اروپا آمد تا در آنجا ضربات آزاد مشهورش را که با نهایت مهارت و قدرت مینواخت، به تعداد غیرقابل شمارشی در دروازه رقبا بنشاند و لیون را چند بار تا مرحله یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا همراهی نماید. هوش و مدیریت و قوه فرماندهی در وجود وی سبب شده هرجا که رفته، بازوبند کاپیتانی را به وی بدهند و این حتی شامل اوایل دوران کار وی در فوتبال حرفهای در باشگاه رسیفه در ایالت زادگاهش ـ پرنام بوکانو برزیل ـ هم میشود که او ماجراهای طولانی فوتبالیاش را در آنجا شروع کرد. در مورد آینده کوتاهمدت حرفهای او 2 فرضیه عمده مطرح است؛ یکی اینکه به لیگ برزیل برگردد و آخرین سال فوتبال حرفهای خود را باز در واسکودوگاما بگذراند و دوم اینکه مجددا به لیون برود و یک پست مدیریتی و اجرایی در آنجا به وی واگذار شود تا چنان زمانی جونینیو که 52 بار پیراهن ملی برزیل را هم به تن کرده و عضوی از این تیم در زمان فتح جام کنفدراسیونهای 2005 بود، به الغرافه فکر میکند و البته خاطراتش از فوتبال و دستاوردهایش در این ورزش بسیار زیاد و شنیدنی و خواندنی است.
21 ماه بعد از حضور در قطر از لیگ این کشور و چگونگی آن بگویید.
زندگی بسیار خوبی در اینجا دارم. با اینکه 8 سال بازی در لیگ فرانسه مرا کاملا به آن کشور عادت داده بود؛ اما توانستهام با قطر نیز بخوبی وفق یابم. درست است که تفاوتهای فرهنگی بین این دو کشور فراوان است؛ اما وقتی از برزیل به اروپا میآمدم، تفاوتهایی از همین قبیل را در کارم داشتم. هرچه باشد، این من هستم که باز تغییر مکان دادهام و بنابراین موظفم که خودم را با محیط جدید و به آنجا که آمدهام، وفق بدهم و عکس آن صادق نیست. خوشبختانه در قطر تمامی امکانات لازم برای ارائه کار قوی و پیشرفت وجود دارد و کیفیت فوتبال این کشور نیز به لطف حضور مستمر خارجیها در اینجا بالاتر رفته است.
کمبودهای آن کدام است؟
به لحاظ کارهای تشکیلاتی و اجرایی طبعا با کشورهای اروپایی فاصله زیادی وجود دارد. در لیگهای اروپایی از ابتدای فصل یک تقویم دقیق به دست شما میدهند که بر اساس آن میتوانید تمام جزئیات و کارها را تا پایان فصل برآورد و طراحی و براساس آن تلاش کنید. اما در قطر این چنین نیست و برنامهها هر چند مدت یک بار اعلام میشوند و این قبیل کارها با تاخیر صورت میپذیرد و براساس آن کار تدارکاتی تیمها نیز فقط در همان هفته تنظیم و اجرا میشود و یک پشتوانه طولانی ندارد.
فکر میکنم این نکته که میزبان جام جهانی شدهاند و مجبورند از حالا برنامهریزی دقیقی برای جام جهانی 2022 داشته باشند، آنها را مجبور میکند که این ضعف سازماندهی را هم رفع کنند.
در همان فصل نخست حضورتان در قطر، با الغرافه هم قهرمان لیگ قطر شدید و هم جام حذفی این کشور را بردید. آیا انتظار آن را داشتید؟
به هر حال من از همان کودکی برای مبارزهجویی و فتح جامها تلاش کرده و برای این مهم آماده بودهام و دستاوردهایم در قطر ادامهای بر همان روند بوده است. برخلاف آنچه تصور میشد، من برای پیکنیک و تفریح و گذران وقت و فقط به قصد کاسبی به قطر نیامدهام بلکه آمدهام که بر اساس باورهای قدیمی و روح رقابتطلبام برای کسب جامهایی تازه تلاش کنم و دستاوردهایی که اشاره کردید، محصول همان کوشش و روحیات و رویکرد است. البته من به مسائلی دیگر در این انتقال چشم داشتم و یکی از آنها این بود که چون فصل فوتبالشان کوتاهتر و سبکتر است، برای من با سن و سالی که دارم مناسبتر از لیگهای بسیار سختتر و طولانیتر اروپایی است و در اینجا کمتر فرسوده خواهم شد. با احتساب این که الغرافه در هر دو فصل قبل از حضور من نیز قهرمان لیگ قطر شده بود، میدانستم که زمینه تکرار آن فتوحات وجود دارد و چنین نیز شد. هر چند امسال به عنوان دومی لیگ قناعت ورزیدیم.
نظر روسای باشگاه و مردم چیست؟
ظاهرا با احتساب رسیدنمان به مرحله یکچهارم پایانی جام قهرمانی باشگاههای آسیا در فصل گذشته، این را بهترین فصل در تاریخ حیات الغرافه برآورد کرده و به همین سبب نیز از حاصل کار ما راضی بودهاند.
به عنوان یکی از معدود فوتبالیستهایی که در جام باشگاههای 3 قاره متفاوت شرکت کردهاید، در قیاس آنها (لیبرتادورس کاپ، جام قهرمانان اروپا و لیگ قهرمانان آسیا) چه میگویید؟
جونینیو: فکر میکنم باشگاه المپیک لیون غیبت مرا چندان احساس نمیکند. این تیم از فصل پیش دوباره به راه افتاده و در رقابتهای فرانسه و نیز لیگ قهرمانان اروپا مثل چندسال پیش راه خود را پیدا کرده است
به هر حال هر یک از این جامها و حضوری قابل قبول در آن هدف تمام تیمهای قاره مربوطه است و از این بابت دیدگاه مشترکی در این زمینه وجود دارد. در عین حال تفاوتهای آنان نیز محسوس است. راهیابی به جام باشگاههای آمریکای جنوبی و کسب مجوز حضور در آن، از مسابقات جام جهانی هم سختتر است. در مورد جام باشگاههای اروپا نیز همگان متفقالقولاند که سختترین و باارزشترین جام باشگاهی دنیاست و عدهای آن را از جام جهانی هم بالاتر میدانند. در آسیا هم جام باشگاهی جالبی را در قالب لیگ قهرمانان مشاهده و در آن شرکت کردهام که از آنچه قبلا تصور میکردم منظمتر و باکلاستر است. با این حال انگار قسمت و تقدیر این است که همان طور که هرگز جام باشگاههای اروپا را در معیت لیون صاحب نشدم، به جام آسیا هم نرسم.
هنوز ضربات آزادتان تماشایی و گلساز است. آیا در این سن و سال هم روی آن کار و تمرین میکنید؟
نعمتی خدادادی است؛ ولی روی آن کلی کار و تمرین هم طی این 20 سال انجام دادهام تا تبلور بیشتری بیابد. من در هر جلسه تمرین حداقل 30 دقیقه روی این ضربات کار میکنم. اصولا بافت وجودی و روال کار حرفهای من تمرکز بر سختکوشی و کار بیوقفه است و حتی 20 سال بعد از شروع فوتبال حرفهای من، همان احساس مثبت و عشق و علاقه را به این رشته ورزشی دارم. در کنار آن همواره کوشیدهام این علاقه و تعهد کاری را به نسل جوانتر و همبازیانم انتقال بدهم. این که با 37 سال سن هنوز پیشنهادات خوبی برای بازگشت به اروپا و بازی مجدد در لیگهای آن دارم، نشانگر این است که در آرمانهای کاری و اهداف شغلیام موفق بودهام.
واگذار شدن میزبانی جام جهانی 2022 را به قطر چگونه برآورد میکنید؟
از این امر متعجب نشدم؛ زیرا به چشم خودم در این دو سال دیده بودم که قطریها چه کوشش عظیمی را در این راه صورت داده و چقدر لابی و تعامل کردهاند. اصولا حق هر کشوری است که در صورت داشتن حقانیت و امکانات در این زمینه اقدام کند و قطر ثابت کرده است که اشتیاق و امکانات لازم برای این مهم را دارد. فکر میکنم قطریها در میزبانی جام هم بسیار موفق باشند؛ زیرا از همین حالا و در فاصله 11 سال تا آن تاریخ، بسیار وسیع و دقیق کار میکنند و اگر مشکلی هم وجود داشته باشد در این فاصله زمانی آن را رفع خواهند کرد.
از وقتی شما به قطر آمدهاید، لیون دیگر در لیگ فرانسه قهرمان نشده است. آیا این به سبب حذف شدن بازیکنی در قالبها و اندازههای شما از این تیم نیست؟
فکر نمیکنم اینطور باشد. اصولا همیشه قهرمان شدن کار غیرممکنی است و این که ما توانستیم در 7 فصل پیاپی در لوشامپیونا اول شویم، واقعهای غیرمتعارف و خلاف منطق و پروسه فوق بود. با این حال لیون در فصل 2010 ـ 2009 هنگامی که برای اولین بار در دوران فعالیتهایش به نیمهنهایی جام قهرمانان اروپا رسید نیز بسیار خوب کار کرد و همان ترکیب و نفرات را حفظ کرده و امسال هم از صدر جدول لیگ فرانسه دور نبوده است. جایگزینی اکثر قریب به اتفاق نفرات در فوتبال منجمله من امکانپذیر است و فقط آدمهایی محدود مثل لیونل مسی هستند که نمیتوان آدمهایی در سطح آنها یافت. با این اوصاف فکر میکنم لیون بزودی از نو بر تارک لوشامپیونا خواهد نشست و راه درخشان گذشتهاش را ادامه خواهد داد در هر صورت و حالتی، لیون مهر و علاقهای را نسبت به خودش در قلب من کاشته که هیچگاه آن را فراموش نمیکنم. یکی از چیزهایی که بارها به آن فکر کردهام، بازگشت به فرانسه و عضویت مجدد در لیون است؛ اما نه به عنوان یک بازیکن بلکه در یک پست اداری و احتمالا مدیریتی. ژرلان آنقدر برایم خاطرهساز است که دوری همیشگی از آن برایم بسیار سخت نشان میدهد.
اخیرا در یک موج تعداد زیادی از ملیپوشان دیروز و امروز و چهرههای سرشناس فوتبال کشورتان با پایان دادن به حضورشان در خارج و بویژه در لیگهای اروپایی به برزیل بازگشتهاند و از نو در لیگ این کشور شاغل شدهاند و حتی در مورد خودتان نیز ظن قوی رجعت به واسکودوگاما قابل حس کردن و پیشبینی است. این فرآیند چه دلایلی دارد؟
فکر میکنم بخشی از آن به خاطر نوستالژی در مورد کشور زادگاه آدمها باشد. برخی نیز نتوانستهاند در لیگهای اروپایی جا بیفتند و ناسازگاری داشتهاند که آدریانو نمونه روشنی در این خصوص است. ریوالدو هم شرایط ویژه خود را دارد. او یک سال از من هم مسنتر است و دیگر پیشنهاد فوقالعادهای در خارج از مرزها نداشت. در مورد خودم نیز باید بگویم که همواره به بازگشت به واسکودوگاما به عنوان یک گزینه و راه بسیار محتمل برای آیندهام فکر کردهام.
قرارداد من با الغرافه رو به پایان است و با سران واسکو درباره تجدید همکاری صحبتهایی داشتهام که باید ببینیم به کجا میانجامد.
آیا افسوس این را نخوردهاید که در سطح ملی هرگز به اندازه پیکارهای باشگاهی موفق نبودهاید؟
بگذارید ابتدا قسمتهای مثبت و موفق قضیه را بگویم. من در عمرم هرگز آسیبدیدگی شدید نداشتهام و بیش از 700 بازی رسمی انجام داده و حدود 20 جام بردهام. درست است که همان موفقیت را در سطح ملی نداشتهام اما در این سطح نیز هم در جام جهانی و هم در یک دوره جام کنفدراسیونها حاضر بودهام. با این حال شما نمیتوانید فاتح هر جام و هر چیزی در عرصه ورزش باشید. به گذشته نگاه میکنم تا درسهای لازم را برای آینده بگیرم و طی این نگرش متوجه میشوم که کارهای مهمی را انجام دادهام. پس چرا افسوس چیزی را بخورم؟ این اصولا عادت من است که افسوس هیچ چیز و آنچه را که مربوط به گذشته است، نخورم.
سایت فیفا
مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: