در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیرابی درباره بدترین حادثه زندگیاش که هنوز ترس از آن رهایش نکرده است، میگوید: 5-4 ساله بودم، رفتم پشتبام و بازی میکردم که صدای دخترعمهام توجهم را جلب کرد.
به سمت لب پشتبام رفتم تا او را ببینم، با توپ بازی میکرد، آنقدر محو تماشای بازی او شده بودم که متوجه نشدم چقدر به لبه نزدیک شدم و ناگهان از همان بالا به کف استخر پرت شدم.
او ادامه داد: البته پرت که نشدم، درست یادم هست، خودم بدون توجه به ارتفاع برای زودتر رسیدن به توپ پریدم وسط استخر خالی! کف استخر پر از خون شده بود، از جیغ دختر عمهام همه اهل منزل به حیاط دویدند. حاصل این کار زخمی عمیق روی پیشانیام شد که هنوز هم جای آن هست و ترس از ارتفاع که فکر نمیکنم تا پایان عمر رهایم کند.
این بازیگر ادامه داد: وقتی روی پشتبام میایستم، فکر میکنم حتما باید جایی را بگیرم تا رها نشوم، حتی این حادثه باعث شده است با سفرهای هوایی مشکل داشته باشم و کمتر از آن استفاده کنم و اگر مجبور به استفاده شوم تمام طول مسیر را میخوابم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: