دپور اینگونه ساخته شد

آگوستوسزار لندوئیرو همیشه انسانی منطقی بوده است. او بسیار زود فهمید که هیچ گاه یک فوتبالیست خوب نخواهد شد. برای همین بود که تصمیم گرفت باشگاه خودش را بنا کند؛ باشگاه اورال.
کد خبر: ۳۹۸۲۰

او 15 ساله بود که مدیر این باشگاه شد. این نقطه آغاز یک زندگی حرفه ای بود. حالا پس از 4 دهه ، همچنان در حال پیشرفت است.
لندوئیرو به عنوان یک پیشخدمت در لندن کار کرده ، در هاکی برای خود شهرتی کسب کرده و حالا مدیر باشگاه دپورتیوو لاکرونیاست.
او یکی از بهترین مدیران باشگاهی اروپاست. گرچه در عالم سیاست شکست خورد، اما در فوتبال موفقیت های زیادی به دست آورد.
زمانی که لاکرونیا در سال 1991 جشن صعود به لالیگا را برگزار می کرد، لندوئیرو در بالکن باشگاه ایستاد و فریاد زد: «حالا بارسلونا به اینجا می آید و رئال مادرید.»
برای تیمی که تنها 3 سال قبل در حال ورشکستگی و سقوط به دسته سوم بود، رسیدن به دسته اول یک موفقیت بزرگ محسوب می شد.
13 سالی از روزی که او در بالکن ایستاد می گذرد و آنها خود را به عنوان یکی از مطرح ترین تیمهای اسپانیا مطرح کرده اند.
یک قهرمانی در لالیگا (که می توانست بدل به 2 قهرمانی شود)، 2 جام حذفی و حالا نزدیک شدن به قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا.
بودجه سالانه دپور از 2/1 میلیون پوند در سال به 50میلیون پوند رسیده است. حالا شمار تماشاگران آنها به مرزی باورنکردنی رسیده است.
دپور به طور متوسط در هر فصل 30 هزار مشترک (که تمام بلیتهای مسابقه های خانگی را از پیش خریداری می کنند) و در هر هفته هم 20 هزار رزروکننده بلیت (که بلیت مسابقه های هر هفته را یک هفته زودتر رزرو می کنند) دارد.
با توجه به بازیکنان جوانی که باشگاه در اختیار دارد، می توان متصور بود که دپور حداقل برای 3 تا 4 سال جایگاه خود را حفظ خواهد کرد.
وضعیت لندوئیرو از این هم بهتر است. پیش از ورود لندوئیرو، دپور یک تیم یویویی بود؛ یعنی میان دسته های اول و دوم تاب می خورد (آنها 35 سال را در دسته اول و 37 سال را در دسته دوم گذرانده بودند) و البته آنها جایی بودند که بازیکنان بزرگی نظیر لوئیز سوارز - تنها اسپانیایی برنده توپ طلای اروپا - و آماناچیو - ستاره بعدی رئال مادرید - در آنجا چهره شده بودند.
در 1978 آنها دچار ورشکستگی شدند و در نتیجه محکوم به سقوط به دسته سوم شدند. باشگاه نیازمند یک منجی بود و لندوئیرو نامزدی مناسب برای این رل به حساب می آمد.
او پس از بازگشت از لندن با مدیریت تیم لی سئو در هاکی روی چمن این تیم رابه بهترین تیم باشگاه این رشته بدل کرده بود؛ اما سیاست او را وسوسه کرد: وی 3بار از سوی حزب دست راستی PP نامزد پست شهرداری لاکرونیا شد و هر سه بار بازنده شد.
فوتبال و دپور امکانی مجدد برای موفقیت در اختیار او می گذاشت. پس از 3 سال او دپور را به دسته اول آورد.
3 سال بعد او تیم را تا یک قدمی قهرمانی آورد: یوکوویچ مدافع تیمش در آخرین دقیقه بازی تیم پنالتی ای را که هیچ کس جرات زدن آن را نداشت ، از دست داد تا قهرمانی نصیب بارسلونا شود.
او حالا در لاکرونیا بسیار محبوب است. در اقدامی عجیب طرفداران لاکرونیا در سال 1999 به وی رای دادند که یک درصد درآمد باشگاه از بلیت فروش به او تعلق بگیرد. از این راه وی تاکنون 500 هزار پوند درآمد داشته است.
هدف او در لاکرونیا کاملا مشخص بود؛ خارج کردن فوتبال اسپانیا از حالت دوقطبی.
او لوئیزوان ستاره جدید گالیسیا را در تیمش نگه داشت و به به تو و مائوروسیلوا را هم به تیمش آورد. همچنین توانست حامیان پرشماری در شهر 250 هزار نفری لاکرونیا بیابد.
به طور معمول ، مدیران باشگاه های اسپانیایی یا مردان جاافتاده ای هستند که ناگهان ثروتمند شده اند یا میلیونرهای نه چندان باهوشی هستند که به دنبال شهرت بیشتر می گردند؛ اما لندوئیرو از این دو گروه نیست.
او در رشته حقوق تحصیل کرده است. نمی توان او را یک میلیونر دانست و از همه مهمتر آن که وی فوتبال را می شناسد. او همیشه با ورزش همراه بوده و حتی یک سال مربی یک تیم جوانان بوده است.
لندوئیرو با یادآوری گذشته به زمانی اشاره می کند که باشگاه ، ریوالدو را خرید. او خرید ریوالدو توسط دپور را با خرید جیووانی توسط بارسلونا در همان سال مقایسه می کند.
3 سال بعد از این خریدها ریوالدو بهترین بازیکن جهان شد، اما جیووانی مجبور شد به یونان برود و در لیگ این کشور بازی کند. حتی اگر لندوئیرو اشتباهی مرتکب شود، آن قدر شجاعت دارد که آن را بپذیرد و برای اصلاح آن بکوشد.
یک سال پس از آن که دپور قهرمانی را در روز آخر از دست داد وی تیمی را ساخت که در آن 30 بازیکن خارجی حضور داشتند! اما خیلی زود متوجه شد که این شیوه ای اشتباه است.
دو سال بعد که دپور در الدترافورد منچستر یونایتد را با نتیجه 32 شکست داد، 9 نفر از یازده بازیکن آغازکننده بازی اسپانیایی بود و البته لندوئیرو هیچ گاه از خرید بازیکنان بزرگ صرف نظر نکرده است ، او پس از به به تو، ریوالدو، ژالمینیا، ماکای ، دیه گوتریستال و خوان والرون را به دپور آورد.
در عین حال وی باشگاهی با 10 زمین فوتبال و تمرین ، یک کلینیک پزشکی ، یک رستوران و یک فروشگاه مخصوص فروش محصولات باشگاه احداث کرده است.
لندوئیرو یک تاجر حرفه ای است ؛ تاجری که در نقل و انتقالات بازیکنان همیشه سود می کند. او در فروش ماکای به بایرن جدا از 7/17 میلیون یورویی که از باشگاه بایرن مونیخ دریافت کرد، یک میلیون یورو هم به صورت مستقیم از خود روی ماکای دریافت کرد؛ اقدامی که مسوولان بایرن را بسیار عصبانی کرد.
در یک معامله دیگر، وی از نقل و انتقالات بازیکنی که حتی یک روز هم به دپور نیامد، بیش از 5 میلیون پوند سود کرد: این زمانی بود که سیلوین ویلتورد بازیکن تیم رن بود و دپورتیوو او را به قیمت 5/1 میلیون یورو خریداری کرد و بلافاصله به قیمت 5/3 میلیون یورو و نیز درصدی از نقل و انتقالات بعدی به بوردو فروخت.
2 میلیون یورو سود ناشی از این معامله با 3 میلیون یورو سهم باشگاه از انتقال ویلتورد از بوردو به آرسنال یک موفقیت تجاری بی نظیر بود.
لندوئیرو مثل اکثر گالیسیایی ها کمی خرافاتی است. به همین دلیل است که حتی در گرمای تابستان کت آبی تیره خود را بر تن دارد.
ناکامی هایش در سیاست باعث شده وی مردم را به 2 گروه تقسیم کند؛ دوست و دشمن. همین بی اعتمادی او به بسیاری از مردم است که باعث شده تا هیات مدیره باشگاه تنها 6عضو داشته باشد؛ 6 عضوی که سخت کار می کنند، اما فعال ترینشان خود لندوئیرو است.
لندوئیرو هر شب آخرین کسی است که ساختمان باشگاه را ترک می کند و کلیدها را هم با خود می برد، چرا که فردا صبح هم او اولین کسی است که به سرکار می آید.

گیلر موبلگ
آبزرور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها