حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این فیلم که جاسمین دیزدار آن را سال 1999 ساخته است از یک ویژگی خاصی برخوردار است و آن این که دیزدار در مقام کارگردانی ، فیلم را ساخته که خود به طور مستقیم و شخصی ، درگیر ماجراهای فیلم بوده است.
در واقع در این فیلم که دیزدار در آن به ماجراهای مهاجران اهل یوگسلاوی سابق به کشور انگلیس می پردازد، به نوعی روایتگر مسائلی است که برای خودش رخ داده است.
او در مقام کارگردانی نیست که مسائل را از بیرون نگاه کند، بلکه کارگردانی است که سعی دارد کالبدشکافی موضوع مهاجرت ساکنان یوگسلاوی سابق را که خود نیز یکی از آنان است از درون و با ذکر جزییات تعامل فرهنگی مدنظر قرار دهد.
این کار گرچه دیزدار را از نظر استفاده از برخی اطلاعات جزیی تر و واقعی تر بهره مند می کند؛ اما او را مجبور می کند به طور جدی صرفا به تجربیات جهتدار و شخصی خود بپردازد. جاسمین دیزدار، کارگردان فیلم، آدمهای نازنین را برای موسسه فیلم بریتانیا و کانال 4 تلویزیون انگلیس ساخته و مرکز هنری دولت انگلیس نیز در این راه به او کمک کرده است.
آدمهای نازنین جاسمین دیزدار، مردمان انگلیسی هستند و براساس همین نگرش است که او داستان خود را آغاز می کند.
در اولین صحنه فیلم هنگامی که 2 آواره یوگسلاوی داخل اتوبوسی در انگلیس به جان یکدیگر می افتند و همدیگر را جنایتکار و نازی می خوانند، راننده اتوبوس با مهربانی ، آنها را به آرامش می خواند.
این دو آواره بیرون از اتوبوس بشدت یکدیگر را زخمی می کنند و کارشان به بیمارستان می کشد و در آنجا نیز حسابی مورد پذیرایی و مهربانی قرار می گیرند.
به موازات رابطه پرخاشگرانه این دو نفر 3 خانواده دیگر در فیلم آدمهای نازنین مورد توجه قرار می گیرند. یکی خانواده ای است که پسری لاابالی و معتاد دارد و بر اثر حادثه ای فرصت می یابد و به کمک مجروحان جنگ یوگسلاوی می رود.
در اینجا یک آدم معتاد و لاابالی که سمبل پایین ترین رده اجتماعی محسوب می شود، فداکارانه برای آسیب دیدگان جنگی تلاش می کند و در پایان فیلم نیز همچون مددکاری مهربان به کودک نابینای یوگسلاوی خدمت می کند و دیگر دوستان همفکر او نیز کم کم ذات منحصر به فرد خویش و به تعبیر دیزدار، نازنین خود را به طرزی اغراق آمیز به نمایش می گذارند.
خانواده بعدی ، زن و شوهری هستند که به خاطر تجاوز به زن در حوادث امروز جنگ در شرف بچه دار شدن هستند. آنها بشدت عصبی و ناراحتند، اما پزشک انگلیسی باوجود انبوه گرفتاری های شخصی اش از سقط جنین خودداری می کند و آنها را تحت راهنمایی های خود به سوی نگه داشتن نوزاد هدایت می کند و خانه خود را نیز در اختیار ایشان قرار می دهد.
پس از تولد نوزاد، جلوه های زیبایی از لطافت و دلپذیری روابط به نمایش گذاشته می شود. خانواده بعدی هم دختری است که عاشق یک جوان مهاجر اهل یوگسلاوی می شود.
این دختر که از طبقه بسیار بالای فرهنگی و اقتصادی انگلیس است در ابتدا با مخالفت خانواده روبه رو می شود؛ اما این خانواده هم سرانجام با گرمی ، مهاجر یوگسلاو را می پذیرد و ازدواج وی را با دخترشان ترتیب می دهد.
سرانجام فیلم آدمهای نازنین به جلوه های موازی و پرنشاطی از برخورد مردم انگلیس با مهاجران یوگسلاوی سابق ختم می شود.
اگر موسسات سازنده فیلم را نادیده بگیریم و جایگاه شبکه 4 تلویزیون انگلیس و شهرتی را که در عرصه ساخت برنامه های کاملا جهتدار دارد در نظر نگیریم ، خوشبینانه ترین نگاه به جهتگیری یکسویه جاسمین دیزدار آن است که وی تجربه های شیرین شخصی خود را در ایام مهاجرت به انگلیس به تصویر کشیده است؛ اما پرسش اینجاست که چرا کارگردان هیچ تلاشی برای پرداختن به ریشه های فاجعه و نسل کشی در یوگسلاوی نکرده است.
بی شک خاطر پررنج مردمان یوگسلاوی سابق هرگز بمباران های ناتو را فراموش نمی کند و هیچ ذهن هشیاری هم نقش مثلث امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی را در این فاجعه نادیده نمی گیرد.
از سوی دیگر برجسته کردن عصبیت و پریشانی اهالی یوگسلاوی نقشی نیست که از یک هموطن بتوان انتظار داشت.
صحنه ای که دیزدار در اولین فیلم خود ارائه می کند پیش از آن که یک درام جنگی ، خانوادگی و... باشد اپیزودهای درهم تنیده ای از روابط انسانی ساخته و پرداخته اوست که به صورتی عجولانه و سطحی به تبرئه انگلیس می پردازد و از همین رو آنان را آدمهای نازنین می نامد.
از سوی دیگر با استدلالی ضعیف می توان به روی دیگر سکه نظر کرد. به نظر نمی رسد که منظور فیلم از اطلاق کلمه نازنین مهاجران اهل یوگسلاوی باشد، چرا که چهره های نشان داده شده اصلا این را تایید نمی کند.
وجه کنایی مضمون آدمهای نازنین هم چندان پذیرفته نیست ، چون فیلم تلاش دارد واقعیت موردنظر خود را به ذهن مخاطب تزریق کند.
در واقع نگاه جاسمین دیزدار به موضوع جنگ یوگسلاوی و وقایع داخلی آن نیست ، نگاهی به مردم انگلیس و تکوین احساسات آنها در برخورد با مهاجران یوگسلاوی سابق است.
وی برای اثبات نازنینی مردمان موردنظرش بخوبی واقعیت و طنز را کنار هم قرار می دهد و جلوه های متنوعی از زندگی انسانی را برای مخاطبان فراهم می سازد و با رودرروساختن خشونت و رفتار انسانی ، جذابیت های عاطفی کار را ارتقا می بخشد.
از دیگر مواردی که به روشنی نشان می دهد، فیلم آدمهای نازنین نگاهی جامع به فاجعه جنگ داخلی یوگسلاوی ندارد حذف اغراق آمیز گروهی از طرفین دعواست که قربانیان اصلی نسل کشی این فاجعه محسوب شده و می شوند.
آن گروه ، مسلمانان بوسنیایی هستند که در اولین مراحل جنگ در معرض قتل عام و فجیع ترین جنایات صربها و کروات ها قرار گرفتند و در مراحل بعد گرفتار شدت گرفتن جنایات صربها و رفتار منافقانه کروات ها شدند.
در این فیلم گرچه برخی اسامی ، اسلامی به نظر می رسند ولی به طرز زیرکانه ای مظلومیت مسلمانان بوسنی و هرزگوین به مظلومیت صربها بدل شده است.
کوتاه سخن این که پخش چنین فیلمهایی به شرط آن که فقط به جلوه های خنثی و معمولی سینمایی نپردازد و قالبهای روانشناختی و جامعه شناختی روابط و محتوا را نیز در نوردد، نه تنها سرگرم کننده خواهد بود، بلکه رسالت رسانه را در عمق بخشیدن به نگرش مخاطب نیز کامل خواهد کرد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....