در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رمان چارلز پورتیز در 1968 برای اولین بار با بازی جان وین روی پرده رفت. او نقش یک مرد یکچشم را بازی میکرد. در همان موقع جان وین در نقش روستر کاگبورن براحتی صاحب اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در آن فیلم شد. اکنون جف بریجز در نقش روستر دائمالخمر بر پشت اسب مینشیند.
همان طور که در آن فیلم که هنری هاتاوی کارگردانی کرده بود، دیدیم، روستر رفتارهای جالبی دارد؛ او در کافه مینشیند و با دود سیگارش مه غلیظ درست میکند و مدام لاف میزند.
با این که کارهای برادران کوئن دارای ساختار جذابی از گفتوگوهای خلاقانه است، اما بسیاری از دیالوگهای پرزرق و برق فیلم، عینا از رمان گرفته شده است. یک مارشال قدرتمند آمریکایی بازنشسته علاقه ماتیه رز (هایلی استنفلد) را برمیانگیزد. دختری که با موهای زیبایش و آن خشونت باورنکردنی نمادی از هنر گوتیک آمریکاست. آنچنان که وقتی این دختر مخاطب خاطرات خونریزیها و خشونتهای روستر قرار میگیرد از شنیدن چنین خاطراتی از شدت هیجان چشمانش مثل الماس برق میزند.
به محض آغاز داستان، دلهره روی دادن خطر نیز در رگهای بینندگان به جریان میافتد. بوی این خطر از داخل تلگرافی که از هنگ عمومی ارسال شده است به مشام میرسد. ماتیه همراه خدمتکار خانواده، یارنل (روی لیجونز) از کشور خود به جایی بهنامفورت اسمیت سفر کرده است.
آنها برای تشخیص هویت پدرش که توسط خدمتکار دیگرشان به نام تام چنی (جاش برولین) مورد اصابت گلوله قرار گرفته است، رفتهاند. پس از احراز هویت، ماتیه، یارنل را برای انجام امور تجاری به خانه میفرستد.
اولین کار را با استفاده از حساب بانکی پدرش به انجام میرساند. سپس به روستر پول میدهد؛ چرا که تعریف شجاعت او را زیاد شنیده است. کیفیتی که بیشتر به نظر میرسد او از زندگی زندانیان هنگام انجام امور شغلیاش وام گرفته است.
برای تعقیب قاتل پدر، سفر آنها به کشور هند کشیده میشود. خشونت لحظه به لحظه در حال افزایش است و دستان همسفران مدام به خون آلوده میشود. نقطه اوج این جستجو رویارویی با ماجراجویی به نام لابوف (مت دیمون) است که خود را لابیف مینامد. او مثل جنگلیها لباس پوشیده و برای به دام انداختن چنی و گرفتن جایزه بزرگ، او هم دست به کار میشود.
زنده یا مرده! هر کسی در این داستان برای جایزه دندان تیز کرده است. زنده یا مرده؟! بنابراین جایزه یا روی سر افراد است یا توی ذهنشان. معمولا برای گرفتن دلارها یا حتی سنتها، افراد از همدیگر الهام میگیرند. به نظر تو من چرا پول میدهم، اگر نمیخواهی به روش من عمل کنی؟ این سوالی است که ماتیه از روستر میپرسد.
کوئنها قصهای را بازگو میکنند که ممکن است تماشاچیان هرگز به آن توجه نکرده باشند. آنها به طرز شگفتانگیزی به لحن، آهنگ و ساختار متن رمان پورتیز وفادار ماندهاند. شاید به دلیل اینکه جهانبینی رمان با علاقههای کنایهآمیز کوئنها تناسب داشته است.
نکته: این فیلم یک قصه کمدی و در عین حال، جدی دارد که درباره روزگاری کثیف و پر از خشونت بر اساس رمانی از چارلز پورتیز ساخته شده است. داستان فیلم درباره دختری 14 ساله است که مرد یک چشمی را برای به دام انداختن قاتل پدرش اجیر میکند
روستر دائمالخمر هنوز به جوییدن تکهای چوب علاقهمند است، همچنان که در رمان به این کار علاقه نشان میدهد. همچنین، کوئنها و بریجز بر اساس متن، با لاقیدی تمام، با اتحاد به عمق پدیدهها میروند.
با وجود قابلیتهای بالای نمایشی بریجز، فیلم با صدای ماتیه در پسزمینه آغاز میشود، سپس داستان به سمت روستر میچرخد. کوئنها همچنین دست به روایت مجدد قصه کتاب زدهاند: شهامت حقیقی تنها داستان یک دختر بیباک 14 ساله نیست، بلکه بازسازی خاطره یک زن به نام الیزابت مارول نیز هست.
برادران کوئن در فیلم اخیر خود به نام «یک مرد سرسخت» داستان پروفسوری اهل مینهسوتا در 1960 را بازگو میکردند که برای به دست آوردن شغلی که مستحقش بود، رنج بسیاری را به جان خرید. آن داستان به زندگی شخصی به نام راشی میپرداخت که در مقدمه آن اشارهای به قرون وسطا داشت. در اصل یک مرد سرسخت در مورد قدرتهای خارقالعاده ذهن بشر بود. در «شهامتحقیقی»، کوئنها به داستان حضرت سلیمان گریز میزنند و در آغاز فیلم به نیمه اول یک ضربالمثل معروف آمریکایی اشاره میکنند که از زبان ماتیه نقل میشود؛ مثل پورتیز که بخش دوم آن را از قلم انداخته است.
وقتی رمان شهامت حقیقی که در سال 1968 به فیلم تبدیل شد، مخاطبان زیادی یافت که اغلب از طبقه متوسط جامعه آمریکا بودند. بخشی از آنان بشدت تحتتاثیر جنگ ویتنام بودند و آن را بازخوانی افسانههای کابویی با غلظت بالای فلسفی میپنداشتند. شهامت حقیقی، به الگوهای فیلم وسترن چسبیده است، با این ویژگی که شخصیتهایش در نهایت، از نقطه ایدهآل قهرمانی سقوط میکنند، همان طور که در دوران خود جان وین تجسم شده بود. هنوز اهمیتی ندارد که چگونه با وجود رندی و مبالغهگویی در متن رمان، روستر نمیتواند روی پرده یک ابرقهرمان باشد. شاید به دلیل اینکه بازیگر نقش روستر گرفتار سرطان است. وقتی که جان وین برای ایفای همین نقش برنده اسکار شد، دقیقا برای بازی شخص جان وین چنین جایزهای در نظر گرفته شد.
در 1969، برای اولین بار این فیلم در یک هفته بعد از این گروه خشن سام پکین پا (وسترنی استعاری درباره مداخله احمقانه در ویتنام) در نیویورک اکران شد.
کوئنهایی که مدام با ژانر بازی میکنند و گاه این بازی با لاقیدی و آزادی توام باجسارت انجام میشود، تا کنون به سراغ وسترن نرفته بودند.
آنها در رویارویی با شخصیت ماتیه و در مواجهه با موضوع انتقام وی بشدت خلاقانه، بیاشتباه و مقتدرانه عمل کردهاند. البته آنها استاد انتقام و خشونت هستند.
با توجه به سبک کلاسیک کوئنها، تصویر ماتیه هنگام سوار شدن به اسب به گونهای طرحریزی شده است که دهان روستر با دیدن آن صحنه از حیرت گشوده شود. در صحنه پایانی، دوباره چنین صحنهای تکرار میشود و آن هنگامی است که روستر لابوف را هدف قرار میدهد. (مت دیمون بازی ظریف تمسخرآمیزی به نمایش میگذارد؛ در حالی که بازی بریجز چیزی مابین تمسخر و بدجنسی است.)
اما، گویا نویسنده میخواهد میزان شهامت را رتبهبندی کند و در نهایت بگوید که تمام شهامتها دروغین هستند و شجاعت و شهامت حقیقی این داستان از آن ماتیه است؛ موضوعی که گویا کوئنها هم به آن صحه گذاشتهاند.
در بسیاری جهات، مثل شب شکارچی چارلز لایتون به عنوان الگوی تصویر و موسیقی کوئنها در شهامت حقیقی، تمثیل خیر و شر است. تنها در اینجا، خطوط بین خیر و شر مهآلود و غیرقابل تشخیص است. شاید به نوعی بازسازی مفهومی «چگونه غرب تسخیر شد» است.
نیویورک تایمز / مترجم: علی قاسمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: