در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امیریان با ایجاد شرایط برای مشارکت مخاطب در اجرای اثر، فرصت لازم برای همسویی کودک و نوجوان با نمایش و در نتیجه ارتقای اندیشهاش را فراهم میآورد. او حتی آنگاه که از افسانه مدد میگیرد، در این محدوده باقی نمیماند و آن را به بهانهای برای به روز کردن مفاهیم تبدیل میکند و در آن کاربردی معاصر مییابد.
خاری که ارزش پیدا میکند
این روزها نمایش «گنجشک مجیک» نوشته و کار سیمین امیریان در تالار هنر بر صحنه است؛ نمایشی که براساس یکی از افسانههای ایرانی نگارش یافته و راوی ماجرای گنجشکی است که خاری در پا دارد. او برای رهایی از رنج خار، از پیرزن نخریسی یاری میجوید و چون چنین میشود، تصور میکند پیرزن خاری را که از پای وی بیرون کشیده، برای خود برداشته است، به این ترتیب حرکت داستان اثر آغاز میشود و به مرور شتاب میگیرد. گنجشک کلاف نخ پیرزن را در ازای خار بر میدارد تا قصه وجوه دیگرش را برای مخاطب نمایان سازد.
نمایش گنجشک مجیک از داستانی ساده، روان و بسیار جذاب برخوردار است. امیریان در این نمایش بر آن است تا مخاطبانش را به این امر توجه دهد که هر کس امکانات بالقوهای در اختیار دارد که ممکن است از اهمیتش بیخبر باشد. در صورتی که چنین امکانی برای کسی که از آن محروم است، ارزشمند خواهد بود. پیرزن نمایش، نخهای بسیاری در اختیار دارد که به کارش نمیآید. کفاش هم گرچه چسب کفاشی خوبی دارد، اما چون نخ مورد نیازش را در اختیار ندارد نمیتواند کفش بدوزد. پسر کوزهگر همچنین است. او که کوزه استادش را شکسته، نیازمند وسیلهای برای چسباندن قطعات کوزه است.
اینها نیازهایی است که به اندیشه اصلی نویسنده فرصت حرکت میدهد تا هویتی را که او در پی نمایاندن آن است شکل بخشد. پس امیریان خار را به انگیزهای برای حرکت گنجشک بدل میکند تا گنجشک بر اساس این خواسته، نخ پیرزن را به کفاش و چسب کفاش را به پسر برساند تا پسر کوزهگر که نوه پیرزن است، با چسباندن تکههای کوزه موجبات خشنودی خود و مادربزرگ را فراهم سازد.
به این ترتیب دایرهای کوچک و نمادین از چرخه وسیع جامعه شکل میگیرد تا با هماهنگی و اتفاق نظر، نتیجه مورد نیاز جامعه بشری، یعنی رسیدن به شناخت نسبت به هم و هماهنگی و همراهی با هم معرفی گردد.
گنجشک مجیک علاوه بر این، به تفاوتها و شباهتهای 2 نسل گذشته و حال نیز میپردازد، تفاوت و شباهتی که دغدغه همیشگی سیمین امیریان است. او که مادربزرگ نمایشاش را به کامپیوتر و فیلمهای کارتونی نوهاش علاقهمند میکند، در مقابل نوه او را نیز سنت به هنر سنتی کوزهگری مشتاق نشان میدهد. به این ترتیب بهجای آن که 2 نسل گذشته و حال را به تقابل با هم وادارد، بر نیازهای فطریشان تأکید میکند و راهی برای همسویی و همدلی ارائه مینماید.
اجرای پر کشش
اجرای پرکشش و برخوردار از تناسب شایستهای که در طول اثر تکثیر گردیده است موجب میشود تا گذر زمان یک ساعته اجرای این نمایش احساس نشود. گنجشک مجیک فاقد هر گونه شعارزدگی و درشتنمایی است و در ظاهر سادهاش مفاهیم مهم دیگری را هم برای مخاطب خردسال قابل درک میکند تا تأثیر لازم را بهجا گذارد. علاوه بر این هم در مفهوم و هم در شکل اجرا از ویژگیهای خاص خردسالان مثل خیالپردازی و نیز تحرک و جابهجایی غفلت نمیورزد و بهدرستی از آنها بهره میگیرد.
سیمین امیریان جاذبههای بصری و شنیداری خاصی را نیز برای این نمایش در نظر گرفته است که از آن جمله میتوان به رنگها و نورهای شاد، پخش فیلم در ارتفاع صحنه و به هنگام تعویض دکور، اشعار جذاب همراه با موسیقی متنوع و شاد، تابها و آویزهای الوان آویخته در جایجای صحنه و حرکات موزون بسیار کوتاه و جذاب اشاره کرد.
در میان بازیهای خوب این اثر، بیتردید بازی پرستوگلستانی جلوهای خاص دارد. این بازی هم به لحاظ حجم، هم صرف انرژی هم برخورداری از تحرک لازم و هم باورپذیری کودکانه، قابل توجه و تقدیر است. همچنین سعید ابک در نقش کفاش، خیالپردازی کودکانه را به درستی و زیبایی ارائه میکند و سامان کرمی در موقعیت شاگرد کوزهگر و نوشین تندسته در نقش پیرزن نخریس هم بازیهای قابل قبولی ارائه میدهند.
حضور چهرههایی چون سیمین امیریان در حوزه تئاتر کودک و نوجوان کشور که هم تجربه کار دارند و هم پشتوانه علمی، فرصتی مغتنم است که باید آن را به فال نیک گرفت.
در شرایطی که وضعیت ضعیف مالی تئاتر، بسیاری از هنرمندان را به سوی دیگر رسانهها و قالبهای هنری سوق داده است و در این میان تئاتر کودک و نوجوان اوضاع نامناسبتری دارد، باید به فکر چاره بود تا اندک دلسوزان باقیمانده در این عرصه را حفظ کرد.
نمایش «گنجشک مجیک» نشان میدهد هم میتوان کودکان را سرگرم کرد، هم آموزش داد و هم کاری فاخر و هنری را روی صحنه آورد.
با چنین آثاری میتوان به آینده این حوزه از نمایش ایران امیدوار بود و زمینه جذب نیروهای تازه نفس را به آن فراهم آورد. وقتی یک مدرس دانشکدههای هنری، دغدغههای تئاتر کودک و نوجوان را داشته باشد، بیشک دانشجویانش نیز به این عرصه هنری علاقهمند و در آن فعال خواهند شد.
نمایش کودک و نوجوان، حوزهای از تئاتر است که توانایی جذب مخاطبان بسیاری را دارد و اگر خوب پشتیبانی شود، میتواند موتور محرک این هنر در کشور شود. اگر پای تماشاگران کم سن و سال به تالارهای نمایشی باز شود و از همان ابتدا آنان را با آثار در خور آشنا کرد، میتوان امیدوار بود تا تئاتر بزرگسال ما هم تنها به مخاطبان خاص اکتفا نکند.
حال که هنرمندانی چون سیمین امیریان نشان دادهاند که با وجود تمام سختیها این میدان را رها نخواهند کرد، نوبت مدیران هنری است که تمام امکانات خود را در حمایت از کودک و نوجوان بسیج کنند.
حسن دولتآبادی / استاد دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: