خانه تکانی ‌با‌ لبخند

کد خبر: ۳۹۱۶۷۰

عید که می‌آید انگار دنیا می‌خواهد پوست بیندازد. شاید برای همین است که آدم‌ها هم می‌خواهند پوست‌اندازی کنند و با شستن همه چیز زندگی تازه‌ای را شروع کنند. عید معنی‌اش بشور و بساب نیست اما وقتی عید می‌شود مثل این‌که چاره‌ای جز بشور و بساب باقی نمی‌ماند. اصلا وقتی همه چیز خانه برق می‌زند و بوهای جوراجور مواد شوینده در فضا می‌پیچد حس زندگی به آدم دست می‌دهد. ولی مگر می‌شود این همه حس خوب را فقط یک نفر با جان کندن و هزینه کردن از جانش ایجاد کند؟ منظورم زن خانه است؛ همانی که هم مادراست وهم همسر، همانی که همه از او توقع دارند تمام کارها را سروقت و بدون عیب و نقص انجام دهد و صدایش هم درنیاید. اما نمی‌شود که تمام بارها بردوش یک نفر باشد و دیگران لذت تلاش‌های او را ببرند. پس بلند شوید، غرغر کردن را کنار بگذارید و در حالی که لبخند می‌زنید مادر و همسرتان را با یک خروار کار خانه تنها نگذارید.

از کجا شروع می‌کنید؟

شمایید و یک خانه با کلی کار. معلوم نیست باید از کجا شروع کرد چون همه جا مثل هم است و نمی‌شود اولویت‌بندی کرد. اما بالاخره باید از یکجا شروع کرد و همه جا را همزمان به هم نریخت چون آن وقت خانه و اسباب‌هایش مثل کلافی به هم گره خورده می‌شود که فقط اعضای خانه را کلافه می‌کند. پس شاید بهتر باشد قبل از دست زدن به هر کاری کمی فکر کرد و تشخیص داد برای خانه‌تکانی اول به کجا بروی بهتر است.

البته خانه با خانه فرق دارد و میزان کثیفی و به هم ریختگی خانه‌های مختلف با هم تفاوت دارد. پس موقع تمیز کاری و فکر کردن راجع به این‌که باید از کجا شروع کرد به این مساله هم توجه کرد. بعضی خانم‌های خانه‌دار هر هفته خانه تکانی دارند البته نه با ابعاد خانه تکانی شب عید ولی زندگی آنها طوری است که هر وقت کسی وارد خانه می‌شود همه جا تمیز و مرتب است. پس این خانواده‌ها نسبت به آنها که همه تمیز کردن‌ها را به شب عید موکول می‌کنند کار کمتری دارند.

حالا بیایید از بدترین شرایط شروع کنیم یعنی خانه‌ای به ترسناکی و به هم ریختگی خانه ارواح. مسلما در چنین خانه‌ای لوازم دورریختنی زیاد است؛ لوازمی که حتی سالی یکبار هم به کار اعضای خانه نمی‌آید و یک گوشه خاک می‌خورد. پس اگر قرار است واقعا خانه تکانی کنیم و حس سال نو را با تمام وجود به شریان‌هایمان بکشیم باید از این لوازم اضافه دل بکنیم.

البته نباید انتظار داشت از این لوازم فرسوده پول خوبی درآورد و به امید پیدا شدن مشتری خوب آنها را تا سال دیگر هم نگه داشت چون واقعا بعضی لوازم ارزش فروخته شدن ندارند و اگر قرار باشد تا آخر عمر صبر کرد برایشان مشتری پیدا نمی‌شود. پس یک نفس عمیق بکشید و تصمیم بگیرید امسال دیگر از شر این لوازم خلاص شوید. البته اگر فکر می‌کنید ممکن است بعضی از این چیزها به درد عده‌ای بخورد می‌توانید با تمیز و نو کردن آنها را به دیگران هدیه دهید.

وقتی بار سنگین لوازم فرسوده و دور ریختنی سبک شد جلوی دست و پا هم باز می‌شود و آن وقت می‌شود بهتر تصمیم گرفت. شاید بهتر باشد بعد از این کار به سراغ شستنی‌ها برویم. چیزهایی از جنس پارچه و پلاستیک که مدام با آنها کار داریم و همیشه زودتر از وسایل دیگر کثیف می‌شوند. این کار خودش چند روزی وقت می‌برد مخصوصا اگر هوا ابری باشد و مدام باران بیاید و برای خشک کردن شستنی‌ها محتاج آفتاب باشی. تازه دوختن ملحفه‌ها و آویزان کردن پرده‌ها هم خودش انرژی زیادی می‌خواهد و البته با توجه به متراژ آنها چند روزی را باید برایشان کنار گذاشت.

نوبتی هم باشد نوبت اتاق‌ها است با آن کمدها و کمد دیواری‌های حتما به هم ریخته‌اش. شاید یک روز برای کمدها وقت گذاشتن منطقی باشد، شاید هم کمتر. مگر این‌که کمد‌ها نیز یک زباله‌دانی مخفی باشند که در طول یکسال هرکس هر چیزی را که نخواسته درونش پرتاب کرده، آن وقت مسلما باید وقت بیشتری برای کمد‌ها گذاشت.

از اتاق پذیرایی و هال که معمولا بیشتر وقت‌ها تمیزند اگر بگذریم نوبت آشپزخانه می‌رسد؛ همان سلطان کثیفی و جرم و چربی. البته آشپزخانه همه خانه‌ها مثل هم نیست چون خانم‌های همه خانه‌ها مثل هم نیستند. بعضی خانم‌ها در طول سال طوری آشپزی می‌کنند که می‌شود هنگام خوردن دست‌پختشان انگشت‌ها را هم خورد بدون آنکه جایی کثیف و نامرتب شده باشد. آشپزخانه یعنی چربی، یعنی جرم حاصل از پخت و پز، یعنی سوسک‌های ریزی که در گوشه و کنار لانه ساخته‌اند و موذیانه زندگی می‌کنند، یعنی حجمی از پلاستیک و چیزهای دور ریختنی و خرده‌های باقی‌مانده از مواد غذایی که تا ریزترین درزها هم نفوذ کرده‌اند. پس وقتی نوبت آشپزخانه می‌شود باید حسابی آستین‌ها را بالا زد و پاشنه همت را ورکشید و به جنگ کثیفی‌ها رفت. چه شد خسته شدید؟ کلافه شدید؟ هر چه می‌سابید باز هم تمامی ندارد؟ چربی‌ها تا عمق جان آشپزخانه پیش رفته؟ دست تنهایید؟ چند جای دستتان زخم شده و می‌سوزد؟ مواد شوینده آه از نهاد چشم‌ها و ریه‌ها و پوستتان در آورده؟ اگر به این مرحله رسیده‌اید فقط می‌شود یک چیز گفت: خدا قوت.

با هم خانه را بتکانیم

دست زخمی، گلوی خشک شده، کتفی که‌ درد می‌کند، سر و روی آشفته ؛ اگر کمی منصفانه نگاه کنیم هیچ‌کدام از این حالت‌ها برازنده خانم خانه قبل از شروع سال نیست. ولی وقتی کسی به کمک او نمی‌آید باید چه کار کرد؟ وقتی همه یک گوشه می‌نشینند و تماشا می‌کنند و دست به سیاه و سفید نمی‌زنند چه؟ یعنی مفهوم خانواده این است؟ این‌که یک نفر کار کند و بقیه لذت ببرند؟ این‌که برایشان عار باشد که مثل زن‌ها دستمال به سر ببندند و آن وقت توجیه بیاورند که ما فقط جلوی دست و پا را می‌گیریم؟

عید برای همه است، کوچک و بزرگ هم نمی‌شناسد پس کار عید و خانه تکانی هم برای همه است و بزرگ و کوچک نمی‌شناسد. درست است که زن‌ها به مرور آموخته‌اند که چطور کارهای خانه را بهتر از مردها انجام دهند ولی این دلیل نمی‌شود که مرد‌های خانه تماشاچی باشند و وقتی کارها تمام شد و خانه برق افتاد آن وقت بیایند و از تمیزی لذت ببرند چون عید اگر صفایی هم داشته باشد به خاطر حس محبت و مشارکتی است که بین اعضای خانواده ایجاد می‌کند. البته با دعوا و مرافعه نمی‌شود کسی را به کار گرفت چون مشارکت در کارها وقتی لذت‌بخش است که داوطلبانه باشد ضمن آن که گاهی اوقات ممکن است به کار گرفتن اعضای بی‌اعتنای خانه باعث جار و جنجال و تلخ شدن فضا شود.

پس اگر کسی نمی‌خواهد در کارهای خانه دستی داشته باشد نباید مجبورش کرد چون تنها کار کردن و خسته شدن بهتر از اوقات تلخی است اما بهتر است این دسته از افراد بدانند وقتی زن و مرد خانه با هم دستمال به دست می‌گیرند و شیشه‌ها را برق می‌اندازند یا خاطره تعریف می‌کنند و کریستال‌های داخل بوفه را تمیز می‌کنند و همزمان بچه کوچکشان را می‌بینند که او هم به تقلید جارویی برداشته و گوشه‌ای را تمیز می‌کند آن وقت طعم واقعی عید زیر دندان هایشان می‌آید.

حتما وقتی که مرد خانه سعی می‌کند با آن دست‌های بزرگش روبالشتی‌ها را با نخ و سوزنی ظریف کوک بزند و با این کار نشان دهد که چقدر عاشق زندگی‌اش است نیز همین احساس خوشایند در فضا پخش می‌شود، درست مثل وقتی که دختر یا پسر نوجوان خانه به مادر پیشنهاد می‌دهند که او بار سنگین را تنهایی بلند نکند و به آنها نیز اجازه دهد تا گوشه‌ا‌ی از بار را بگیرند. باور کنید مادر خانه بیشتر از این‌که به کمک احتیاج داشته باشد به مهربانی آدم‌های اطرافش دلخوش است، نیازی که اگر برآورده شود او را برای همیشه شارژ می‌کند.

خانه تکانی بدون غرغر و با لبخند

آسمان که به زمین نیامده، فقط می‌خواهد عید بیاید و قرار است خانه تمیزتر از آنی شود که تا به حال بوده حالا اگر چند وسیله جدید هم خریده شود و روحیه اعضای خانواده کمی باز شود که چه بهتر. پس چرا آنقدر سخت می‌گیرید؟ چرا دنیا را تمام شده و آسمان را به زمین آمده می‌بینید؟ چرا غر می‌زنید و انرژی منفی در فضا پخش می‌کنید؟ وقتی آشپزخانه دارد تکانده می‌شود که نمی‌تواند مثل قبل خدمات بدهد پس چرا اگر ناهار یا شام مثل همیشه آماده و گرم نیست غر می‌زنید و بهانه می‌گیرید؟ وقتی اتاقتان به هم ریخته است و نمی‌توانید برای چند روزی در آن راحت بخوابید چرا اعتراض می‌کنید؟ و هزار چرای دیگر.

خانه تکانی کاری است که باید انجام شود هیچ سالی هم نمی‌شود نادیده‌اش گرفت پس این را باور کنید و به جای مقاومت در برابرش به استقبال آن بروید. باور کنید خانه تکانی هم برای خودش عالمی دارد و اگر با جان و دل انجام شود کلی خاطره است. البته شاید یک چیز را در این میان نباید فراموش کرد و آن وسواس خانم خانه است که واقعا همه را کلافه می‌کند. او روی کف آشپزخانه دراز می‌کشد و در حالی که روی سرامیک‌ها غلت می‌زند با یک چشم دنبال گرد و غبار می‌گردد و با چشم دیگرش دنبال دانه‌های چربی، در حالی یک دستمال و دو دستمال هم کفافش را نمی‌دهد و یک قوطی پودر و جرم‌گیر و سفیدکننده هم برای یک روز جواب می‌دهد. شاید او از آن کسانی باشد که جنون‌آسا دنبال کوچک‌ترین لکه می‌رود و مثل یک کارآگاه کارکشته دنبال رد پای کثیفی‌ها می‌گردد تا با همان دستمال معروفش به جان آن بیفتد و در حالی که کار هیچ‌کدام از اعضای خانواده را هم قبول ندارد یک تنه به این کار ادامه دهد. خب معلوم است که با این وضع انگیزه‌ای برای کسی باقی نمی‌ماند تا گوشه‌ای از کار را بگیرد و دستی به آتش بزند، معلوم است که خانه تکانی مثل زهر می‌شود و نیامدن عید یک آرزو می‌شود.

راستی تمیز بودن خانه در حالی که دل اعضای خانه از هم مکدر است چه لطفی دارد؟ اگر تمیزی و دوستی یعنی همان یک ذره دل‌خوش را در کفه ترازو بگذاریم کدام یک بر دیگری می‌چربد؟ آیا منطقی است اگر به خاطر یک لکه کوچک روغن یا یک تار عنکبوت تنیده شده به دیوار اوقات تلخی کنیم و عزیزانمان را برنجانیم؟ آیا انصاف است در آستانه عید فضای خانه را ملتهب کنیم؟ حتما جواب همه این سوالات منفی است، پس لطفا هنگام خانه‌تکانی لبخند بزنید و زیاد وسواس به خرج ندهید.

مریم خباز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها