در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال استقبال سینماروها برای سازندگانش بسیار دلگرمکننده بود که همچنان با اکران فیلم در تعدادی از کشورها همچنان ادامه دارد. گفتوگوی زیر با حضور «اتان» و «جوئل» صورت گرفته است.
به نظر من فیلم خوبی ساختهاید که البته با تکتک آثارتان تفاوت بارزی دارد.
جوئل: بله؛ این با طرز فکر ما جور درمیآید. درواقع، مردم از ما میپرسیدند «ساختن یک فیلم وسترن چه حسی دارد؟» ما وقتی کتاب را خواندیم بیشتر با این موضوع درگیر بودیم که چگونه آن را با ژانر فیلمهای ماجراجویانه جفت و جور کنیم تا فیلمهای ژانر وسترن. داستان این کتاب اتفاقا در وست (غرب) و در سال 1878 رخ میدهد، ولی نظر ما این بود که داستان آن بیشتر ماجراجویانه باشد.
نکته جالب این که داستان خیلی بامزه و خندهدار شروع میشود، ولی در ادامه حال و هوایی تقریبا شاعرانه پیدا میکند. پایان داستان هم که پایانی خوش است؛ البته دارم دنبال کلمه مناسب میگردم: پایانی قهرمانانه.
اتان: بله، پایان خنکی دارد. ما 2 نفر البته از کلمه خنک ناراحت نمیشویم. وقتی با داستان ماجراجویانه مخصوص نوجوانان طرف باشید به هر حال یکسری مسائل خیلی ساده و اساسی در موردشان وجود دارد. آدم دلش نمیخواهد تغییری در این موارد ایجاد کند. نکته جالب اینگونه داستانها در همین است و همین موضوع باعث قوی شدن آنها میشود.
آیا دیدگاهها و بینشتان با این فیلم تغییر کرده است؟
جوئل: گفتنش سخت است. یک نفر از ما پرسید آیا فیلم «یک مرد جدی» را 20 سال پیش هم میساختید؛ جواب صادقانه به این سوال احتمالا خیر است. آن موقع احتمالا برایمان خیلی جالب نبوده که در مورد مکانی که در آن بزرگ شدیم، فکر کنیم. در آن مقطع زمانی به آن مکان خیلی نزدیک بودیم. آدم در بیست و پنج، شش سالگی خیلی علاقهمند نیست که به گذشتهاش فکر کند و به یاد بیاورد که مثلا در 16 سالگی اوضاع چگونه بوده. ولی وقتی 50 سالتان میشود یادآوری سالهای گذشته برایتان جالبتر است.
اتان: حتی این فیلم جدید ما هم نگاهی به گذشته دارد. با بالا رفتن سن یادآوری گذشته برای آدم جالبتر میشود. این فیلم از زاویه دید یک زن پا به سن گذاشته روایت میشود؛ او پیش خود به گذشتهها فکر میکند.
بله، انگار که او همیشه اینطور بوده؛ شخصیت او بیشتر گسترش مییابد تا این که تغییر کند.
اتان: نکته جالب در مورد شخصیت او همین است؛ سرشت سرد و بیاحساس او.
جوئل: استعاره بزرگ رمانی که ما فیلممان را براساس آن ساختیم این است که این زن پا به سن گذاشته در 14 سالگی به کمال رسید.
اتان: نکته جالب این که این زن نجوش و غیراجتماعی از 14 سالگیاش یاد میکند، در حالی که او در همان سن هم یک زن نجوش بود.
آیا برایتان سخت بود که ویژگیهای این شخصیت را برای «هیلی» که قطعا یک زن مسن غیراجتماعی نیست، توضیح بدهید؟
اتان: این که هیلی نقش این زن را بازی کند، کار سختی نبود؛ کار سخت این بود که بازیگری پیدا کنیم که از پس این نقش بربیاید که البته هیلی از پس آن برمیآمد.
جوئل: او هیچ مشکلی برای ایفای این نقش نداشت.
شنیدهام که برای پیدا کردن بازیگر مناسب تمام کره زمین را گشتید!
اتان: بله. خدای من! چندین و چند ماه دنبال بازیگر گشتیم. دو تایی به کل کشور (آمریکا) سفر کردیم و هزاران فیلم ویدئویی تست بازیگری را برای این منظور تماشا کردیم.
جوئل: (با خندهای مختصر) کار بیاجر و مزدی بود. البته ما «ری چل تنر» را که بازیگریاب فوقالعادهای است، داشتیم؛ در خیلی از فیلمها هم برای بازیگریابی با «الن چنووث» کار کرده بودیم. این 2 نفر در فیلم «یک مرد جدی» با هم کار کرده بودند و آن بچهها را برایمان پیدا کرده بودند.
الن برای پیدا کردن آن بچهها به خیلی جاها رفته بود و از هزاران بچه تست بازیگری گرفته بود.
اتان: ما به دفتر کارش میرفتیم و فیلمهایی را که از تست بازیگری بچهها ضبط کرده بود، میدیدیم؛ کار آن بچهها تقریبا در همه موارد افتضاح بود.
جوئل: در هر حال ما دنبال گل سر سبد میگشتیم؛ در نتیجه الن رفت و از صدها بچه دیگر تست گرفت تا این که در نهایت دخترکی از لسآنجلس را انتخاب کردیم.
وقتی هیلی را دیدید بلافاصله گفتید که این بازیگر مناسب نقش زن فیلمتان است؟
برادران کوئن: ما وقتی کتاب را خواندیم به دنبال آن بودیم تا اقتباس سینمایی ما بیشتر ماجراجویانه باشد تا یک فیلم وسترن. اگرچه داستان اتفاقا در غرب آمریکا و سال 1878 رخ میدهد، خیلی دنبال الگوهای وسترنسازی نبودیم
بیشتر بازیگران زنی که تست داده بودند در زمینه زبان و طرز حرف زدن نقش مشکل داشتند. هیلی کاملا با اعتماد به نفس بود و به نظر میرسید که شخصیتی را که میخواهد نقش آن را بازی کند، درک میکند. بنابراین به لسآنجلس رفتیم و او را ملاقات کردیم. «جف بریجز» هم آنجا بود. او تست بازیگری را به همراه جف و داکین متییوز و بری پپر انجام داد.
جوئل: وقتی تست بازیگری او را در کنار سایر بازیگران از نزدیک دیدیم دیگر همه چیز برایمان مسجل شد.
بعد هم او را گذاشتید روی یک اسب تا از عرض رودخانه عبور کند؛ راستی چگونه این کار را انجام دادید؟
اتان: آن آدمی که اسب سواری میکند، بدلکار است. وقتی هیلی را سوار اسب میبینید درواقع سوار یک اسب مکانیکی است. بعد کار با جلوههای ویژه کامپیوتری بهبود داده شد و شما فکر میکنید هیلی واقعی سوار یک اسب واقعی شده و دارد از رودخانه میگذرد...
جوئل: در این صحنه از یک سر اسب الکترونیکی هم استفاده شده که شما البته آن را زیاد نمیبینید چون دوربین معمولا در حال حرکت است. یک زن بدلکار جوان بسیار فوقالعاده هم داشتیم که سوار اسبها میشد و از رودخانه میگذشت.
اتان: ما این صحنه را پس از چندین برداشت گرفتیم، از جمله صحنهای که یکی از اسبها از رفتن به درون آب ترسید، ولی عملا به بهترین قسمت این صحنه تبدیل شد چون طبیعیترین برداشتمان بود.
جوئل: واقعا طبیعیترین صحنه بود. آن اسب اگر در آن صحنه نمیترسید پدر ما درمیآمد. باید بگویم که آن صحنه آسانترین سکانس برای فیلمبرداری یا مونتاژ نبود؛ برایم مهم نبود که آن صحنه را یکبار دیگر بگیرم یا اصلا موقع تدوین آن را دربیاورم.
کار بعدیتان چیست؟ شما 2 نفر همیشه دارید تغییر ژانر میدهید؛ دیگر چه ژانری باقی مانده؟
جوئل: ما تا الان فیلمی درباره سگها نساختهایم یا یک فیلم فضایی.
نمیتوانم بگویم کدام یک از این دو تا را ترجیح میدهم ببینم. یک روز که داشتم کارهایتان را تماشا میکردم با خودم گفتم شما میتوانید با فیلمهایتان تاریخ قرن بیستم را در دانشگاهها تدریس کنید، فقط جز اینکه تاکنون فیلمی درباره دهه 1970 نساختهاید؛ مثل یک تریلر سیاسی که داستان آن در دهه 70 رخ بدهد.
جوئل: ما تریلر سیاسی ساختهایم، ولی ماجرای آن در دهه 70 رخ نمیدهد. جالب است که یک تریلر سیاسی مربوط به دهه 70 بسازیم.
اتان: ما یک فیلم درباره «جنگ سرد» در برنامهمان داریم.
جوئل: شاید «هنری کیسینجر» آن را معرفی کند! چون بچه های امروز اطلاعات زیادی درباره جنگ سرد ندارند و این موضوعی تاریخی است.
با او در این مورد تماسی داشتهاید؟
اتان: نه، دسترسی به هنری کار سختی است.
جوئل: مطمئن نیستم هنری به انجام دادن چنین کاری علاقهمند باشد.
معلوم هم نیست؛ شاید علاقهمند بود.
اتان: حق با شماست؛ شاید علاقهمند باشد. باید ساخت این فیلم را شروع کنیم.
Vanity Fair
مترجم : فرشید عطایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: