در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کویر یعنی آسمان شب، چشمک ستارهها و پیوند زمین و آسمان در نقطه صفر مرزی، هر قدر بشمری ستاره هست و ذرات خاک و تابش ستارهها در کنار یکدیگر. از کویر نوشتیم، اما مقصد کویر نیست ؛ از کویر عبور میکنیم تا به جنگل برسیم. کویر منحصر به فرد ایران که پربیراه نیست ادعا کنیم از عجایب روزگار است، چرا که پیوند دشت و کویر، پیوند کویر و جنگل در این سرزمین اسطورهای آنقدر عمیق است که هر مسافری را با زمانی کمتر از 2ساعت به سرزمینی دیگر میبرد.
گویی که مفهوم اقلیم در این سرزمین رنگ باخته است، اطراف سمنان برخی مناطق کویر مطلق است و برخی قسمتها نیز بیابان است که گاهی به برکت ابر بهاری رنگ حیات در آن دمیده میشود؛ اما در هر صورت رنگ غالب، رنگ خاک است با کمترین پوشش گیاهی. سفر تازه از اینجا آغاز میشود، سفر از دل کویر به فراز ابرها، آری دست طبیعت همواره آنگونه که ما میاندیشیم رقم نمیزند و آن قدر این دست طبیعت توان دارد که میتواند جنگل و کویر را کنار هم بنشاند، خورشید و باران را با یکدیگر پیوند دهد و جمع اضدادی بسازد؛ آن چنان که در قالبهای ذهنی ما نمیگنجد.
میزبانی جنگل در جوار کویر
«جنگل ابر» یکی از این تضادهاست، میزبانی جنگل در جوار کویر؛ تنها کافیست 45 کیلومتر از شاهرود در مسیر جاده آزادشهر دور شوی،آنگاه به برکت رشته کوه رفیع البرز وارد سرزمین دیگری میشوی؛ سرزمینی که بیش از هر چیز سرزمین ابرها و رویاهاست.
برای رسیدن به جنگل ابر، ابتدا باید از دل تاریخ گذر کرد. «بسطام» به بایزیدش مشهور است و گچبریهای منحصربهفرد مقبره او؛ اگر مقصد جنگل ابر است شاید که زمان امان توقف طولانی در بسطام را ندهد؛ اما در هر صورت بسیاری بر این باورند که گچبریهای مقبره بایزید از استثناهای این هنر است و شاید دیگر کسی اینقدر عاشق نباشد که بتواند چنین نقشی را بر گچ بیافریند، بویژه در دنیای مدرن شهری که ماشین و تکنولوژی سایه سنگین خود را بر سر هنر افکندهاند.
آرام آرام تا دل جنگل
جنگل ابر در جوار روستایی به همین نام یعنی روستای «ابر» قرار دارد که وجه تسمیهاش همین جنگل است و تودههای متراکم ابر آن که نقش خیال میزنند بر آستانه ذهن مسافران و رویاهای آنها را کمی ابری و آسمانی میکنند.
پس از عبور از بسطام که علاوه بر بایزیدش، به کوچه باغها و قنات و بهار رویاییاش زبانزد است، آرام آرام طبیعت پوست میاندازد و نقش دفتر طبیعت بدل میشود؛ آرام آرام گرما بدل به خنکی میشود، «استپ» تن به جنگل میدهد و نهرهای کوچک جایشان را به آبشارهای رفیع میدهند و سرانجام ابر میشود و جنگل و این بار برخلاف همیشه این ابرها نیستند که بر فراز جنگل سوارند، بلکه ابرها در برابر درختان متواضعانه سرفرود میآورند و درختان بر فراز ابرها سر بر آسمان میسایند.
جنگل ابر، علاوه بر اینکه نقطه مرزی کویر و جنگل است، به لحاظ تقسیمات سیاسی نیز نقطه مرزی بین 2 استان سمنان و گلستان است و بخشی از طبیعت زیبای این جنگل 35هزار هکتاری در گلستان واقع شده است.
از ویژگیهای جنگل ابر، قدیمی بودن آن است، جنگلی کهنسال که علاوه بر درختان دیرزی هیرکانی، وجود قلعه ماران نیز یادگار تاریخ در دل این جنگل است که البته این قلعه در بخش گلستانی جنگل واقع شده است و مسیر صعود به آن از شهرستان رامیان در استان گلستان است.
ابر سواری
موجسواری، اسبسواری، برفسواری و... همه تجربیاتی هستند که هر کدام از ما یا آن را در انبان تجربیات خود انباشته داریم یا حداقل در ذهن خود بارها و بارها به آنها اندیشیدهایم، اما مفهوم ابرسواری، حرکت بر فراز ابرها و قدم زدن روی تودههای حجیم ابر که هر دم به شکلی در میآیند در ذهن هیچکداممان نمیگنجد.
اما مام طبیعت در دلش چه بسیار اسرار نهفته دارد که یکی از آنها غوغای ابرها در دل جنگل ابر است که به هر مسافری فرصت میدهد تا ابرها را جای آسمان بر زمین ببیند و آنها را در میان دستان خود لمس کند و چه رویایی است بر فراز ابرها قدم بزنی، شعر بخوانی، لبخند بزنی، دست بچرخانی و حتی با انگشت تلنگری به حجم ابرها بزنی و به سرزمین رویاها سفر کنی!
ابرها خبر نمیکنند که کی هستند و کی نیستند؟ چه زمانی رخصت میدهند یا رخصت نمیدهند؛ در هر صورت این هدیه طبیعت به مسافران است و اوست که تصمیم میگیرد که تا چه قدر شما را به مهمانی ابرها ببرد؛ اما به صورت طبیعی وجه قالب طبیعت این ناحیه ابر است و ابر است و ابر... و هر قدر به سمت غروب باشد بیشتر و هر قدر بیشتر دل به کوهستان بزنی بیشتر در دل دریایی ابرها غرق میشوی.
دلیل شکلگیری ابرها در این منطقه اقلیم منحصر به فرد منطقه ابر است که آن را تبدیل به محل تلاقی 2 منطقه کمفشار (دشت گرگان) و پرفشار (منطقه ابر) کرده است و به این ترتیب این منطقه به عنوان مرزی بین منطقه نیمهبیابانی و جنگلی درآمده است. به عبارت دیگر منطقه جنگل ابر جایی است که از ضخامت کوههای البرز کاسته میشود و به این ترتیب ابرهای گرفتار در پشت این دیواره از لابهلای درهها به سمت جنوب سرازیر میشوند. به همین دلیل تقریباً از بعد از ظهر تا نیمههای شب با سرد شدن هوا چنان مینماید که جنگل روی ابرها سوار شده است.
اقلیم منحصر به فرد گیاهی و جانوری
همانگونه که اشاره شد منطقه ابر، منطقهای منحصربهفرد است که ویژگیهای خاص جغرافیایی و اقلیمیاش آن را از سایر مناطق متفاوت کرده است. این تفاوت علاوه بر اینکه در آب و هوای منطقه مشاهده میشود در بافت گیاهی و جانوری منطقه نیز خود را نشان داده است، به حدی که در یک فاصله کم، منطقه نیمهبیابانی تبدیل به جنگل میشود.
«درخت اروس» بیشتر از هر درخت دیگری در جنگل ابر مشاهده میشود؛ هر یک از این درختان قدمتی طولانی و دیرینهای کهن دارند که بیانگر قدمت این منطقه است. علاوه بر این به دلیل وجود داروهای گیاهی منطقه، جنگل ابر دارای اهمیت خاصی است و بسیاری از گونههای گیاهی نادر در این منطقه وجود دارند. آویشن، دمروباهی، چوبک، اسپرس و شبدر از جمله گیاهان مرتعی منطقه هستند. خرس قهوهای، گرگ، پلنگ، خوک وحشی، شغال، روباه، خرگوش، کل، بز و شوکا نیز از حیوانات بومی این منطقه محسوب میشوند؛ کبک، کبوتر جنگلی، بلدرچین، عقاب، کرکس، شاهین، فاخته و قرقاول نیز از جمله پرندگان این جنگل هستند.
دیدنیهای جنگل ابر
برای علاقهمندان به گردشگری، جنگل ابر خودش به تنهایی یک جاذبه کامل است. از دیدنیهای تاریخی شاهرود و بسطام که بگذریم، جنگل ابر در دل خود هم از تاریخ نشان دارد و هم از طبیعت. درختان کهنسال و وجود قلعه ماران در دل بکر این جنگل بیانگر تاریخ است و آبشارهای متعدد جنگل ابر نبض طبیعت آن.
«جنگل ابر» نقشی از تضادهاست میزبانی جنگل در جوار کویر؛ تنها کافی است 45کیلومتر از شاهرود در مسیر جاده آزادشهر دور شوی آنگاه به برکت رشته کوه رفیع البرز وارد سرزمین دیگری میشوی؛ سرزمینی که بیش از هر چیز سرزمین ابرها و رویاهاست
آبشار شرشر، یکی از دیدنیهای زیبای این منطقه است که البته در مسیری صعبالعبور واقع شده و به همین سبب دسترسی به آن نیاز به راهنمایان محلی دارد ضمن اینکه افراد صعودکننده باید از توانایی جسمی کافی نیز برخوردار باشند و صعود به آن در قالب تیمها و گروههای حرفهای انجام میشود.
آبشار آلوچال، یکی دیگر از دهها آبشار روان در دل ابرهای جنگل ابر است. آلوچال شامل 2 آبشار بزرگ است که از فاصله چندصدمتری روی هم میریزند و در نهایت آبشار اصلی را شکل میدهند و صدای بینظیر این بازی آب، سنگ و درخت، تنها صدایی است که سکوت خنک دل جنگل را میشکند و همین خود جاذبهای است برای آنکه انواع پرندگان خوشصدا نیز در پیرامون این فضای رویایی گردهم آیند.
صعود به آبشار آلوچال نیز صعود سادهای نیست و صعودکنندگان باید از توانایی جسمانی لازم برخوردار باشند؛ اما در هر صورت صعود به آن با راهنمایی راهنمایان محلی امری غیرممکن محسوب نمیشود و چه بسا که از دید این راهنمایان محلی صعودی سخت نباشد.
قلعه ماران یکی دیگر از نهفتهها در دل جنگل ابر است. این قلعه دژی به یادگار مانده از دوران ایلامیان است که در ارتفاع 2430متری و در منطقه شمالی جنگل ابر واقع شده است و مسیر اصلی صعود به آن از طریق شهرستان رامیان در استان گلستان است.
جاده، تیغی بر شاهرگ جنگل
جنگل ابر، همه زیبایی است، ابرهایش، شبهای پرستارهاش که گویی یادگار کویر است، آبشارهایش، درختان دیرزی و آویشنهایش که عطر آن بازی طبیعت با مشام مسافران است و همه پرندگانی که بر فراز این درختان دیرزی امان گرفتهاند.
جنگل ابر قارهای کوچک است که از یک سو بسیار نزدیک به بیابان است و از سوی دیگر امانت خزری را در دل نهفته دارد و اینک ماییم و این همه امانت و تیغ جاده که در دستان ما انسانهای لجامگسیخته بازی میکند و بازی بولدوزرها میتواند تمام این امنیت و آرامش را به مسلخ نبودن ببرد.
هر چند هنوز سرنوشت جاده در دل جنگل ابر مشخص نیست، اما هر از گاهی باز زمزمههایش به گوش میرسد و مشخص نیست که سرانجام چه خواهد شد؛ در هر صورت جاده باشد یا نباشد، جنگل ابر و دیگر موهبتهای الهی امانتی است در دستان ما و امید که ما پاسش بداریم و البته در میان این اضطراب و نگرانی، نویدهایی نیز مبنی بر تبدیل شدن این منطقه به منطقه حفاظتشده شنیده میشود؛ شاید که کمکی باشد برای شانه درختان جنگل ابر که سالهاست در بازی ابرها در دل کوهستان استوار و آرام سر به آسمان ایستادهاند.
و در پایان اینکه اگر سودای سفر به ابر کردید، در هر فصلی از سال همراه داشتن وسایل ایمنی و مهمتر از همه چراغقوه و آب آشامیدنی را فراموش نکنید.
سفر خوش!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: