در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صدا و سیمای ما نیز در چند سال اخیر با دستمایه قرار دادن پیشرفتهای علمی و صنعتی، مجموعههای جذابی برای مخاطبان تولید کرده است.
تلهفیلم «بعد از سکوت» از جمله آثاری است که در کنار لایههای درام و اجتماعی فیلمنامه، پیام اصلی خود را در زمینه معالجه ضایعات نخاعی به نمایش میگذارد.
اثری معناگرا در بستر درام
ملودرامهای پزشکی اغلب پربیننده هستند. شخصیتهای اصلی این نوع فیلمها پزشکان یا پرستارانیاند که برای عمل به وظایف خود همواره با مشکلاتی روبهرو میشوند. تلهفیلم «بعد از سکوت» به کارگردانی علیرضا امینی این روزها در مرکز ام.آر.آی سینا در حال ضبط است.
ترافیک عصر بیداد میکند... پس از نیم ساعت تاخیر به محل لوکیشن موردنظر در خیابان شریعتی میرسیم. وارد محوطه مرکز ام.آر.آی سینا شده و خود را به علیرضا بیات (مدیر برنامهریزی) میرسانیم و همراه او به گروه میپیوندیم. به گفته او: «این تلهفیلم، قصه دکتر فروزان پزشک جراح مغز و اعصاب است که در زمینه ضایعات نخاعی تحقیق میکند. دختر او (پریا) دچار این ضایعه شده است. دکتر فروزان به همراه تیم پزشکیاش در تلاش است با انجام آزمایشهای متعدد، راهکاری مناسب برای درمان این بیماری کشف کند.»
امیرعباس ترابی و امیرحسین جددوست این تلهفیلم را نوشتهاند و به سفارش سیمافیلم در حال ساخت است.
به گفته بیات «بعد از سکوت» مضمونی معناگرا دارد و کارگردان این اثر برای شکل دادن قصه اصلی از درام کمک گرفته است.
حسگیری بازیگران و برداشتهای تکراری
اتاق انتظار شلوغ است. دکتر فروزان به همراه دکتر صادقی جواب آزمایشهای ام. آر. آی و سابقه بیماری را بررسی میکنند. چند بیمار به سرعت مرخص میشوند. دکتر صادقی قطر پاهای چند بیمار و میزان قوت و ضعف آنها را اندازه میگیرد. دکتر فروزان یکی از آنها را وادار به ایستادان روی پاهایش میکند و سوالاتی درباره سابقه بیماریشان از آنها میپرسد. رفتهرفته از تعداد بیماران کاسته میشود تا این که 5 نفر باقی میمانند. پلان دیگری با نشستن دکتر صادقی و فروزان پشت یک میز شروع میشود. آنان با بیماران و خانوادههایشان صحبت میکنند.
کارگردان کات میهد. همهمهای برپاست. هرکسی برای حسگیری، ساز خودش را میزند. یک بار دیگر با توضیحات امینی پلان ضبط میشود. این بار او از کار راضی به نظر میرسد، از فرصت استفاده میکنیم و درخصوص این تلهفیلم با امینی همصحبت میشویم.
امینی این بار فیلم تلویزیونی «بعد از سکوت» را به تهیهکنندگی حسین صابری کارگردانی میکند؛ وی میگوید: «نگارش فیلمنامه بعد از سکوت بد نیست و نسبت به دیگر تلهفیلمها جای کار بیشتری دارد و از آنجا که فیلمسازان به تهیه و تولید فیلمهای پژوهش پزشکی نمیپردازند. با خواندن فیلمنامه و موضوع جذاب آن تمایل یافتم در این زمینه نیز تجربهای کسب کنم».
داستان فیلم باید آنقدر جذاب باشد تا بیننده جذب فیلم شود؛ شاید این حرف در عمل سخت به نظر برسد اما تولید سریال و تلهفیلمهای انبوه تلویزیونی در دنیا، که گاه تولید و پخش آنها برای چند دهه ادامه پیدا میکند، نشان میدهد که این کار چندان سخت و پیچیده هم نیست. از علیرضا امینی در خصوص مقایسه نوع نگاه تلهفیلمها و فیلمهای سینماییاش میپرسم؛ در جواب میگوید: «سینما دغدغه تفکرات ذهنیام است و فیلمنامه را خودم تهیه میکنم. قضیهاش کاملا با مقوله تلهفیلم فرق میکند چرا که در تلهها دعوت به کار میشویم و در نهایت از 10 فیلم پیشنهادی دو تای آن را انتخاب میکنیم. همچنین به دلیل محدودیتهای سازمان صدا و سیما، این تلهها را در مدیوم تلویزیون کارگردانی میکنم.»
او ادامه میدهد: «موضوع و نحوه نگارش فیلمنامه به دلیل اهمیت بالایی که دارد، باید توجه زیادی به آن شود. بنابراین سعی دارم در ساخت فیلمهایم تا جایی که امکان دارد، دیالوگها را تغییر دهم تا محتوای رئالیستی و باورپذیری آنها را بالا ببرم.»
میزانسنهای مشترک تلویزیون و سینما
بعد از تلهفیلمهایی چون «ریسمان سبز» و «راه رفتن روی خطوط»، «بعد از سکوت» سومین همکاری بهزاد رضایی (دستیار اول کارگردان و برنامهریز) با علیرضا امینی است. رضایی در خصوص همکاریاش با امینی میگوید: «بنده به نوع کارگردانی علیرضا امینی اشراف کامل دارم، به همین دلیل مدل سینما، نوع دکوپاژ، جنس میزانسنها و بازیای که از بازیگران میخواهد (بخصوص فضاسازی که در فیلم انجام میدهد) را قبول دارم چون روی آنها فکر کرده و معتقدم کارگردانی در کنار امینی تجربه خوبی است و بهترین کلاس درس است.»
سینما و تلویزیون دو مقوله جدا از هم هستند. هر کدام پارامترهای مخصوص به خود را دارند. محدودیتهایی در تلویزیون وجود دارد که شامل سینما نمیشود. اما نوع کارگردانی، استفاده از عمق و میزانسنهای طراحی شده در هر دو آنها مشترک است.
بهزاد رضایی معتقد است: «امینی در ساخت آثارش دغدغه خود را دنبال میکند و برخلاف کارگردانهای دیگر مقید سناریو نیست زیرا در کل کارگردانی به یک فرد اختصاص دارد؛ چه در تلویزیون و چه در سینما.»
قرار دادن چهرههایی همچون بیژن امکانیان و اکرم محمدی در کنار بازیگران جوان (تازهکار) موجب تقویت این تلهفیلم شده است. رضایی به این موضوع اشاره میکند و میگوید: «اصول کار کردن با بازیگران حرفهای راحتتر است. این بازیگران نیز روزی آماتور بوده و با قرار گرفتن در کنار پیشکسوتان این عرصه، تجربههای کافی را کسب کردهاند.
بنابراین باید برای جوانان فضایی ایجاد کنیم تا آنان جای کار بیشتری برای مطرح شدن در فیلمهای متعدد داشته باشند.»
رضایی با ذکر مثالی از دیدگاه و مسوولیت بیضایی نسبت به انجام کارهایش میگوید: «همیشه به بیضایی گفته میشود اگر به شما تکهای چوب هم بدهند، از آن شیء بیجان، بازی باروحی میسازید. بیضایی در جواب میگوید من نجار نیستم؛ اما میدانم از بازیگرانم چه بازیای را میخواهم.» او ادامه میدهد: «امینی به این نوع سبک کارگردانی اتکا دارد. او میداند از بازیگرانش چه سبک بازی را بخواهد، زیرا دورههای آموزشی تئاتر و بازیگری را دیده و اشراف کاملی بر نحوه بازیها دارد. در اصل او بازی حداقلی (رئالیستی) را میپسندد و معتقد است با این شیوه میتواند مخاطب بیشتری را جذب کند.»
این تلهفیلم، قصه دکتر فروزان پزشک جراح مغز و اعصاب است که در زمینه ضایعات نخاعی تحقیق میکند. دختر او (پریا) دچار این ضایعه شده است. دکتر فروزان به همراه تیم پزشکیاش در تلاش است با انجام آزمایشهای متعدد
راهکاری مناسب برای درمان این بیماری کشف کند
تیرگی و تاریکی همیشه همراه اوست؛ اما تمام حسها در وجود او به گونهای عجین شده تا با چشم دل نظارهگر عظمت هستی شود. او قادر به دیدن نیست؛ اما حواس دیگرش بیشتر تقویت شده تا از قافله عمر عقب نماند؛ اما سرنوشت برای دیگری به گونهای رقم خورده است تا همواره چند منزل از دیگران عقبتر باشد. حسی در پاهایش نیست. تمام آرزوهایش این است که بار دیگر روی پایش بایستد و سختی زمین را زیر پاهایش لمس کند. او با چشم ظاهر، تمام حرکات و رفتارهای طعنهآمیز اطرافیان را به جان میخرد و با خود آهسته زمزمه میکند شاید...
نگاه خاقانی (بازیگر نقش پریا، دختر دکتر فروزان) که در فیلم محمد نوریزاده، تجربه ایفای نقش فردی نابینا را کسب کرده بود، در فیلم «بعد از سکوت» نیز بازی میکند.
او درخصوص این دو نقش متفاوتش میگوید: «حسگیری فرد نابینا با فرد بینا بسیار متفاوت است زیرا هرکدام از دیدگاه و دریچه ذهن خود به دنیا مینگرند. فرد نابینا فقط از حس شنوایی و بویایی خود برای درک عالم هستی کمک میگیرد اما زمانی که فرد دچار ضایعه نخاعی میشود، قادر به دیدن است اما نمیتواند راه برود.
فیلمنامه نهتنها برای کارگردان بلکه برای تمام بازیگران حرف اول را میزند. اکثر بازیگران نیز برای آشنایی با فضا و شخصیت انسانهایی همچون نابینایان و معلولان سعی بر این دارند با دیدن فیلمهای متعدد و رفتن به موسسههای ویژه معلولان و نابینایان تا حدودی تجربه لازم برای حسگیری را کسب کنند اما نگاه خاقانی معتقد است نقش باید نسبت به فیلمنامه قویتر باشد تا اگر فیلمنامه هم ضعیف بود، با بازی خوب بتوان فیلم را برجستهتر کرد.
خاقانی تحصیلکرده رشته عکاسی و تصویربرداری است. او در کانون سینماگران و روزنه دورههای آموزشی بازیگری و تئاتر را گذرانده و در جشنواره نور لسآنجلس کاندیدای نقش زن شده است. او در فیلمهایی چون دستان سبز (صلح میرزایی) و خانه پدری (عیاری) حضور داشته و هماکنون سومین کار تصویریاش را با امینی آغاز کرده است.
خاقانی درخصوص شخصیت پریا میگوید: سال گذشته مادر پریا (با بازی اکرم محمدی)، او و پدرش (با بازی بیژن امکانیان) را ترک میکند و پریا دچار کمبود مهر مادری میشود. در این مدت پدر پریا با زنی ازدواج میکند.
ورود زنبابا (با بازی فریبا نادری) به زندگی آنان باعث میشود که پریا دچار افسردگی شدیدی شود و از خانواده و جامعه فاصله بگیرد.
وی ادامه میدهد: علیرضا امینی نهتنها در کارگردانی بلکه در زمینه بازیگردانی نیز تجربه خوبی دارد. او با مشورت با بازیگران موجب حسگیری بهتر بازیگران میشود.
بیان دیگر این فیلم در اتاقی کوچک با حضور بابک طوسی (دکتر صادقی) و بیژن امکانیان (دکتر فروزان) گرفته میشود. پس از پایان این برداشت با بابک مرادی، پزشک جوان در خصوص کاراکتر و بازی در این تلهفیلم گفتوگو میکنیم. او در فیلم «انتهای خیابان هشتم» به کارگردانی امینی نیز ایفای نقش کرده است، اما متاسفانه این فیلم نتوانست به جشنواره راه یابد.
وی سابقه کار آکادمیک بازیگری نداشته، اما توانسته در یک سال اخیر با ایفای چند نقش خوب پا به این عرصه بگذارد. مرادی در این مدت فقط توانسته است با امینی همکاری داشته باشد. او در تلهفیلم «بعد از سکوت» نقش دکتر جوانی را بازی میکند که در تلاش است طرحی را در زمینه ضایعات نخاعی پیش ببرد؛ در این طرح دکتر فروزان را یاری میکند. او در این تلهفیلم در عمل جراحی و مداوای دختر دیگر فروزان سماجت زیادی به خرج میدهد تا عاقبت به خواسته خود میرسد.
او تاکنون تجربهای از نقش پزشک نداشته و فقط در کاراکترهای خاکستری چون قمارباز و فراری بازی کرده است؛ از او در خصوص نقشش میپرسیم و او در حالی که میخندد، پاسخ میدهد: بچهها از کودکی آرزوی پزشکی یا مهندسی را در سر میپرورانند من نیز در زمان بچگی بارها نقش دکتر را در عالم کودکی بازی کردهام، بنابراین طبق همان حس کودکانهام، سعی دارم این نقش را به نحو احسن ایفا کنم.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: