در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنها بر این باورند که این ستارهها میتوانند مخاطبان اثر تلویزیونی را افزایش دهند اما در مقابل این گروه، کسانی هم هستند که معتقدند تلویزیون به ستاره نیاز ندارد، چون این رسانه فراگیر، خودش ستارهساز است.
گروه دوم بر این باورند کسانی که در تلویزیون فعالیت دارند، در ابتدا باید بتوانند درامی پرکشش را در قالب فیلمنامه بنویسند و بعد بلد باشند این داستان را به شکلی جذاب برای مخاطب تعریف کنند. وقتی این دو رکن درست اجرا شود، بازیگران هم میتوانند نقشهای خود را بهخوبی بازی کنند و مانند ستارگان بدرخشند.
پخش سریال «ارمغان تاریکی» این اصل را به اثبات رساند. این سریال درامی جذاب دارد و جلیل سامان، کارگردان آن در زمان کارگردانی به تمام جزئیات دقت کرده و ساختاری روان و ساده را برای تصویرسازی از داستان انتخاب کرده است. در این قالب درست و منسجم بازیگرانی مانند لیلا زارع و آرش مجیدی توانستهاند بازیهای درخشانی از خود به نمایش بگذارند. ارمغان تاریکی اولین سریالی است که «زارع» در آن بازی میکند.
پیش از این او را در چند فیلم سینمایی و تلویزیونی از جمله «ما همه خوبیم» و «داستان دوست» دیدهایم. او بازیگری است که معمولا حسهایش را به شکل پنهانی یا به اصطلاح تئاتریها، زیرپوستی اجرا میکند.
در ارمغان تاریکی هم زارع از همین روش استفاده کرده اما ارمغان تاریکی «سریال» است و این فرصت را به این بازیگر داده تا وجوه دیگری از احساسات خود را هم بروز دهد.
در واقع در «ارمغان تاریکی» داستان و نوع کارگردانی در خدمت بازیگران است؛ همانگونه که بازیگران هم در خدمت پیشرفت داستان و تاثیرگذاری آن هستند. ارمغان تاریکی داستانی عاشقانه است که بازیگران و کارگردان آن، هوشمندانه به این موضوع نزدیک شدهاند. حالا عشق مجید و سارا ابعاد تازهتری به خود گرفته است.
آنها با اتمام سریال به جمع عاشق و معشوقهایی میپیوندند که مردم به سادگی قصه فراز و فرود زندگی آنها را از یاد نمیبرند و فراموش نمیکنند بازیگرانی مانند لیلا زارع و آرش مجیدی، چگونه ارمغان تاریکی را دیدنی کردند.
طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: