خواندنی ‌روز

سودای بی‌فرجام پاریس شدن

تاریخ معاصر ایران همیشه برای نویسندگان ایرانی بستر مناسبی برای روایت قصه‌هایشان بوده است. قابلیت‌های ویژه تاریخ معاصر ایران و سیر حوادث و اتفاقات بی‌شماری که در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر روی داده، به اضافه حکایت‌های فراوان پنهان در تاریخ معاصر مواد خام مناسبی را برای داستان‌نویسان فراهم کرده است تا داستان‌های خود را با گوشه‌چشمی به این گنجینه داستانی بنویسند. یکی از آخرین این نویسندگان سعید تشکری است که در رمان تازه خود «پاریس پاریس» سعی داشته تا بر اساس مستنداتی زنده و از نظر دورمانده به برملاکردن وجوهی از تاریخ معاصر ایران و موقعیت و دیدگاه برخی روشنفکران دوران پهلوی بپردازد.
کد خبر: ۳۸۷۸۰۶

سعید تشکری خود نیز در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب به فضای رمان تازه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید: «نخستین تحصیلکردگان فرنگ که به ایران بازگشتند، دچار چالشی عظیم شدند و روشنفکران ما در این دوران نیز از این ماجرا مبرا نبودند. در روند تحقیقات به خوبی پیداست که تاریخ ما سرشار از ناگفته‌هایی است که واقعا ارزش افشا شدن و واقع‌بینی را دارند. مثلا وقتی از واقعه کشف حجاب حرف می‌زنیم، واقعا نمی‌دانیم که قهرمان اصلی آن کیست».

نویسنده این کتاب را با لحنی توصیفی آغاز کرده و زبانی ساده را در بیان رویدادهای داستانی به کار گرفته است. نکته جالب رمان «پاریس پاریس» در کاربرد گویش‌هایی است که در جای جای داستان به کار برده می‌شود. در این رمان که از زبان راوی سوم شخص روایت می‌‌‌شود، دیالوگ‌ها همراه با گویش‌هایی که با دقت نویسنده گزینش شده‌اند، نقشی موثر در القای فضای داستانی دارند.

«پاریس پاریس» در سال 1314 در طوس خراسان روایت می‌شود. ملک و مهیار که یکی یتیم‌زاده قوچانی است و دیگری دختری تازه از فرنگ آمده که سرنوشتی مشابه مهیار دارد در سالی که حکومت رضاخان حوادث خونبار و واقعه کشتار مسجد گوهرشاد را پی‌ریزی می‌کند با یکدیگر آشنا می‌شوند. رابطه این دو هویتی خاص پیدا می‌کند چنان که گویی شناخت هر کدام برای دیگری با شناخت تاریخ پرپر شده خراسان یکی می‌شود.

«پاریس پاریس» سودای تبدیل شهری است چون مشهد به شهری چون پاریس، سودایی که پایانش به دالانی هزارتو و بی‌فرجام می‌ماند.

میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها