بعد از سلام

مرثیه‌ای بر لبان آزاد مصر

مصر آزاد شد. پرنده‌ها پر کشیدند. کوچه‌ها و خیابان‌های مصر غرق شادی است. شعارها و تصویرها تا سال‌ها بر دیوار‌ها می‌ماند. سیاهی و دود از خیابان‌ها شسته می‌شود. سنگ‌ها از خیابان‌ها جمع می‌شود.
کد خبر: ۳۸۷۴۰۲

سنگرها برچیده می‌شود، اما ذهن میدان تحریر پر شده از یادها و خاطره‌هایی که نوید روزهای سخت برای آزادی می‌دهد.

دیگر عکسی از آنچه روزگاری «مبارک» می‌نامیدند، نیست. امروز روز دیگری است.

در تلویزیون و اخبار دیگر تصویری از دیکتاتور نیست مگر به قصد نکوهش و نقد. سایه خاندان مبارک از مصر برچیده شده و آفتاب تن مردم را گرم کرده است.

از دریای مدیترانه و صحرای سینا تا مرزهای سودان، از دریای سرخ تا مرزهای لیبی اینک قلمرو سرزمینی آزاد است.

اسکندریه، اسوان، جیزه و تمام شهرهای مصر اینک سرود آزادی می‌خوانند. همسایگان اسیر، در رویای آزادی با شادی مردم مصر همنوا می‌شوند و می‌آموزند که ظلم رفتنی است.

غزه امیدوار می‌شود که شاید روزنه‌ای بر‌حصر ظالمانه‌اش باز شود.

هم پیالگان مبارک به خود می‌لرزند. طنین صدای خروشان مردم همه آنها که بر صندلی‌های ظلم تکیه زده‌اند را می‌لرزاند.

در آستانه این پیروزی اگر منصفانه به قضاوت بنشینیم مصر بیش از همه با بال‌های پرندگان جوان آزادی را تجربه کرد.

آنها که در روزهای آینده آرمان‌ها و آرزوها را می‌جستند و ترس و انفعال را روا نمی‌دانستند.

جوانانی که ماندند تا روزهای شیرین بی‌دیکتاتور را تجربه کنند و البته آنها که جانشان را هدیه کردند و یادشان با یاد رهایی پیوند خورد.

کوچه‌های مصر در این روزها که آرام شده نجوای مادرانی را می‌شنود که پاره‌های تن خود را تقدیم انقلاب کرده‌اند.

آنها با عکس جوانان ناکام خود واگویه‌های آزادی را نجوا می‌کنند و به حسرت جای آنها را در این روزها خالی می‌کنند.

احمد بسیونی، سیف‌الله مصطفی، سالی زهران، محمد عبدالقادر، کریم بنونه، مصطفی الصاوی، محمد محروس و صدها و هزاران شهید این روزها نیستند تا دست در دست جوانان و دوستانشان در خیابان‌های آزاد مصر قدم بزنند و از هوای سبک مصر ریه پر کنند.

مصر امروز شادمان و داغدار است. بهای این آزادی را با جان شیرین عزیزانش داده است. شهیدانی که دیکتاتور از آشکار شدن آرامگاهشان هم می‌ترسید و هراس داشت. این بهای سنگین آزادی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها