حالا تنها از میان جوایز و جشنوارههای مختلف سینمایی جای جایزه اسکار در سینمای ایران خالی است. اما نکته جالب توجه استقبال از فیلم تازه فرهادی در تفاوت سینمای او با دیگر سینماگران پرافتخار ایران در جشنوارههای خارجی است.
پیش از این در کنار وجوه سینمایی اثرهای شرکت یافته در این جشنوارهها همواره نگاهی سیاسی نیز به این نوع فیلمها سنجاق شده بود. برای همین بود که شاید میان اهالی سینما اصطلاحی باب شده بود تحت عنوان «فیلمهای جشنوارهای».
فیلمهایی که فراتر از نگاه سینمایی به ساختار و قصه و محتوای اثر؛ بیشتر به موضوع فیلم به عنوان داستانی برگرفته از کشوری در حال توسعه و جهان سومی توجه میشد، این آفت زمانی بارزتر بود که زمانی فیلمی با نگاهی منفی به این جشنوارهها راه مییافت بیشتر مورد توجه قرار میگرفت، اما اصغر فرهادی با 2 فیلم «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین» توانست این روند را متوقف کند.
داستان هر دو فیلم این بار بر خلاف فیلمهای موسوم به «فیلمهای جشنوارهای» میان طبقه متوسط ایرانی میگذرد و پیام و حرف فیلم نیز به هیچ محدوده جغرافیایی خاصی محدود نمیشود.
فرهادی با انتخاب هوشمندانه موضوع فیلمهای اخیرش محتوایی جهانشمول را انتخاب میکند تا مخاطب خود را فراتر از مرزهای ایران به سراسر جهان افزایش دهد. این بار سوالی که در فیلم موضوع چالش اثر است ربطی به طیفی محدود از هیچ کشور خاصی ندارد و میتواند چالش اصلی هر شهروند جهانی باشد.
تصویری که فرهادی از ایران امروز، زندگی مدرن و چالشهایی که جامعه امروز با آن درگیر است نشان میدهد چندان با فضایی که مخاطب غربی از این سرزمین در ذهن دارد نمیخواند، این تصویر پیچیده از معادلات انسانی حاکم بر طبقه متوسط جامعه ایرانی برای تماشاگر غربی تازه و عجیب است.
«جدایی نادر از سیمین» همانند فیلم «درباره الی» که 2 سال پیش جایزه بهترین کارگردان جشنواره برلین را برای فرهادی به ارمغان آورد و در ادامه در بسیاری از کشورها اکران شد، این امکان را به طور بالقوه دارد که تماشاگر غربی را درگیر موضوع خود کند.
همانطور که دبورا یانگ منتقد معروف مجله هالیوود ریپورتر مینویسد: «این فیلم موفق میشود جامعه ایرانی را به نحوی در کانون توجه قرار دهد که نمونه آن را در کمتر فیلم دیگر میتوان یافت.
سیاست؛ ظاهرا حضوری در داستان این فیلم ندارد، هرچند اساس داستان جدایی یک زوج طبقه متوسط است. در صحنه صحنه این فیلم جزئیات جدیدی ارائه میشود و همین جزئیات جدید دورنمای اخلاقی داستان را تغییر میدهد.
فیلمنامه فرهادی به طرز قابلتوجهی طرف هیچ یک از شخصیتها را نمیگیرد؛ بلکه برعکس، همه شخصیتها به طور برابر، هم حق دارند و هم ندارند. همه آنها در چنبره غرور و خودخواهی، اخلاقیات و باورها و پول و افتخار گیر افتادهاند».
با این حساب باید منتظر بود تا فصل تازهای از موفقیتهای سینمای ایران در جشنوارههای خارجی رقم بخورد.
میثم اسماعیلی/ گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم