بیابان خار را هم دوست دارد

در این چند روز عید مسافرت رفتید؛ به کجاها سرزدید؛ شاید هم سیر در انفس را به آفاق ترجیح داده باشید و در خانه به کارهای عقب افتاده رسیدگی کرده باشید.
کد خبر: ۳۸۶۲۷
در هر صورت اگر به دامن طبیعت هم پناه نبرده باشید، روز سیزده بدر را حتما از دست نداده اید.
همیشه در حین سفر بیابان های اطراف جاده ها توجه ما را به خود جلب می کنند.
به نظر خیلی ها این بیابان ها جز خار و تیغ و گاهی پلاستیک چیز دیگری ندارند. اگر به شما بگویند به ردیف کاشتن همین تیغها و خارها جزیی از برنامه های درختکاری سازمان منابع طبیعی است ، چقدر تعجب می کنید؛
اگر تعجب نکردید، حتما می دانید درختکاری فقط به کاشتن درختان همیشه سبز در اطراف شهرهای بزرگ یا درختان میوه در دشتهای پست محدود نمی شود.
رسم است روز سیزدهم سبزه گره بزنیم و آرزو کنیم ، اما این بار همراه با ما به دل طبیعت وحشی کنار جاده ها بیایید، بلکه بعد از خواندن این گزارش کمی از تعجب شما کم شود.
شاید سال آینده به جای سبزه ، خاره گره زدید.


روز طبیعت به همراه یک گروه طبیعت دوست از دانشگاه تهران رهسپار بیابان هایی با بوته های خار و پلاستیک شدیم.
این گروه ظاهرا به ابتکار انجمن ژنتیک دور هم جمع شده اند و قرار است ضمن درختکاری ، با ذخایر توارثی گیاهی موجد در کشور هم آشنا شوند.
مهندس علیرضا زبرجدی ، از اعضا هیات مدیره انجمن ژنتیک توضیح می دهد که ایران از غنی ترین و تنوع ترین ذخایر ژنتیکی گیاهی در جهان برخوردار است ، به طوری که با داشتن حدود 8 هزار گونه گیاهی با کل ذخایر اروپا برابری می کند و از طرفی روزانه بسیاری از این ذخایر در حال نابودی و انقراض هستند.
در چنین وضعیتی شناسایی این ذخایر کمک بزرگی در حفاظت از آن به ما می کند، امروز ضمن درختکاری با گیاهان بیشتری هم آشنا می شویم.
همین طور که دکتر چائی چی عضو هیات علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران ، سوار مینی بوس می شود، از او می پرسم:

واژه درختکاری شما را به یاد چه می اندازد؛
درختکاری در کل کار خوبی است. خرمی و زیبایی را تداعی می کند. اما برای انجام صحیح آن شرایط اقلیمی هر منطقه را باید در نظر گرفت اگر دقت کنید می بینید که در مناطق مرکزی ایران در بعضی نقاط درختی دیده نمی شود و در سایر مناطق هم فقط درختچه های تاغ و درمنه هست.
اگر اقلیم منطقه اجازه بدهد، خورد اقلیم هایی هم ایجاد می شود که رویش درختان خاص همان منطقه را به دنبال دارد.

فکر می کنم درختکاری در تصور عموم ، کاشتن درختان میوه یا در نهایت همیشه سبز است. با این حساب منظور شما این است که اول باید آب و هوا را در نظر گرفت؛
بله ، قطعا این طور است ما نمی توانیم از طبیعت انتظارات نابجا داشته باشیم.
به عنوان مثال به شکل سنتی در مناطق کویری ایران دور تا دور اراضی کشاورزی را درخت سنجد می کاشته اند. این درخت نسبت به خشکی مقاومت بالایی دارد. به باد هم مقاوم است.
در نتیجه نقش بادشکن را هم بازی می کند، گذشته از فضای سبزی که همراه خود به بار می آورد، میوه های مفیدی هم دارد که از نظر دارویی اهمیت دارند.
وجود همین میوه ها سبب می شود پرندگان به دنبال آن هزاران جاندار دیگر به این نواحی کشیده شوند. انجیر هم درخت دیگری است که تقریبا همین ویژگی ها را دارد، این که کشاورزان سنتی ماآگاهانه انتخاب می کردند که چی را کجا بکارند، خیلی خوب است.
ما باید از این دانش هم استفاده کنیم.

شما امروز که برای درختکاری حرکت کرده اید، قصد دارید چه نوع درختی و در کجا بکارید؛
ما به سمت شهریار و از آنجا به ساوه می رویم. در این منطقه گذشته از باغهای میوه که به شکوفه هم نشسته اند، عرصه های وسیعی از دشتها دیده می شود که از نظر پوشش گیاهی خیلی مهم هستند.

اهمیت اینها به خاطر حفظ همان آبهای سطحی و جلوگیری از فرسایش و سیل است؛
بله غیر از اینها درختان آتریپلکس و درمنه و آرتیزیا در پناه خود شرایطی ایجاد می کنند که گیاهان مناسبی برای گله های دام (که ما به آن گراس می گوییم) پرورش پیدا کنند.
از این گذشته در سایه این گیاهان جانوران زیادی زندگی می کنند؛ مثلا موشها و بعد مارها و به دنبال آنها عقاب و پرنده ها و...
و در نهایت یک جامعه گیاهی و جانوری که ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند و همان محیط زیست را تشکیل می دهند، گیاهان دارویی هم که جای خود دارد.
این سیستم بسیار پایدار است و اگر با دخالت خود ما دوباره تخریب نشود، تا مدتها به عمر مفید خود ادامه می دهد.

چرا احیای مراتع اینقدر مهم است یا اجازه بدهید این طور بپرسم که چرا احیای مراتع مقدم بر کاشت درختان زینتی از قبیل کاج و سرو است؛
مگر آنها در حفظ محیط زیست دست کمی از گیاهان بیابانی دارند؛

مراتع بخش وسیعی از کشور ما را به خود اختصاص داده اند، هرچند احیای مراتع خیلی مهم است ، اما درختکاری هرچه باشد خوب است. احیای مراتع معمولا به 2 صورت انجام می شود.
در حالت متعادل تر تخریب کم است ، ما منطقه را قرق می کنیم و مانع ورود دام به منطقه می شویم تا گیاهان مرتعی دوباره با بذردهی تکثیر شوند.
اما در حالت دوم تخریب شدیدتر است و سالهای متوالی طول می کشد تا یک مرتع احیا شود. اینجاست که باید از مناطق مرجع بذر مناسب تهیه کنیم.

مناطق مرجع

مناطق دست نخورده مثل یک پادگان نظامی ، که هیچ دامی وارد آن نشده باشد یا یک امامزاده یا ایستگاه تحقیقاتی مناطق مرجعی هستند که گیاهان خوب و مناسب را از این مکان ها انتخاب و بذرگیری می کنند و طی 2 یا 3 سال تحت حفاظت قرار می دهند، اما گاهی هم به دلیل چرای بیش از حد دام ، خاک چنان لگدکوب می شود که بذر بخوبی استقرار پیدا نمی کند.

  • درختکاری کافی نیست. حفاظت از مناطق کاشته شده هم لازم است ما باید از مراتع در مقابل چرای بی رویه حفاظت کنیم.

  • در این مواقع از گیاهان خارجی (که با منطقه مورد نظر سازگارند) استفاده می شود. این گیاهان که نسبت به تخریب خاک خود را تطبیق می دهند، در عین حال کم توقع هستند.
    آتریپلکس و تاغ ازجمله این گیاهان هستند و در بیشتر بیابان های ایران از این گیاهان استفاده می شود. همین مساله باعث شد تا چند و چون موضوع را از دکتر چائی چی بپرسیم:

    چرا در بیشتر بیابان های ایران برای احیای مراتع از گیاهان سازگار استفاده می کنند؛
    ما به اینها گیاهان پیش رو می گوییم. اصلی ترین خصلت آنها این است که در شرایط نامساعد محیطی بخوبی استقرار پیدا می کنند.
    هرچند پوشش سبزی که ایجاد می کنند، ممکن است برای دام خیلی مفید نباشد، اما از نظر زیست محیطی جوابگوست. کم کم به منطقه ای می رسیم که می گویند سال گذشته درختکاری شده.
    هرچند در نگاه اول به خاطر رنگ خاص و همرنگ محیطشان به نظر نمی رسد که اینها واقعا کاشت دست بشر باشند، اما با کمی دقت می بینیم ردیفهای منظم خودنمایی می کنند.

    ردیف درختان

    درختانی ردیف توجهمان را جلب می کند از دکتر چائی چی می پرسم چرا باید درختان با این فاصله های زیاد از هم کاشته شوند؛ مبنای اصلی این فاصله ها چیست؛
    هر درختچه ای که کاشته می شود، بعد از استقرار در محیط یک میکروکلیما در اطراف خود ایجاد می کند که در سایه آن بسیاری از گیاهان رشد می کنند و در عین حال یک تنوع زیستی هم ایجاد می شود.
    در محیط زیست هرچه تنوع بیشتر باشد، بقا و پایداری موجود زنده هم بیشتر است.
    مهندس حمیدرضا دورودیان ، متخصص زراعت می گوید: تنوع 3سطح دارد. سطح اول که بیشتر مورد توجه اکولوژیست هاست ، تنوع در کلیمای منطقه است ، که در ایران بسیار زیاد دیده می شود. کشور ما اقلیم های کوه ، جنگل ، بیابان و دشت را باهم دارد.
    در سطح دوم تنوع گونه ای است که در مباحث گیاه شناسی مطرح می شود؛ مثلا در مناطق حاره گونه های زیادی داریم و در بعضی مناطق کمتر و در سطح سوم تنوع ژنتیکی است که مورد توجه دانشمندان علوم سلولی و ملکولی است و مثلا اکوتیپ های محصولات زراعی را بررسی می کنند.

    چرا کاکتوس نمی کاریم؛
    علت اصلی این کار تفاوت در بیوم این مناطق است. به این بیوم که در صحراهای امریکا دیده می شود در اصطلاح چاپارل می گویند.
    چائی چی با بیان این مطلب اضافه می کند: بیابان ها با هم متفاوتند و قاعدتا نباید انتظار داشته باشیم همان اتفاقی که در آن سوی کره زمین می افتد، با همان کمیت و کیفیت این جا هم رخ بدهد.
    گاهی اوقات همین از خارج وارد کردن یک گونه گیاهی فاجعه های زیست محیطی به دنبال دارد.

    مثلا چه فاجعه ای؛
    مثلا یک گیاه به اسم پزواوپیس امریکانوس را سالها قبل از امریکا وارد کشور کردند و در مناطقی از بندر عباس که هیچ گیاهی رشد نمی کند استقرار دادند.
    بعد از مدتی چنان رشدی کرد که اولا پوشش گیاهی وسیعی ایجاد کرد (که البته خوشایند بود) و ثانیا با رشد بی رویه در فضای سبز شهرها اختلال ایجاد کرد.

    راه حلی هم برای مشکلات این چنینی سراغ دارید؛
    بهترین راه این است که برای آنها منفعتی پیدا کنیم ، مثلا این که آیا برای تغذیه دام مناسب هستند یا نه یا این که از چوب آنها می شود استفاده کرد یا از نظر دارویی فایده ای برای آن در نظر گرفت.
    مثالهای دیگر، گیاهان آزولا و لویی هستند که در بندر انزلی اکسیژن آب را بشدت گرفتند و باعث مرگ آبزیان شدند.

    آیا کاشت درخت کفایت می کند؛
    همه فکر می کنند کاشت درخت یعنی تمام ؛ اما واقعیت این است که این بخشی از کار است. چائی چی می گوید ما فقط درخت نمی کاریم.
    حفاظت از مناطق کاشته شده هم جزوی از کار ماست. ما باید از مراتع در مقابل چرای بی رویه حفاظت کنیم.
    بالاخره به منطقه ای که قرار است درختکاری کنیم نزدیک می شویم. دکتر چائی چی مراحل کار را توضیح می دهند:
    بذرهای آتریپلکس در آذر ماه جمع آوری و در خاکی که یک سوم کود دامی ، یک سوم خاک رس و یک سوم ماسه دارد رشد داده می شوند.
    البته بذرها را در گلدان های پلاستیکی سیاه که سوراخ های ریزی هم دارند می کارند تا برای سال بعد آماده کاشت شوند.
    بعد از گذشت یک سال با دستگاه های مکانیزه که به پشت تراکتور متصل هستند، شیارها و چاله هایی در زمین حفر می شود.
    این چاله ها بیضی شکل و توسط شیارها به هم مرتبط هستند، بوته ها در چاله ها کاشته می شوند و اطراف هر بوته تشتکی از خاک با حوضه آبریز کوچک ایجاد می شود تا آب بیشتری در نزدیکی گیاهچه ها فراهم شود.
    معمولا کاشت در آذر ماه است و در مرداد ماه سال اول با تانکر آنها را آبیاری می کنند و بعد از گذشت یک سال و استقرار کامل درختچه ها دیگر نیازی به آبیاری نیست و این درختچه ها تا 10 سال عمر مفید خود احتیاج به هیچ گونه مراقبتی ندارند.

    چرا بذرها به طور مستقیم در عرصه پخش نمی کنند؛
    چون خاک آماده کافی برای حفظ بذر را ندارند و رطوبت قابل توجهی هم فراهم نیست.
    موفقیت چندانی حاصل نمی شود. هرچند به طور طبیعی این اتفاق می افتد؛ اما نه در سطحی که ما از آن انتظار داریم.

    گیاهان آتریپلکس برای کاشت در تمام نقاط ایران معرفی شده اند؛
    بله هر چند مخالفت هایی هم مطرح بوده است. بعضی محققان معتقدند آتریپلکس روی پوشش طبیعی منطقه تاثیر منفی می گذارد، مثلا در نوعی رقابت بیوشیمیایی سایر گیاهان را از صحنه خارج می کند، یا با جذب رطوبت زیاد و سایه اندازی جلوی رشد تعدادی از گونه ها را می گیرد.
    حتی بعضی معتقدند آتریپلکس خاک راشور می کند، اما در عوض مزیتهایی هم دارد که گفتیم.
    دکتر می رود که نوعی دستگاه مکانیزه کاشت درختچه ها را به گروه معرفی کند و من با خود فکر می کنم که درختکاری در طول زمان چقدر تغییر کرده است و این که در این بیابان پر از خار کجا می توان علفی برای گره زدن پیدا کرد؛

    عاصفه الله وردی
    alahverdi@jamejamdaily.net

    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها